سیف العدل، رهبر کنونی شبکه القاعده، از جنگجویان و حامیان گروه خود در سراسر جهان خواسته است که برای کسب تجربه و فراگیری آموزشهای نظامی، به افغانستان تحت کنترل طالبان سفر کنند. براساس گزارش رسانهها، سیف الاسلام در جزوهای که بهتازهگی از او نشر شده، همچنان به پیروان خود گفته است که از گروه طالبان در افغانستان الهام بگیرند و به جنگ علیه غربیها و حمله بر صهیونیستها ادامه دهند. او در این جزوه ـ مطابق آنچه در رسانهها بازتاب یافته ـ نکات مهم زیادی را یادآور شده است که به چند نکته در اینجا اشاره میشود.
نکته اول، مهمترین اقدام القاعده در سالهای اخیر است. پس از حمله ۱۱ سپتامبر بر برجهای دوگانه سازمان تجارت جهانی در نیویورک و وزارت دفاع امریکا در واشنگتن و به دنبال آن حمله امریکا بر افغانستان، القاعده مهمترین پناهگاه و محل فرماندهی خود را از دست داد و رهبران آن پراکنده شدند. ۱۰ سال بعد، در ماه می ۲۰۱۱ باراک اوباما، رییس جمهور وقت ایالات متحده امریکا، اعلام کرد که اسامه بن لادن، رهبر القاعده، در ایبتآباد پاکستان توسط نیروهای نظامی امریکایی کشته و جسدش به دریا انداخته شده است. طی آن ۱۰ سالی که بن لادن از افغانستان متواری و به پاکستان مخفی شده بود، شبکه القاعده فعالیتهای چندانی نداشت. حمله امریکا به افغانستان برای تلافی حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، طالبان را برانداخت و القاعده را بهشدت تضعیف کرد، اما نابود نتوانست. وقتی بن لادن کشته شد، سوال اصلی این بود که آیا القاعده پس از بن لادن زنده میماند یا با او میمیرد. القاعده اما زنده ماند و تحت رهبری ایمن الظواهری جان کمرمق خود را زنده نگه داشت تا اینکه دولت افغانستان از هم فروپاشید و طالبان، متحدان اصلی القاعده، کشور را در اختیار گرفتند. ظواهری به کابل آمد و در مهمانخانه وزیر داخله طالبان اقامت گزید، اما طیاره بیسرنشین امریکایی او را هدف گرفت و کشت. پس از آن، رهبری القاعده به سیف العدل رسیده است؛ یک دگروال پیشین ارتش مصر که به دست داشتن در حملات القاعده در دارالسلام تانزانیا و نایروبی کنیا بر سفارتخانههای امریکا متهم است. حالا او در جزوه جدیدش، فراخوان جهانی داده است تا برای گروهش جنگجو استخدام کند و آنها را برای آموزش به افغانستان بیاورد. این مهمترین اقدام القاعده پس از حمله ۱۱ سپتامبر و سپس حمله امریکا میتواند باشد. فراخوان سیف العدل، به معنای جان گرفتن دوباره القاعده، یا حداقل تلاش برای آن، در زیر پرچم طالبان است که به نظر نمیرسد بدون همکاری طالبان صورت گرفته باشد.
نکته مهم دوم، وجود پناهگاه و پایگاه القاعده در افغانستان است. فراخوان سیف العدل که ظاهرا از افغانستان صادر شده، گزارشها در مورد اینکه کشور به پناهگاه تروریستان تبدیل شده و القاعده نیز پایگاههای نظامی و آموزشی خود را در هشت ولایت افغانستان ایجاد کرده است، تایید میکند. براساس گزارش کارشناسان شورای امنیت سازمان ملل متحد که در دلو ۱۴۰۲ نشر شد، القاعده در هشت ولایت افغانستان پایگاه دارد و یک انبار تسلیحات در ولایت پنجشیر ساخته است. گزارش شورای امنیت سازمان ملل، آن زمان از سربازگیری القاعده در افغانستان یاد کرده بود، اما حالا این سربازگیری جدیتر شده و رهبری القاعده فراخوان جلب جنگجو داده است. اینکه جنگجویان القاعده به افغانستان بیایند و آموزش نظامی ببینند و به گفته العدل از جنگ طالبان افغانستان الهام بگیرند، برای کشور بسیار خطرناک است. حضور گروههای تروریستی در افغانستان، در کنار سایر آسیبهایی که دارد، جوانان و نوجوانان را برای جلب به صفوف این گروهها شکار میکند. پس از تسلط طالبان بر افغانستان، وضعیت آموزش و اقتصاد هر دو به موازات هم بسیار وخیم شده است. فقر و گرسنهگی از یک طرف و ویران کردن نظام آموزشی کشور توسط طالبان از سوی دیگر، جوانان و نوجوانان بسیاری را نسبت به آینده تحصیلیشان ناامید کرده است. جوانانی که از آموزش بیبهره هستند، بهویژه نوجوانانی که در مناطق تحت کنترل طالبان متولد و بزرگ شدهاند، مستعد پیوستن به گروههای تروریستی هستند. این گروهها از آنها بهعنوان گوشت دم توپ استفاده میکنند و آنها را سلاح انسانی میسازند؛ کاری که طالبان نیز انجام میدهند. تاسیس هزاران مدرسه دینی و دهها مدرسه جهادی، روند سربازگیری توسط گروههای تروریستی را تسهیل میکند. آسیب دیگر آن، احتمال درگیری نظامی میان گروههای تروریستی مختلف در کشور است. براساس گزارش سازمان ملل متحد، دستکم ۲۰ گروه تروریستی در افغانستان تحت کنترل طالبان حضور و پایگاه دارند. آنها افراد مسلح خود را در افغانستان با خود دارند و ممکن است روزی از کنترل طالبان بیرون شوند. اگر تضاد منافعی در میان این گروهها پیش بیاید، احتمال درگیری نظامی خونین وجود دارد که در آن صورت مردم افغانستان نیز قربانیهای بسیاری خواهند داد، ضمن آنکه جنگهای ویرانگر آنها تاسیسات و زیرساختها را نیز نابود خواهد کرد.
