طالبان با حذف زنان و دختران از نظام آموزشی و تحصیلی و حذف سیستماتیک استادان زن از دانشگاهها، تلاش دارند ظرفیت علمی زنان را نیز به حاشیه برانند. به گفته شماری از استادان دانشگاههای کشور، این روند نهتنها به معنای پایان شغل برای صدها زن نخبه است، بلکه نمادی آشکار از ستیز با دانایی، تخصص و آینده آموزش و تحصیل در افغانستان بهشمار میرود. وزارت تحصیلات عالی طالبان به بهانه تنقیص بست، اکثریت استادان زن را از دانشگاهها منفک کرده است. منابع دانشگاهی میگویند که این اقدام نه بر مبنای نیاز علمی یا ضرورتهای تحصیلی، بلکه برخاسته از رویکرد ایدیولوژیک و تبعیضآمیز طالبان در قبال زنان و تحصیلات عالی صورت گرفته است. استادان پیشین دانشگاهها میگویند که علاوه بر گرفتار شدن در مشکلات شدید اقتصادی و روانی، احساس تحقیر و تنزل جایگاه اجتماعی نیز بر آنان مستولی شده است. آنان تاکید میکنند که بهدلیل محرومیت گسترده زنان از فرصتهای شغلی، از تامین نفقه خانوادههایشان نیز عاجز مانده و خاموشانه فراموش شدهاند.
شماری از استادان زن که از سوی وزارت تحصیلات عالی طالبان تنقیص بست شدهاند، میگویند که در کنار افزایش مشکلات اقتصادی، تمام رویاهایشان نابود شده، جایگاه اجتماعیشان تنزل یافته و دچار احساس بیهودهگی شدهاند. این استادان تاکید میکنند که اکثریت آنان با مشکلات شدید روحی و روانی دستوپنجه نرم میکنند. به گفته آنان، حاصل سالها تلاش علمی و حرفهایشان بهیکباره از میان رفته و اکنون احساس میکنند که بهکلی نابود شدهاند.
آسو (مستعار) که بهمدت هفت سال در یکی از دانشگاههای کشور تدریس کرده، میگوید که تنقیص بست تاثیر بسیار بدی بر زندهگیاش گذاشته است. او میافزاید که در حال نگارش رساله علمی برای ترفیع رتبهاش بود، اما این تصمیم طالبان او را کاملاً نابود کرده و روند ترفیع علمیاش را نیمهتمام گذاشته است.
این استاد دانشگاه میگوید که پنجهزار افغانی که پیش از این از سوی طالبان به استادان زن پرداخت میشد، دستکم بخشی از مشکلاتش را حل میکرد. اما قطع این مبلغ نیز به معضل مالی او افزوده و تحمل شرایط را برایش دشوارتر ساخته است.
آسو میافزاید: «محرومیت از کرسی دانشگاه، همه آرزوهایم را به بنبست رساند؛ چون برای رسیدن به جایگاه استادی دانشگاه زیاد زحمت کشیده بودم و در میان رقیبان، با زحمت فراوان موفق شدم. امروز دچار مشکلات روانی شدهام و حتا مدتی را در بستر بیماری سپری کردم. این درد هیچگاه از ذهنم پاک نخواهد شد.»
نگینه، استاد دانشکده کمپیوترساینس در یکی از دانشگاههای دولتی افغانستان بود. او پس از فراغت، به مدت هشت سال بهعنوان استاد مشغول به کار شد و امیدوار بود با تلاش خود، مصدر خدمت به کشور گردد. اما پس از صدور دستور ممنوعیت تحصیل و تدریس زنان، خانهنشین شد. با این حال، هنوز امید داشت روزی بتواند به دانشگاه بازگردد؛ امیدی که با اعلام تنقیص بستش فرو ریخت.
این استاد پیشین دانشگاه میگوید که تنقیص بست، ضربهای بزرگ بر زندهگی شخصی و شغلیاش وارد کرده است. به گفته او، از دست دادن موقعیت شغلی نهتنها به معنای قطع منبع اصلی درآمدش بود، بلکه باعث شد هویت و حتا احساس مفید بودن در اجتماع را نیز از دست بدهد. او همچنین تاکید میکند که از نظر مالی با نبود منبع درآمد و کمبود فرصتهای کاری مناسب، تامین هزینههای روزمره زندهگی برایش بسیار دشوار شده است.
نگینه میافزاید: «بیشترین چیزی که در کنج خانه آزارم میدهد، احساس محرومیت از حق آموزش است که سالها برای رسیدن به آن تلاش کرده بودم. علاوه بر این، دیگر آن جایگاه اجتماعی را که بهعنوان یک استاد داشتم، از دست دادهام و اکنون مانند بسیاری از زنان خانهنشین، صرفاً به امور خانه و کارهای روزمره مشغولم؛ در حالیکه ظرفیتها و تواناییهای علمیام بیاستفاده ماندهاند. این احساس نادیدهگرفتهشدن و به فراموشی سپردهشدن، یکی از رنجهای عمیق من در شرایط فعلی است.»
