میان سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱، سوریه و اسرائیل در یکی از جدیترین دورههای گفتوگوی خود پس از دههها خصومت قرار گرفتند. مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری ترکیه و حمایت ایالات متحده امریکا، با هدف ایجاد یک چارچوب امنیتی و حرکت تدریجی به سوی صلح آغاز شد. در آن مقطع، محور اصلی اختلاف، بلندیهای جولان بود. سوریه بازگشت این منطقه را شرط هرگونه توافق میدانست و اسرائیل نیز خواهان تضمینهای امنیتی بلندمدت و تغییر در جهتگیری راهبردی دمشق بود.
اگرچه مذاکرات به نتیجه نهایی نرسید، بسیاری از تحلیلگران آن دوره بر این باور بودند که دو طرف بیش از هر زمان دیگری به یک تفاهم سیاسی نزدیک شدهاند. آغاز اعتراضات در سال ۲۰۱۱ و تبدیل آن به جنگ داخلی، این روند را متوقف کرد. از آن پس، بقای حکومت سوریه جایگزین اولویتهای پیشین سیاست خارجی شد و این کشور به صحنه رقابت بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بدل گردید.
اکنون، با شکلگیری ساختار سیاسی جدید در دمشق و مطرح شدن دوباره گفتوگوهای امنیتی میان سوریه و اسرائیل، این پرسش بار دیگر مطرح است که آیا شرایط برای احیای آن روند فراهم شده است؟
پاسخ به این پرسش، بدون درک تفاوت محیط راهبردی امروز با پانزده سال پیش، ممکن نیست. خاور میانه کنونی با خاور میانه سال ۲۰۰۸ تفاوتی بنیادین دارد. جنگ غزه، رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل، کاهش نفوذ محور مقاومت در سوریه، افزایش نقش کشورهای عربی در بازسازی این کشور، حضور نظامی امریکا، رقابت ترکیه و اسرائیل بر سر آینده سوریه و تلاش روسیه برای حفظ جایگاه خود، همهگی معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کردهاند.
از این منظر، گفتوگوهای احتمالی میان دمشق و تلآویو دیگر صرفاً یک پرونده دوجانبه نیست، بلکه بخشی از فرآیند بازتعریف نظم امنیتی خاور میانه به شمار میرود. امریکا این روند را در چارچوب کاهش تنشهای منطقهای و محدود کردن نفوذ ایران دنبال میکند. اسرائیل به دنبال تضمینهای امنیتی پایدار در مرزهای شمالی خود است و دولت جدید سوریه نیز برای بازسازی اقتصادی، کاهش فشارهای بینالمللی و تثبیت مشروعیت سیاسی، به محیطی باثبات نیاز دارد.
با وجود این، نباید احتمال دستیابی سریع به یک توافق جامع را بیش از اندازه ارزیابی کرد. موضوع بلندیهای جولان همچنان حلنشده باقی مانده و رقابت میان قدرتهای منطقهای و جهانی، فضای تصمیمگیری را نسبت به گذشته پیچیدهتر ساخته است. از همین رو، اگرچه احتمال شکلگیری توافقهای محدود امنیتی یا اقدامات اعتمادساز وجود دارد، رسیدن به یک توافق سیاسی فراگیر در کوتاهمدت همچنان با موانع جدی روبهرو خواهد بود.
آنچه امروز میان دمشق و تلآویو در حال شکلگیری است، صرفاً یک گفتوگوی امنیتی میان دو دشمن دیرینه نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی خاور میانه است. اگر در فاصله سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱، مذاکرات سوریه و اسرائیل میتوانست آغازگر یک نظم منطقهای جدید باشد، امروز همین مذاکرات بیش از آنکه آغازگر نظم تازهای باشد، محصول نظمی است که پس از سالها جنگ، فرسایش قدرتها و دگرگونی موازنههای منطقهای در حال شکلگیری است.
از این منظر، موفقیت یا شکست این روند را نباید تنها با میزان انعطاف دمشق و تلآویو سنجید. سرنوشت آن به این بستهگی دارد که آیا امریکا خواهد توانست میان منافع متعارض اسرائیل، ترکیه، کشورهای عربی و دیگر بازیگران، نوعی توازن پایدار ایجاد کند یا خیر. در غیر این صورت، این مذاکرات نیز، همانند تجربه سال ۲۰۱۱، ممکن است قربانی تحولات بزرگتر منطقه شود.
در نهایت، آینده روابط سوریه و اسرائیل نه تنها آینده مناسبات دو کشور، بلکه معیاری برای سنجش موفقیت یا ناکامی نظم امنیتی جدید خاور میانه خواهد بود.






