همزمان با آغاز فصل تابستان، شماری از زنان از ممنوعیت دسترسی به مکانهای تفریحی تحت حاکمیت طالبان شکایت دارند. آنان میگویند که محدودیتهای وضعشده از سوی این گروه، تقریباً تمامی مکانهای تفریحی را به روی زنان بسته و خانوادهها را از داشتن فضایی برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت محروم ساخته است. در همین حال، شماری از فعالان حقوق زن میگویند که طالبان با اعمال محدودیتهای گسترده، زنان را به انزوا کشاندهاند و سیاستهای این گروه، که به گفته آنان ماهیتی زنستیزانه دارد، در راستای حذف تدریجی زنان از عرصههای اجتماعی و عمومی دنبال میشود.
شراره (مستعار) میگوید که روز جمعه همراه با خانوادهاش برای تفریح به قرغه رفته بودند، اما طالبان بهدلیل حضور آنان در میان اعضای خانواده، به آنان اجازه ورود ندادند. او میگوید: «روز جمعه همراه با شوهر و دو طفل خود به طرف قرغه رفتیم. وقتی افراد امر به معروف و نهی از منکر طالبان دیدند که یک زن در موتر حضور دارد، اجازه ورود به ما ندادند. در چند قدمی ساحات تفریحی، ماموران امر به معروف ایستادهاند و مانع ورود زنان میشوند. میگویند اینجا اجازه نیست و آنجا هم اجازه نیست.»
این بانو میگوید که طالبان زنان را از آموزش و کار محروم کردهاند و او در تمام طول هفته منتظر میماند تا دستکم روز جمعه بتواند همراه خانوادهاش برای تفریح بیرون برود و از افسردهگی رهایی یابد. او میافزاید: «مردها را اجازه میدهند، اما وقتی زنان همراه آنان باشند، اجازه ورود نمیدهند. از سوی دیگر، فصل تابستان است و خانه هم دلگیر و هوا بسیار گرم است. هر زن نیاز دارد که حداقل روز جمعه را در مکانهای تفریحی سپری کند و اندکی لذت ببرد، اما این گروه چنین اجازهای نمیدهد. واقعاً از این همه سختگیری به تنگ آمدهایم.»
شراره همچنان میگوید: «حتا در یکی از باغهای اطراف قرغه که اتاقهایی برای خانوادهها دارد، زنان تنها اجازه دارند همراه خانوادهشان داخل همان اتاق بمانند. در خانه در اتاق هستیم و در تفریح هم در اتاق. اگر بیرون هم شوی، فوراً افراد امر به معروف و نهی از منکر طالبان در حالی که پایپ به دست دارند، میآیند و میگویند داخل شو.»
رخسار(مستعار) میگوید محدودیتهای وضعشده از سوی طالبان، تقریباً تمامی مکانهای تفریحی را به روی زنان بسته است و خانوادهها دیگر جایی برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت ندارند. او میگوید: «در زمان جمهوریت زیاد به تفریح میرفتیم، چون در خانه هم سالمند داریم و هم کودک و همه از ماندن در خانه خسته میشوند. اما حالا که طالبان آمدهاند، یک بار به استالف رفتیم، چون همه اعضای خانواده با هم بودیم، بهدلیل حضور زنان اجازه ورود به ما ندادند. چند دقیقه در یک باغ شخصی نشستیم و دوباره برگشتیم. بعد به قرغه رفتیم، آنجا هم اجازه ندادند. به پغمان رفتیم، اما آنجا هم مانع شدند. دیگر هیچ جایی برای تفریح نمانده است.»
این بانو میافزاید: «همه که باغ شخصی ندارند تا برای تفریح به آنجا بروند. روزهای ما کاملاً یکنواخت شده است. مردها حداقل به وظیفه میروند و اجازه رفتوآمد دارند، اما زنان بیچاره نه به درس و دانشگاه دسترسی دارند، نه اجازه کار دارند و باید تمام وقت در خانه بمانند. وضعیت روحی بسیاری از زنان خراب شده و این محدودیتها تاثیر منفی عمیقی بر زندهگی ما گذاشته است.»
