دکتر محمد یونس طغیان ساکایی، استاد بازنشسته ادبیات دانشگاه کابل، در سن ۶۸ سالهگی در امریکا در اثر بیماری سرطان درگذشت. درگذشت او مایه تأثر و تألم جامعه فرهنگی و ادبی کشور شده است. دهها شاعر، نویسنده، پژوهشگر و سیاستمدار مرگ ساکایی را ضایعهای جبرانناپذیر برای جامعه ادبی کشور دانستهاند. او ۳۸ سال در دانشگاه کابل به تدریس تاریخ ادبیات و ادبیات حماسی مشغول بود و در تمام این دوران، به تحقیق و پژوهش در زمینه ادبیاتشناسی پرداخته است. دکتر ساکایی شش عنوان کتاب درسی برای دانشجویان ادبیات تألیف کرده است. «نظم در دری (متون شعر حماسی)، «در شناخت فردوسی و شاهنامه (فردوسیشناسی)»، «تاریخ ادبیات در سدههای هفتم و هشتم هجری (عصر مغول)»، «تاریخ ادبیات در سدههای نهم و دهم هجری (عصر تیموریان)»، «متون تاریخی برای دوره فوقلیسانس» و «متون تعلیمی برای دوره فوقلیسانس» از کتابهای چاپشده او هستند. ساکایی همچنین رسالات و مقالات متعددی را در حوزه ادبیات، بهویژه در زمینه شاهنامهپژوهشی نوشته و منتشر کرده است. او مدتی نیز در بخش ادبیات روزنامه ۸صبح همکاری داشته و مقالاتش را در زمینه ادبیات و شاهنامهپژوهشی از طریق این رسانه منتشر کرده است.
استاد طغیان ساکایی علاوه بر تدریس در دانشگاه کابل و برخی دانشگاههای دیگر، در حوزه شاهنامهپژوهی زبانزد خاص و عام بود. وی مدتی را بهعنوان رییس دانشگاه بغلان نیز خدمت کرده و زاده ولسوالی اندراب این ولایت بود. او بامداد شنبه، ۱۲ میزان، در اثر بیماری سرطان در شفاخانه «استنفورد» کالیفرنیای امریکا چشم از جهان فرو بست. نزدیکانش گفتهاند که او ابتدا از ناحیه گوش مورد جراحی قرار گرفت، اما پس از این عمل، علایم سرطان در کبدش ظاهر شد و فرصت درمان را از او گرفت.
استاد ساکایی افزون بر شهنامهپژوهی و تدریس در دانشگاه، شاعر نیز بود. او در ۲۹ جولای سال جاری میلادی در صفحه فیسبوک خود که گویی از رنج و اندوه درد جانکاهش خبر میداد، چنین نوشته است:
«یک چتر سیاه دایمی شام غمت – سر کرده فرو زمانه در دام غمت
تا دیده به چشم روز روشن نکنی – هرگز نبرد جغد شب از بام غمت»
آقای ساکایی درباره بیماری خود در ۲۰ آگست ۲۰۲۵ در صفحه فیسبوکش نوشته بود: «به اطلاع عزیزان خود خود میرسانم که دیروز از شفاخانه مرخص شدم. ازدعا و خواست و آرزوی همه دوستان به خاطر اعاده صحت خود، مشکورم. پروسه تداوی ادامه دارد و امیدوارم که دیگر مشکلات جدی پیش نیاید. تطبیق دواهای مخلف اسباب ضعف مقاومت عمومی بدن را بالا برده و دکتوران معالج خبرگیریهای بالینی را مسالت نمیدانند، خانواده من به تلفنهای دوستان جواب میدهند.»
مرگ این استاد بازنشسته ادبیات دانشگاه کابل و شاهنامهپژوه، واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی بهدنبال داشته است. علاوه بر نویسندهگان، شاعران و جامعه فرهنگی، صدها تن از دانشجویانی که در صنفهای او حضور داشتهاند نیز درگذشت استاد ساکایی را ضایعهای بزرگ برای جامعه علمی و دانشگاهی کشور توصیف کردهاند.
