برخی از شهروندان کشور از گسترش روزافزون بیکاری و بیتوجهی طالبان به این معضل شکایت میکنند. آنان میگویند نبود فرصتهای شغلی در شرایط کنونی، زندهگیشان را بیش از هر زمان دیگری دشوار ساخته است. به گفته این شهروندان، در حال حاضر هر فردی که واسطه یا رابطهای با اعضای طالبان داشته باشد، میتواند بهسرعت در هر کاری که بخواهد استخدام شود. به باور آنان، سیستم ناسالم استخدام، نبود شفافیت و انحصار فرصتهای شغلی در دست یک گروه خاص، امید بسیاری از جوانان را برای ساختن آیندهای بهتر از میان برده است.
این شهروندان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح از طالبان میخواهند که بهجای وعدههای میانخالی و دعوت مهاجران به بازگشت به کشور، رسیدهگی به معضل بیکاری را در اولویت برنامههای اقتصادی خود قرار دهند. آنان تأکید میکنند که اگر برای مهار بیکاری اقدام جدی صورت نگیرد، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن بهمراتب افزایش خواهد یافت. به باور این شهروندان، ایجاد فرصتهای شغلی و توجه جدی به وضعیت معیشتی مردم میتواند تا حدی از گسترش بیکاری جلوگیری کند.
صابر، یکی از باشندهگان ولایت غزنی، روی گلیمهای رنگارنگ دستباف نشسته و بیصدا سایت کاریابی «اکبر» را مرور میکند؛ جایی که هر روز امید تازهای برای یافتن شغل در دلش زنده میشود، اما همچنان بیپاسخ میماند. او میگوید بارها برای استخدام در نهادهای مختلف تلاش کرده، اما هر بار با درهای بسته روبهرو شده است.
صابر میافزاید: «به خدا مردم خیلی بدبخت شدهاند. تقریباً چهار سال است که بیکار ماندهایم. پیش از رویکار آمدن طالبان در یکی از شرکتها کار میکردم، اما با آمدن طالبان شرکتها ورشکست شدند. به خدا هر روز سایت اکبر را بررسی میکنم، از دوست و آشنا میپرسم، و بسیاری از وسایل خانهمان را بهخاطر فقر فروختهایم؛ از بالون گاز گرفته تا کمپل و هر چیز دیگری.»
حمید (مستعار)، یکی از باشندهگان ولایت بغلان، میگوید که پس از تسلط دوباره طالبان بر کابل داشتن یا نداشتن کار برای جوانان، به عوامل مختلفی چون قومیت، میزان تحصیلات، محل زندهگی و در نهایت نوع ارتباط آنان با طالبان بستهگی دارد. او میافزاید باشندهگان ولسوالیهایی چون خوست، فرنگ، گذرگاه نور، اندرابها و نهرین، بهدلیل تعلقات قومی و نسبتدادن نام جبهه مقاومت به این مناطق، بهآسانی نمیتوانند کار یا وظیفه پیدا کنند و بسیاری از آنان ناچار میشوند راهی ایران شوند.
این باشنده بغلان میگوید: «حقیقت مسلم فعلی این است که اگر از قوم پشتون باشید یا لابیگر قویتری برای این قوم داشته باشید، نهتنها در بغلان، بلکه در سطح کشور میتوانید زودتر و آسانتر به کار و وظیفه دست یابید، در حالی که سایر اقوام با مشکلات جدیتری برای یافتن کار مواجه هستند.»
سلطان، یکی از باشندهگان کابل، نیز از گسترش روزافزون بیکاری در کشور شکایت دارد. او با ابراز نگرانی از نفوذ واسطهسالاری در نهادهای طالبان میگوید که این سیاستها باعث افزایش محرومیت و بدبختی جوانان شده است. او میافزاید که واسطهسالاری و قومگرایی در این نهادها نقش اساسی در محروم ماندن بسیاری از جوانان از کار و فرصتهای شغلی دارند.
سلطان در این باره میگوید: «تجربه شخصی خودم این است که بست آمریت یکی از کلینیکهای ولایت کابل را گرفته بودم. حتا وزارت صحت عامه کُد بست را به نام من نوشت و گفت برای امضای رییس صحت عامه کابل مراجعه کن. وقتی نزد او رفتم، ابتدا بسیار پرسوجو کرد که از کدام ولایت و کدام ولسوالی هستم و سپس پرسید که از جبهات ضد طالبان چه کسانی را میشناسم. در نهایت، صراحتاً به من گفت: چون تو فارسیزبان هستی، نمیتوانم این بست را به تو بدهیم.»
شکایت جوانان از بیکاری مسالهای تازه نیست؛ این پدیده سالهاست که بسیاری از جوانان کشور را درگیر کرده است. جوانان طالبان را یکی از عوامل اصلی افزایش بیکاری میدانند و میگویند وعدههای مطرحشده توسط آنان، در عمل فراموش میشود. به باور این باشندهگان، سخنان طالبان در کنفرانسها بیشتر جنبه شعاری دارد و آنها این وعدهها را به «شعارهای سرِ چوک» تشبیه میکنند که در عمل هیچ تغییری در وضعیت زندهگی و فرصتهای شغلی جوانان ایجاد نکرده است.
