حملات تروریستی یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی که منجر به فروریختن برجهای دوقلوی نیویورک شد، خشم مقامات وقت ایالات متحده امریکا را برانگیخت تا هستههای تروریسم را از میان بردارند. براساس شواهد و مدارک، عاملان اصلی این رویداد اعضای القاعده بودند که در آن زمان در کنار طالبان در افغانستان حضور داشتند. طالبان بهعنوان حاکمان وقت افغانستان، اسامه بن لادن، رهبر القاعده، را در کشور پناه داده بودند. بن لادن که از عربستان سعودی تبعید شده بود، در افغانستان جای امنی یافت؛ طالبان نیز او را بهعنوان فردی ثروتمند و پشتیبان مالی در کنار خود نگهداشتند.
ایالات متحده امریکا پس از این حملات، استراتژی مبارزه با تروریسم را با محور تامین امنیت جهانی در پیش گرفت و نخستین اقدامش درخواست تسلیمدهی اسامه بن لادن از طالبان بود. اما طالبان گزینه تقابل با امریکا را انتخاب کردند. دلیل اصلی این موضع آن بود که اسامه در زمان جنگ طالبان با جبهه مقاومت، در کنار آنها ایستاده و حمایتهای مالی گستردهای کرده بود. ازهمینرو، طالبان از واگذاری او به امریکاییها سر باز زدند. گفته میشود این تصمیم را ملا محمد عمر، رهبر وقت طالبان، اتخاذ کرده بود. طالبان در توجیه این امتناع، به آموزههای اسلامی استناد کردند و تسلیمکردن بن لادن را خلاف برادری ایمانی دانستند. در نتیجه، امریکا و ناتو با شعار مبارزه با تروریسم وارد افغانستان شدند و بساط طالبان را از قدرت برچیدند.
پس از دو دهه حضور در افغانستان، ایالات متحده براساس توافقنامه دوحه که در فبروری ۲۰۲۰ با طالبان امضا شد، همه نیروهای خود را تا سپتامبر ۲۰۲۱ خارج کرد؛ خروجی که همزمان با فروپاشی نظام جمهوریت بود. اما حالا، پس از چهار سال حاکمیت دوباره طالبان، امریکا بار دیگر به فکر بازگشت به پایگاه نظامی بگرام افتاده است؛ پایگاهی که پیشتر هم در اختیار نیروهای شوروی سابق و هم امریکا قرار داشت. اهمیت استراتژیک بگرام برای امریکا روشن است؛ مهمترین دلیل آن نزدیکی جغرافیایی به چین است.
هرچند دونالد ترمپ، رییس جمهور امریکا، مذاکرات با طالبان را در دوره نخست ریاست جمهوریاش در دوحه آغاز کرده بود، اما خروج نیروها در زمان جو بایدن عملی شد. ترمپ بارها در کارزارهای انتخاباتی از بازپسگیری پایگاه بگرام سخن گفته بود. طالبان این سخنان را چندان جدی نگرفتند و ظاهراً بر واگذاری آن خط بطلان کشیدند. با این حال، ترمپ در یک کنفرانس خبری مشترک با نخستوزیر بریتانیا، بار دیگر بر بازپسگیری بگرام تاکید کرد. ترمپ گفت: «یکی از بزرگترین پایگاههای هوایی جهان را بدون هیچ امتیازی به طالبان واگذار کردیم. در هر صورت تلاش خواهیم کرد تا آن را پس بگیریم. این میتواند خبر فوری باشد.» او این خواسته را مستقیماً به فعالیتهای چین پیوند داد و افزود: «یکی از دلایل ما برای بازپسگیری بگرام این است که این پایگاه تنها یک ساعت با مکانی فاصله دارد که چین سلاحهای هستهای خود را در آن تولید میکند.» ترمپ همزمان به طالبان هشدار داد: «اگر افغانستان تحت حاکمیت طالبان بگرام را به صاحبان اصلیاش (امریکا) واگذار نکند، عواقب بدی در پی خواهد داشت.» بیل روگیو، همکار ارشد و ویراستار «ژورنال جنگ طولانی» در بنیاد دفاع از دموکراسیها، در تحلیلی بهتاریخ ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵ نوشت که بعید است طالبان در شرایط کنونی وارد چنین معاملهای شوند. زیرا آنها همواره حضور نیروهای خارجی را مردود دانستهاند و ۲۰ سال جنگشان را با هدف اخراج کامل بیگانهگان توجیه کردهاند. این موضع، بخش مهمی از توافقنامه دوحه نیز بوده است.