شگوفه (مستعار)، استاد پیشین دانشگاه کابل، به روزنامه ۸صبح میگوید: «وضعیت و حالتی را که چند وقت میشود با آن روبهرو هستم و تجربه میکنم، بیان کردنش بسیار سخت است و نمیتوانم آن را با چند جمله به تصویر بکشم.»
این استاد دانشگاه کابل میافزاید: «از بیستم ثور که مقابل اسمم کلمه تنقیص را دیدم، شوکه شدم. در یک حالت دیگری هستم و تمرکز خود را از دست دادم و نمیتوانم حال بدی را که دارم بیان کنم.»
سمیرا (مستعار)، از سال ۱۳۸۱ تا زمانی صدور دستور تعلیق تدریس زنان در دانشگاهها، در یکی از دانشکدههای دانشگاه کابل تدریس میکرد. او میگوید که طالبان استادان زن را با بیاحترامی، بدون ذکر تخلص و رتبه علمیشان، از تنقیص بستشان اطلاع دادند، در حالی که میتوانستند این روند را با احترام و تکریم انجام دهند. او تاکید میکند که تقرر، ترفیع و تحصیلات استادان زن هرگز شفاهی نبوده است که اکنون منفکی و تنقیص آنان نیز بهشکل شفاهی انجام شود. به گفته او، اطلاعرسانی رسمی و محترمانه حق مسلم آنان بود تا دستکم از سرنوشت خود بهدرستی آگاه میشدند و احساس حقارت نمیکردند.
این استاد دانشگاه کابل میافزاید که بهشمول خودش، همه استادان زنی که خانهنشین شدهاند، اکنون با مشکلات روحی، روانی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. او با اشاره به ضربالمثل عامیانه «زمین سخت و آسمان دور» میگوید که هیچ کاری از دستشان ساخته نیست؛ بسیاری از این زنان حتا پس انداز مالی برای آغاز یک کار جدید یا راهاندازی تجارتهای کوچک ندارند.
سمیرا میگوید: «خودم با مشکل اقتصادی، روحی، روانی و امنیتی دستوپنجه نرم میکنم. سایر استادان زن نیز در وضعیتی مشابه قرار دارند و من میدانم که درد و رنج ما مشترک است.»
همزمان، سه استاد زن دیگر در گفتوگو با روزنامه ۸صبح درباره وضعیت کنونی زندهگیشان تنها به این جمله کوتاه بسنده کردند: «جز تأسف، چه میشود گفت؟» آنان تاکید کردند که تهیه گزارش و بازتاب وضعیت استادان زن در زیر سلطه طالبان هیچ تغییری ایجاد نخواهد کرد. این استادان از ادامه گفتوگو و ارایه جزییات بیشتر درباره شرایط خود خودداری کردند.
در همین حال، برخی از استادان پیشین که اجازه یافته بودند تا تاریخ ۱۸ ثور، یعنی زمان رسمی صدور مکتوب تنقیص، به دانشگاه مراجعه کرده و حاضری خود را امضا کنند، میگویند که برخی از همکاران زنشان تا پنجم جوزای سال جاری حاضری امضا کردهاند.
این استادان دانشگاه کابل میگویند که برخی از زنانی که تنقیص بست نشدند، کسانی هستند که شوهران یا اعضای خانوادهشان همچنان بهعنوان استادان برحال در دانشگاه کابل فعالیت دارند. به گفته آنان، در میان این افراد، دختران جوان، تازهتقرر و بدون تجربه نیز دیده میشوند که برخلاف بسیاری از استادان با تجربه و رتبههای علمی، تنقیص نشدهاند.
این استادان تاکید میکنند: «کسانی که بستهایشان حفظ شده، روابط نزدیکی با رییس دانشگاه کابل و وزیر تحصیلات عالی طالبان دارند و شاید هم هم عقیده و اجنتهایشان بوده باشد که بستهای آنها را حفظ کردهاند.»
همچنان، منابع تایید میکنند که این روند تنها محدود به دانشگاه کابل نبوده، بلکه در شماری از دانشگاههای ولایات نیز بهگونه مشابه اجرا شده است. به گفته آنان، بستهای افراد وابسته، دلخواه و دارای واسطه حفظ شده و از تنقیص در امان ماندهاند.
استادان زن که از دانشگاهها منفک شدهاند، میگویند: «بیشتر از همه، این بخش ماجرا دردناکتر است؛ اینکه هیچ معیار شفافی وجود نداشت. استادان باتجربه و دارای رتبههای علمی بالا را منفک کردند، در حالیکه برخی افراد بیتجربه یا تازه وارد که رابطه یا واسطه داشتند، در بستهایشان باقی ماندند.»
طالبان به بهانههای «بازنگری نصاب» و «تنقیص بست»، استادان زن را بهگونهای سیستماتیک و ساختاری از دانشگاهها حذف کردهاند. منابع دانشگاهی نیز تایید میکنند که این تصمیمها نه علمی، بلکه سیاسی و مبتنی بر تبعیض جنسیتی است. به گفته آنها، حذف استادان زن در کنار کنارزدن کتابهای مرتبط با حقوق، علوم سیاسی و مطالعات جنسیت از نصاب آموزشی، نشاندهنده شدتگرفتن جهتگیری سرکوبگرانه طالبان در برابر دانش و پژوهش مدرن است.