استاد نیستانی انجیریان، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه کابل، در واکنش به درگذشت طغیان ساکایی نوشته است: «استاد ساکایی در پهنه ادب پربار و گرانسنگ فارسی دری، به جهان شاهنامه دل بسته بود و در این زمینه نوشتههای ارزشمندی به یادگار گذاشته است. استاد خوب و مهربان بود و غریبانه و پاک زیست. غم و اندوه رنجدیدهگان و بینوایان در دل و سودای رهایی آنان در سر داشت؛ مگر ای بسا آرزوها که خاک شده.»
دکتر محمد امین احمدی، رییس پیشین دانشگاه ابنسینا و پژوهشگر امور دینی، درگذشت دکتر طیغان ساکایی را به جامعه علمی و دانشگاهی کشور تسلیت گفته و او را دانشمندی متواضع، فرهیخته و صادق توصیف کرده است. احمدی تاکید کرده که ساکایی از هرگونه تظاهر، نخوت و ریا پاک بود.
پر تو نادری، شاعر و نویسنده، در سوگ طغیان ساکایی نوشته است که دیگر شانهای برای گریستن ندارد و آرزو کرده کاش کسی بود که سر بر شانههایش بگذارد و در سوگ او بگرید. او افزوده است: «خبرهای بامدادی در این سرزمین تلختر و سیاهتر از شامهای تاریک و دودآلود است. استاد طغیان ساکایی، استاد دانشگاه کابل، دانشمند فرهیخته، شاعر و شاهنامهشناس کمنظیر کشور، به تعبیر حکیم عمر خیام، با هفت هزار سالهگان سر به سر شد. او از خادمان بزرگ زبان و ادبیات پارسی دری بود و بخش عمده زندهگی خود را در پژوهش در سرزمینهای اسطوره، تاریخ و فرهنگ شاهنامه صرف کرد. نوشتهها و کتابهای ارزشمندی از استاد ساکایی به یادگار مانده است.»
پرتو نادری افزوده است: «خیلی دلتنگم و با خودم میگریم؛ اما سخت دلم میخواهد دوستی باشد، از میان جماعت یاران همدل، دست در گردنش کنم و تا میتوانم در سوگ آن عزیز بزرگوار بگریم.»
سمیع حامد، شاعر و نویسنده، در واکنش به درگذشت طغیان ساکایی نوشته است: «استاد طغیان از جوانی تا واپسین لحظهها با مهرورزی درس داد و پژوهش کرد، نگذاشت آذرخش روشنگری خاموش شود. بخش زیادی از شاعران امروز افغانستان که اکنون خود استاد ادبیاتاند، شاگردان صنفهای او در دانشگاه کابل و بلخ هستند. او هر جا میرفت، فضایی صمیمانه ایجاد میکرد و شاهنامه را زبان باز میکرد.»
انتشارات تاک با ابراز تسلیت نوشته است: «فایل نهایی کتاب «حدیث رستم»، دومین جلد از مجموعه شش جلدی کتابهای «هفتخان»، را برایش فرستادیم تا آخرین نگاه را بنیدازد تا اگر مشکلی نیست، کتاب را منتشر کنیم. دریغا که اکنون خبر درگذشتش را میخوانیم. ما از اینکه نتوانستیم مجموعه کتابهایش را زود منتشر کنیم، شرمنده اوییم، اگر عمر [باقی] باشد، بر سر قول مان هستیم.»
انجمن قلم افغانستان به مناسبت درگذشت طغیان ساکایی نوشته است: «استاد ادبیات، پژوهشگر دانا، توانا و پویا بود که تا واپسین نفسهایش نوشت، آموزش داد و در روشنگری و نوآوری تلاش کرد.»
افزون بر نهادهای فرهنگی و فعالان عرصههای مختلف، صدها تن از دانشجویان استاد ساکایی نیز درگذشت او را تسلیت گفته و برای جامعه علمی، فرهنگی و دانشگاهی کشور مایه تأثر دانستهاند. ضیاءالحق مهرنوش، یکی از دانشآموختهگان دانشگاه کابل، در سوگ ساکایی نوشته است: «استاد ساکایی عمر گرانبها و شریف خود را صرف کارهای شریف کرد. حتا در زندان ستمگر و سردی هجران و دوری از میهن، قلم بر زمین نگذاشت و تا توان داشت، نوشت و نور و روشنایی تولید کرد.»
واکنشها به درگذشت استاد ساکایی در شبکههای اجتماعی چنان گسترده است که گویی معلمی مهربان، همه را ساکت کرده و جهانی تاریک شده است.