از سوی دیگر، زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ به کابل سفر کرد؛ سفری که احتمالاً حامل پیام دولت ترمپ در خصوص بازپسگیری بگرام برای طالبان بود. با این حال، بسیاری بر این باورند که سخنان ترمپ بیش از آنکه جنبه عملی داشته باشد، رنگ و بوی تبلیغاتی و هشدارگونه دارد. چرا که اجرای چنین طرحی مستلزم بررسیهای طولانی بروکراتیک، تدارکات و بودجه کلان است.
با این همه، گمانهزنیها درباره رویکرد تازه واشنگتن بهویژه پس از سفر خلیلزاد افزایش یافته است. این رویکرد نشان میدهد که امریکا همچنان به دنبال نفوذ مجدد در منطقهای است که روزبهروز بیشتر تحت تاثیر چین و روسیه قرار میگیرد. در عین حال، این اظهارات ترمپ میتواند تنها ابزاری برای فشار بر طالبان باشد؛ فشاری با هدف آزادی زندانیان امریکایی در بند طالبان یا محدود ساختن حضور چین و روسیه در منطقه.
واقعیت این است که امریکا پیشاپیش پایگاههای مجهزی در منطقه دارد و از تحولات امنیتی آگاهی کافی. بنابراین، بازگشت مستقیم نیروهایش به جنگ فرسایشی و پرهزینه افغانستان چندان منطقی به نظر نمیرسد و حتا با روح توافقنامه دوحه همخوانی ندارد. با این حال، برخی منابع امریکایی گزارش دادهاند که گفتوگوهای محرمانه بر سر بگرام میان طالبان و امریکا از ماه می سال جاری در جریان است.
با توجه به آنچه گفته شد، تصمیم امریکا جدی به نظر میرسد. اما پرسش اصلی باقی است: طالبان از میان بقا و بگرام، کدام یک را انتخاب خواهند کرد؟
در صورت به واقعیت پیوستن چنین سناریویی و از دیدگاه استراتژیک، طالبان بقای خویش را ترجیح خواهند داد و همانگونه که در قطر با امریکاییها وارد معامله شدند، این بار نیز دست به معامله زده و پایگاه بگرام را به امریکاییها واگذار خواهند کرد. با توجه به تجربه تلخِ عدم تسلیمی اسامه بن لادن به درخواست دولت امریکا پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، تکرار آن اشتباه از سوی طالبان بعید به نظر میرسد. زیرا در دور نخست، طالبان رهبری واحد داشتند و در تمام ابعاد از حرم رهبری اطاعت میکردند. در آن زمان انتقاد از رهبری بسیار اندک بود و به دلیل نبود پوشش وسیع رسانهای، به آگاهی عموم نمیرسید؛ اما امروز، شماری از مقامات طالبان با وجود سرکوب و تبعید، بارها از رویکرد رهبری انتقاد کردهاند. این امر نشانه چنددستهگی در میان طالبان است. افزون بر آن، طالبان با مخالفتهای جدی درونی روبهرو هستند. همین اختلاف دیدگاهها بر سر واگذاری بگرام به امریکاییها، سناریوهای گوناگونی را در پی خواهد داشت.
اول: واگذاری بگرام به امریکا شکاف میان طالبان تندرو و میانهرو را بیشتر خواهد کرد و جنگهای درونگروهی را در پی میآورد تا هر جناحی که بتواند بر اریکه قدرت تکیه زند، جانب امریکا را بگیرد. رهبری طالبان و اطرافیان نزدیک او که همواره بر احکام سختگیرانه پای فشرده و استفاده از زور را در برابر جهان تبلیغ کردهاند، هر نوع تعامل با امریکا را مردود میدانند؛ اما طالبان کابلنشین بقای حاکمیت خود را در گرو تعامل با قدرتهای بزرگ، بهویژه امریکا، میپندارند.