بریالی (مستعار)، یکی از باشندهگان ولایت هرات، میگوید که فقر و بیکاری سبب افزایش جرایم ضد امنیت در این ولایت شده است. او میافزاید که طالبان با کاهش بستهای دولتی و اخراج کارمندان، نقش مستقیم در بیکار شدن جوانان و سایر باشندهگان هرات داشتهاند.
بریالی میگوید: «تنقیص بستهای تحویلداران مکاتب و تعداد زیادی از استادان، بیکاری شمار زیادی از جوانانی که زرنج داشتند و اکنون بهدلیل محدودیتهای وضعشده و جریمههای سنگین، از کار بازماندهاند، جمعآوری غرفههای کوچک فروش لباس و مواد خوراکی در نقاط مختلف شهر، محدودکردن کار زنان در نهادهای دولتی، فشار بر زنان و ایجاد محدودیتهای کاری در محیطهای خصوصی همهی این موارد دستبهدست هم داده و سبب ایجاد چالشهای گسترده و بیشماری برای مردم شده است.»
امین، یکی از باشندهگان ولایت جوزجان، میگوید که بیکاری جوانان سبب شده بسیاری از آنان به مهاجرت غیرقانونی به ایران و ترکیه روی آورند. او تأکید میکند که اگر فرصتهای شغلی در داخل کشور فراهم شود، جوانان هرگز به مسیرهای غیرقانونی و پرخطر مهاجرت تن نخواهند داد.
امین میافزاید: «بیکاری زیاد سبب شده که اکثر جوانهای مان مهاجر شود، حتا به صورت غیرقانونی و به سختی زیاد به کشور های دیگر بروند و در کشورهای دیگر به مردم کار کند. ما نباید اجازه بدهیم از ما در کشور های دیگر استفاده شود، باید زمینه کار در کشور خودمان مساعد شود. حت من شاهد هستم که جوانهای ما در مرزهای ایران و ترکیه به شکل بسیار سختی جان میدهند و برای کار جان شان را از دست میدهند.»
نوروز علی، یکی از باشندهگان ولایت غور، میگوید که بیکاری در این ولایت به اوج خود رسیده است. او میافزاید: «وضعیت بیکاری واقعاً وخیم است. مردم میگویند اگر با یک مجاهد [طالب] یا واسطه ارتباط داشته باشی، شاید بتوانی کاری پیدا کنی، اما اگر چنین کسی را نداشته باشی، حتا اگر نابغه هم باشی، کار برایت فراهم نمیشود. چه در نهادهای دولتی باشد و چه در موسسات، فرقی ندارد؛ بهتر است در خانه بنشینی.»
در همین حال، آگاهان اقتصادی تأکید میکنند که عوامل اصلی بیکاری در افغانستان، شامل جنگ طولانی، خشکسالیهای مداوم و نبود حکومت باثبات است.
قطبالدین یعقوبی، کارشناس مسایل اقتصادی، در این باره میگوید: «یکی از دلایل اصلی بیکاری در افغانستان، جنگی است که بیش از ۴۵ سال کشور را درگیر خود کرده است. علاوه بر آن، خشکسالی، نبود حکومتهای باثبات، کوچ اجباری مردم از قریهها و قصبات به خارج از کشور و کمبود فرصتهای شغلی در کنار مشکلات گسترده اقتصادی در روستاها و شهرکها، همه دست به دست هم دادهاند.»
پیش از این، وزارت کار و امور اجتماعی طالبان اعلام کرده بود که برای کاهش نرخ بیکاری در کشور، برخی کشورهای خارجی بهویژه قطر، زمینههای انتقال قانونی کارگران را فراهم کردهاند و پس از تصویب پیشنویس توافقنامه، فرصت کار برای بسیاری از کارگران در این کشور فراهم خواهد شد.
با گذشت پنج ماه از اعلام برنامه انتقال کارگران افغانستان به قطر، سرنوشت این طرح همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. طالبان پیش از این از اختصاص شش هزار و ۸۰۰ بست کاری برای اعزام کارگران به قطر خبر داده بودند، اما نتیجه آن تا کنون روشن نشده است.
این در حالی است که با وجود شرایط سخت تعیینشده برای این بستها، بیش از ۴۰ هزار تن برای بهدست آوردن فرصت کار در قطر ثبتنام کردهاند؛ موضوعی که شدت بیکاری و نیاز مبرم مردم به فرصتهای شغلی خارج از کشور را نشان میدهد.
پیش از این، بانک جهانی در گزارشی اعلام کرده بود که میزان بیکاری در کشور دو برابر شده و از هر چهار جوان در افغانستان، یک تن بیکار است. در این گزارش آمده است که پس از تسلط دوباره طالبان، خانوادهها در افغانستان بهدلیل بحران اقتصادی مجبور شدهاند نیروی کار اضافی را به کار گیرند تا زندهگی خود را ادامه دهند، اما تقاضا برای نیروی کار بهشدت محدود است.
هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در سخنرانی خود به مناسبت عید سعید فطر ادعا کرد که فقر بخشی از تقدیر الهی است و فقیران نباید از وضعیت خود شکایت کنند. به گفته او، خداوند از ازل میدانست که فقیران صبور خواهند بود و به همین دلیل آنان را فقیر آفریده است. رهبر طالبان از فقیران خواست که قناعت پیشه کنند و دیگران را مسوول مشکلات اقتصادی خود ندانند.






