شماری از جوانان که در پلتفرمهای آنلاین و شرکتهای بازاریابی شبکهای سرمایهگذاری کردهاند، میگویند که بخشی یا تمام سرمایهشان را از دست دادهاند، بیآنکه به درآمد و سود وعدهدادهشده دست یابند. آنان میافزایند که ناآگاهی و اعتماد به وعدههای درآمدزایی در مدت کوتاه، سبب شده است که بهسادهگی جذب این شبکهها شوند.
نوید (مستعار)، باشنده کابل، میگوید که به اصرار یکی از همکارانش وارد فعالیتهای شبکهسازی و تیمسازی شد؛ اما پس از پرداخت ۵۰۰ دالر، همکارش ارتباط خود را با او قطع کرد و دیگر به تماسها و پیامهایش پاسخ نداد.
این باشنده کابل میگوید: «چند ماه پیش، یکی از همکارانم از من خواست که به تیمشان بپیوندم. او میگفت این کار پارهوقت است، درآمد خوبی دارد و میتوانم در مدت کوتاهی پیشرفت کنم. برایم جلسات متعددی برگزار کردند و از من خواستند که کار را با ۳۰۰ و یا ۵۰۰ دالر آغاز کنم؛ در نهایت، ۵۰۰ دالر به آنان پرداخت کردم و برایم حساب باز کردند؛ اما پس از یک ماه، همهچیز متوقف شد و دیگر به تماسها و پیامهایم نیز پاسخ ندادند.»
زینب (مستعار)، باشنده پنجشیر، میگوید که فریب وعدههای یکی از فعالان شبکهسازی را خورد و در نهایت، تنها سرمایهاش را از دست داد. او میگوید: «یکی از دوستانم کارهای آنلاین انجام میداد. او از من خواست که چون بیکار هستم، به آنان بپیوندم و کار کنم. میگفت این کار هم درآمد خوبی دارد و هم سبب افزایش دانش و آگاهیام میشود. او از پیشرفت و درآمد دالری صحبت میکرد.» این جوان میافزاید: «دوستم میگفت هرقدر با پول بیشتری کار را آغاز کنم، درآمدم نیز بیشتر خواهد بود و میتوانم تنها با استفاده از تیلفون و صرف دو ساعت در روز، درآمد خوبی به دست بیاورم. من با ۳۰۰ دالر کار را آغاز کردم؛ اما نهتنها هیچ درآمدی به دست نیاوردم، بلکه تمام سرمایهام را نیز از دست دادم.»
احمد (مستعار)، باشنده بدحشان، میگوید که پس از نزدیک به دو سال فعالیت در یکی از شرکتهای بازاریابی شبکهای، بهدلیل ناکامی در فروش محصولات و تشکیل تیم کاری، این کار را رها کرده است.
این باشنده بدخشان میافزاید: «به تشویق یکی از همصنفیهایم وارد کار شبکهسازی و خریدوفروش آنلاین محصولات شدم. پیش از آغاز کار، برایم سمینارهای آنلاین برگزار کردند؛ اما محصولات گران بودند و نتوانستم شبکهسازی کنم و در فروش موفق شوم. در نتیجه، نهتنها سودی به دست نیاوردم، بلکه متضرر نیز شدم.»
عایشه (مستعار)، یکی از جوانانی که در نتیجه فعالیت در شبکههای تیمسازی و فروش محصولات متضرر شده است، میگوید که نوجوانان و جوانان بهدلیل ناآگاهی و اعتماد به وعدههای درآمدزایی، بهسادهگی جذب این شبکهها میشوند.
این جوان میگوید: «در شرکتهایی مانند لدورا و بیز، در آغاز با تبلیغات گسترده و وعدههای درآمد بالا تلاش میکنند افراد را به همکاری ترغیب کنند. پس از آنکه فرد تحت تاثیر این تبلیغات قرار گرفت، تذکرهاش را میگیرند و اطلاعات او را در وبسایت مربوط ثبت میکنند. پس از ثبتنام، به نام فرد حساب باز میکنند و از او میخواهند محصولات شرکت را خریداری کند. در نتیجه، جوانان با مقدار زیادی از محصولات، از جمله شامپو، صابون و کالاهای دیگر، روبهرو میشوند؛ اما نمیدانند چگونه آنها را به فروش برسانند. هنگامی که فرد با مشکل فروش محصولات روبهرو میشود، لیدر یا مسوول تیم بار دیگر با وعدهها و تشویقهای خود او را به ادامه کار ترغیب میکند و از او میخواهد برای فروش محصولات به مکانهای مختلف مراجعه کند.»
به گفته او، برخی از این محصولات تاریخ مصرف مشخصی ندارند و به همین دلیل، مردم تمایل چندانی به خرید آنها نشان نمیدهند. در نهایت، فرد نهتنها سرمایهاش را از دست میدهد، بلکه با ناامیدی نیز روبهرو میشود.
عایشه میافزاید که برخی از مسوولان این شبکهها حتا پس از تصمیم فرد به ترک کار، به پیگیری و تماس با او ادامه میدهند و در مواردی به خانهاش نیز مراجعه میکنند. به گفته او، بسیاری از جوانان پس از مدتی متوجه میشوند که در نتیجه اعتماد به وعدههای این شبکهها، سرمایهشان را از دست دادهاند.
این جوان میگوید: «من خودم یک ماه در این بخش کار کردم. لیدر یا همان بالادستم یک زن بود که پیوسته با من تماس میگرفت و دست از پیگیری برنمیداشت؛ تا اینکه حساب واتساپم هک شد.»
این در حالی است که شماری از جوانان چندی پیش در گفتوگو با روزنامه ۸صبح گفته بودند که در اواخر، فعالیت دفترهای کاریابی جعلی افزایش یافته است. آنان افزوده بودند که این شرکتها زیر نام فراهمسازی زمینه کار، ارایه مشاوره شغلی و کمک به استخدام در شرکتهای خارجی و سازمانهای بینالمللی، از متقاضیان پول دریافت کردهاند، اما در عمل هیچگونه خدماتی به آنان ارایه نکردهاند.