دوم: بگرام به نقطه عطف اختلافات درونی طالبان بدل خواهد شد. این پایگاه میتواند دگرگونیهایی در سطح رهبری ایجاد کند. احتمال دارد شماری از مقامات طالبان که طرفدار واگذاری بگرام به امریکا هستند، در یک کودتای خونین یا سفید، رهبری فعلی را کنار بزنند. بگرام از دیرباز در محور حضور قدرتهای بزرگ قرار داشته است؛ چه در دوره اتحاد جماهیر شوروی سابق و چه در دوره حضور ایالات متحده. این پایگاه در دهه ۱۹۵۰ توسط شوروی ساخته شد و در دهه ۱۹۸۰ نقش استراتژیک در جنگ ایفا کرد. پس از سقوط طالبان در ۲۰۰۱، بگرام به بزرگترین پایگاه نظامی امریکا در افغانستان تبدیل شد که ظرفیت میزبانی هزاران سرباز، دهها فروند طیاره جنگی و مرکز بزرگ توقیفگاهها را داشت. موقعیت جغرافیایی بگرام ــ در ۶۷ کیلومتری کابل و نزدیک به شاهراههای کلیدی که به آسیای میانه وصل میشوند ــ به اهمیت استراتژیک آن افزوده است.
سوم: فرضیه دیگر این است که رهبری طالبان زیر فشارهای درونگروهی و خارجی، بهویژه فشار پاکستان، تسلیم شده و بگرام را در برابر حمایتهای مالی و تسهیلاتی به امریکا واگذار کند. در این صورت، طالبان از امریکا تعهدات محکم خواهند خواست تا پس از واگذاری، در برابر فشارهای منطقهای مورد حمایت قرار گیرند. اما بازگشت امریکا به بگرام واکنش سخت چین، روسیه و سایر کشورهای منطقه را به همراه خواهد داشت. آنان بیتردید از مخالفان طالبان حمایت کرده و تلاش خواهند کرد حاکمیت طالبان را به چالش بکشند.
بهطور کلی، طالبان بهویژه در چهار سال اخیر که طعم شیرین قدرت را چشیده و رهبرانشان به ثروتهای کلان دست یافتهاند، احتمالاً تلاش خواهند کرد بار دیگر از فرصت استفاده کرده و پایگاه بگرام را به امریکاییها واگذار کنند. زیرا طالبان میدانند که کنار آمدن با دونالد ترمپ تصمیمی خطیر خواهد بود. در صورت مخالفت با واگذاری، دولت ترمپ میتواند شرایط را برای طالبان دشوارتر ساخته و زمینه سقوط آنان را فراهم آورد.
برای واشنگتن، منطق استراتژیک بگرام روشن است. در دو دهه حضور در افغانستان، امریکا از این پایگاه توانست عملیات ضدتروریستی را در داخل و بیرون کشور نظارت کند، شبهنظامیان منطقوی را ردیابی نماید و همزمان فعالیتهای چین و روسیه را زیر نظر گیرد. با این حال، بازگشت عملیاتی به بگرام مبهم به نظر میرسد. تصرف مجدد آن نیازمند اعزام هزاران نیروی نظامی، امکانات لجستیکی و هزینههای سنگینی است که با توجه به تجربه بیستساله ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، از دیدگاه سیاست خارجی و جنگی امریکا توجیهپذیر نیست. بهویژه آنکه تصویب بودجه چنین اقدامی در کانگرس ایالات متحده نیز تقریباً ناممکن است. افزون بر آن، این بازگشت اگر تحقق یابد، بهای سنگینی در عرصه دیپلماتیک خواهد داشت؛ از جمله بهرسمیت شناختن طالبان از سوی امریکا، لغو تحریمها و دادن امتیازاتی که فعلاً در واشنگتن مردود به نظر میرسد.
براساس گزارش تحلیلی تازهای که در ۲۶ سپتامبر در وبسایت China Global South Project منتشر شد، رویکرد جدید واشنگتن نگرانیهای منطقهای را افزایش داده است. در اعلامیه مشترکی که در ۲۵ سپتامبر، از سوی وزرای خارجه چین، پاکستان، روسیه و ایران در حاشیه نشست سالانه سازمان ملل منتشر شد، آمده است: «این چهار کشور تاکید کردند که باید به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی افغانستان احترام گذاشته شود. ایجاد پایگاههای نظامی خارجی در منطقه نه به وضعیت کنونی افغانستان کمکی خواهد کرد و نه به صلح و ثبات منطقه. ازاینرو، بهشدت با آن مخالفت میشود.» بسیاری بر این باورند که این موضعگیری پاسخ مستقیم به اظهارات اخیر ترمپ درباره بازپسگیری پایگاه بگرام است.






