حضور همزمان هیاتهای طالبان و مخالفان طالبان در مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی، یکی از متفاوتترین صحنههای سیاسی نزدیک به پنج سال اخیر افغانستان را رقم زد. مراسم تشییع دیر یا زود به پایان میرسد، اما پرسشی که بیپاسخ میماند، اهمیت بیشتری دارد: آیا این رویداد غیرمنتظره تنها به همان صحنه محدود میماند یا هم سرآغاز تغییر در مناسبات مخالفان طالبان با دولتهای منطقه و مشخصاً جمهوری اسلامی خواهد شد؟
در نزدیک به پنج سال گذشته، دولتهای غربی و منطقه در مواجهه با افغانستان از یک واقعیت تبعیت کردهاند: اینکه قدرت سیاسی انحصاراً در اختیار طالبان قرار دارد و تعامل با این گروه اجتنابناپذیر است. البته مخالفان طالبان هرازگاهی خود در برخی کشورها نشستهایی برگزار کردهاند یا هم ازسوی نهادهایی دعوت شدهاند، اما در عمل جایگاه خاصی در دیپلماسی دولتهای منطقه نداشتهاند. اکنون دعوت همزمان از هیات طالبان و چهرههایی مانند احمد مسعود و محمد محقق، دستکم مخالفان طالبان را از موقعیت کاملاً حاشیهای خارج کرده است. بلی، هنوز نمیتوان گفت که جمهوری اسلامی در پی حمایت از مخالفان طالبان است، اما میشود گفت که برای نخستین بار پس از برگشت طالبان به قدرت، این تصور که گویا درباره افغانستان فقط با یک آدرس گفتوگو کرد، با علامت سوال روبهرو شده است. درست است که صرف همزمانی حضور در مراسم تشییع، بهخودیخود چالش جدی برای رژیم طالبان نیست، اما یک پیام دارد: اینکه حذف کامل مخالفان از محاسبات منطقهای، شاید آنقدرها هم قطعی نباشد که در سالهای اخیر تصور میشد.
اگر این برداشت درست باشد، پیامدهای آن میتواند فراتر از ایران هم برود؛ به این معنا که کشورهای دیگر نیز ممکن است به این نتیجه برسند که حفظ رابطه با طالبان، الزاماً بهمعنای نادیدهگرفتن مخالفان این گروه نیست. در این صورت، دعوت از چهرههای مخالف به نشستها، کنفرانسها و مناسبتهای رسمی دیگر اقدام غیرعادی تلقی نخواهد شد. چنین روندی اگر شکل بگیرد، انزوای سیاسی مخالفان را تا اندازهای کاهش خواهد داد، حتا اگر بهمعنای حمایت رسمی از آنان نباشد.
در مقابل، این تحول میتواند رابطه درونگروهی مخالفان طالبان را نیز وارد مرحله تازهای کند. آنان قریب به پنج سال گذشته، بیش از آنکه درگیر رقابت با طالبان باشند، گرفتار اختلاف درونی بودهاند. اکنون اگر دروازه برخی کشورهای منطقه دوباره بهروی بخشی از آنان گشوده شود، این پرسش مطرح خواهد شد که چه کسی نماینده واقعی اپوزیسیون افغانستان است؟ آیا همه جریانها در این روند سهم خواهند داشت یا تنها چند چهره شناختهشده به بازیگران اصلی تبدیل خواهند شد؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده که رقابت بر سر نمایندهگی، گاه بیش از رقابت با طالبان، اپوزیسیون را فرسوده کرده است. اگر سفر به تهران باعث شود مسعود و محقق بیشتر در کانون توجه دولتهای منطقه قرار گیرند، احتمال دارد دیگر چهرههای مخالف احساس کنند از معادله کنار گذاشته شدهاند؛ حسی که میتواند بر انسجام اپوزیسیون اثر بگذارد.
ازسوی دیگر، حضور مخالفان طالبان در تهران میتواند یک تابوی مرسوم را نیز بشکند: پرهیز از نزدیکشدن به جمهوری اسلامی و پاکستان. در نظر غالب مخالفان طالبان، نزدیکی به کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، در بیش از بیست سال گذشته، همواره با حساسیت ویژهای همراه بوده است. برخی هرگونه ارتباط با این کشورها را نشانه «وابستهگی» یا هم «مزدوری» تلقی میکنند؛ درحالیکه اگر همان سطح از ارتباط با کشورهای غربی برقرار شود، معمولاً بهعنوان یک «موفقیت دیپلماتیک» مورد استقبال قرار میگیرد. حضور مسعود و محقق در تهران، خواهناخواه این دوگانهانگاری را به چالش کشید. اکنون باید دید حضور این دو در تهران، آغاز نگاه واقعبینانهتر مخالفان به دیپلماسی منطقهای خواهد بود یا تنها استثنایی که بار دیگر همان حساسیتهای گذشته را بازتولید میکند.
متغیر دیگری نیز نباید از نظر دور بماند: آینده روابط ایران و ایالات متحده امریکا. اگر تنش میان تهران و واشنگتن ادامه یابد، بخشی از مخالفان طالبان ممکن است همچنان از نزدیکشدن به ایران پرهیز کنند تا موقعیت خود را نزد غرب حفظ کنند. اما اگر دو کشور بهسمت کاهش تنش حرکت کنند، این محاسبات نیز دگرگون خواهد شد. در این صورت، ارتباط با تهران دیگر الزاماً بهمعنای فاصلهگرفتن از غرب نخواهد بود و مخالفان نیز میتوانند با آزادی عمل بیشتر دعوت کشورهای منطقه را بپذیرند و دیگر نگران این نباشند که هر سفر خارجی، آنان را به یک محور سیاسی خاص منتسب کند.
اما اصل پرسش هنوز بیپاسخ مانده است: آیا این دعوت تنها یک ملاحظه مقطعی بود یا هم آن را نشانهای بدانیم از رویکرد تازه ایران در قبال مخالفان طالبان؟ پاسخ این پرسش نه در عکسهای مراسم تشییع، بلکه در رفتار ماههای آینده ایران، طالبان و مخالفان طالبان نهفته است. اگر ارتباط جمهوری اسلامی با مخالفان طالبان ادامه یابد، میتوان از آغاز یک روند تازه سخن گفت؛ اما اگر همهچیز در همان لحظه حضور در مراسم تشییع محدود بماند، نه از روند که از استثنا باید حرف زد. وقتی استثنا باشد، طالبان همچنان شریک اصلی جمهوری اسلامی میمانند و مخالفان طالبان به وضعیت قبل از مراسم تشییع برخواهند گشت.