نکته سوم، الگوگیری از طالبان است. سلطه مجدد طالبان بر افغانستان، همه گروههای تروریستی سرکوبشده را انگیزه داد تا جان دوباره گیرند، به وضعیت خود سروسامان دهند و برای رسیدن به قدرت مانند طالبان تلاش کنند. سقوط دولت به دست طالبان و اکنون که طی سه سال گذشته پیوسته کشورها برای تعامل با این گروه راه و چاره میسنجند، گروههای تروریستی را به این نتیجه رسانده است که آنها نیز میتوانند کشتار و خونریزی راه بیندازند و با فعالیتهای تروریستی دولتها را سقوط دهند و جهان ناگزیر با آنها از در تعامل وارد خواهد شد، حتا سازمان ملل متحد بهعنوان یک نهاد بینالمللی مدافع حقوق بشر. سیف العدل در فراخوان خود خطاب به طرفدارانش گفته است: «بهصراحت میگویم که مردم وفادار امت علاقهمند به تغییر باید به افغانستان بروند، از شرایط آن بیاموزند و از تجربیات امارت اسلامی [طالبان] بهره ببرند.» بدون شک طالبان در به میان گذاشتن تجربیات جنگی خود با سازمانهای تروریستی دوست خود، تردید نخواهند کرد و القاعده مهمترین دوست گروه طالبان طی سه دهه عمر این گروه بوده است.
نکته چهارم، عمق و استحکام پیوند طالبان با القاعده است. همان طوری که القاعده در اواخر دهه ۹۰ میلادی با ملا عمر، رهبر و بنیانگذار تحریک طالبان، بیعت کرده بود، این بار که گروه طالبان تحت رهبری ملا هبتالله به قدرت برگشته، نیز تجدید بیعت کرده است. این تجدید بیعت در همان اوایل برگشت طالبان به قدرت صورت گرفت؛ زمانی که هنوز ایمن الظواهری زنده بود و القاعده را رهبری میکرد. براساس گزارشهای سازمان ملل و دیگر نهادهای داخلی و بینالمللی، القاعده در افغانستان زیر کنترل طالبان چندین آموزشگاه نظامی و پناهگاه دارد، دو عضو آن گروه در امارت طالبان والیان کاپیسا و نورستان هستند، خانههای امن دارد، یک رسانه را در هرات کنترل و مدیریت میکند، چندین عضو آن بهعنوان مشاور با امارت طالبان کار میکنند و از معادن افغانستان سهم میگیرد. براساس گزارش فارن پالیسی که در اوایل سال ۱۴۰۳ خورشیدی نشر شد، طالبان ۲۵ درصد از درآمد معادن طلای بدخشان و تخار را به القاعده میدهند. از سوی دیگر، وزارت دفاع طالبان جزوههای آموزشی شبکه داعش را به جنگجویان خود آموزش میدهد و این نشان از نزدیکی دو گروه دارد.
اینکه در جزوه سیف العدل جنگجویان به افغانستان فراخوانده شدهاند، به این دلیل است که در افغانستان همه زمینهها برای فعالیت گروههای تروریستی آماده است و برخی گروههای تروریستی، از جمله القاعده، حمایتهای همهجانبه طالبان را دریافت میکنند. یک گروه تروریستی برای تقویت صفوف خود به پایگاه، جنگجو، پول و انگیزه نیاز دارد که همه آنها را القاعده در زیر پرچم طالبان به دست میآورد. پایگاههای مختلف همین حالا در اختیارش است، پول را از فروش معادن افغانستان و احتمال چندین راه دیگر به دست میآورد، جنگجو را از مدارس دینی و جهادی طالبان جذب میکند و انگیزه را از قدرتگیری طالبان پس از چندین سال انزوا و شکست، به دست میآورد. جلب جنگجو از سراسر جهان که در فراخوان سیف العدل به آن پرداخته شده، میتواند با پول معدن افغانستان یکجا شود و حادثه بزرگ جهانی دیگری را رقم بزند، اگر افغانستان همچنان بهعنوان چاله اطلاعاتی و امنیتی در اختیار یک گروه تروریستی بماند. تاکید بر برقراری ارتباط با طالبان زیر نام «تعامل»، از جانب کشورها و سازمانهای بینالمللی، نیز به تقویت انگیزه گروههای تروریستی از جمله القاعده کمک میکند.