سوگند (مستعار) نیز از ممنوعیت دسترسی زنان به پارکها و مکانهای تفریحی انتقاد میکند. او میگوید: «مکانهای تفریحی برای زنان ممنوع شده است. کودکانم در طول هفته در خانه خسته و بیحوصله میشوند و مدام از من میخواهند آنان را برای تفریح بیرون ببرم، اما هیچ جایی وجود ندارد که زنان اجازه داشته باشند بروند که کودکانشان را نیز با خود ببرند.» او میافزاید: «بسیاری از مکانهای تفریحی که پیش از این بهدلیل ازدحام جمعیت جای سوزن انداختن نبود، اکنون در پی محدودیتهای طالبان رونق خود را از دست دادهاند و شمار بازدیدکنندهگان آنها بهگونه چشمگیری کاهش یافته است.»
در همین حال، زهرا حقپرست، فعال حقوق زن، میگوید که زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان از بسیاری از حقوق اساسی و انسانی خود محروم شدهاند. او میافزاید: «زنان از حق آموزش، کار، انتخاب پوشش، گشتوگذار، ورزش و حق سفر محروم هستند. طالبان با اعمال محدودیتهای گسترده، زنان را به انزوا کشاندهاند. سیاستهای این گروه ماهیتی زنستیزانه دارد و هدف آن حذف تدریجی زنان از عرصههای اجتماعی است. محدودیتهای وضعشده، زنان را به حاشیه رانده و آنان را به گوشهنشینی وادار کرده است.»
این فعال حقوق زن میگوید که برخوردهای خشونتآمیز طالبان، از جمله تیراندازی به مردانی که همراه خانوادههایشان برای تفریح به یکی از مناطق تفریحی هرات رفته بودند، فضای ترس و هراس را در میان خانوادهها گسترش داده و سبب شده است که بسیاری از خانوادهها دیگر جرأت رفتن به مکانهای تفریحی را نداشته باشند. او میافزاید: «ادامه این محدودیتها پیامدهای ناگواری بر سلامت روان زنان بر جای گذاشته و میتواند با افزایش افسردهگی، انزوا و بالا رفتن میزان خودکشی در میان زنان همراه باشد.»
ذکریا بارکزی، روانشناس، میگوید که تفریح و فعالیتهای اجتماعی بخش مهم و اساسی زندهگی انسان را تشکیل میدهد و نقش مهمی در حفظ سلامت روان افراد دارد. او میافزاید: «انسان از طریق تفریح و حضور در محیطهای اجتماعی میتواند بخشی از فشارهای روحی و روانی خود را تخلیه کند. محروم شدن از مکانهای تفریحی و محدود شدن تعاملات اجتماعی، زمینه را برای ناامیدی و بروز مشکلات روانی فراهم میسازد.»
این روانشناس همچنان میگوید: «انسانها آزاد آفریده شدهاند و با تکیه بر اندیشههای آزاد، مسیر رشد و شکوفایی خود را طی میکنند. هرگاه در این مسیر محدودیتهایی وضع شود و این محدودیتها مانع رشد و پیشرفت انسان گردد، از یک سو احساس ناامیدی و از سوی دیگر روحیه بیگانگی و عدم همکاری میان فرد و جامعه را تقویت میکند. چنین شرایطی، افزون بر ایجاد مشکلات روحی و روانی، به افزایش انزوای اجتماعی نیز منجر میشود.»
بارکزی تاکید میکند که در جهان امروز، دسترسی به حقوق و فرصتهای اجتماعی نباید بر مبنای جنسیت تعریف شود و همه افراد، فارغ از زن یا مرد بودن، باید از حق مشارکت در زندهگی اجتماعی و بهرهمندی از امکانات تفریحی برخوردار باشند.
این در حالی است که زنان در افغانستان پس از تسلط دوباره طالبان بر کشور، بهگونه فزایندهای از حقوق اساسی و آزادیهای مدنی خود محروم شدهاند.
در تازهترین مورد، طالبان در ولایت هرات شماری از زنان را بهدلیل پوشش مورد نظر این گروه بازداشت کردند؛ اقدامی که با واکنشهای گسترده فعالان حقوق زن، نهادهای حقوق بشری و کاربران شبکههای اجتماعی همراه شد.






