در اوج جنگها و حملات بیوقفه طالبان بر دولت پیشین، باری اکمل امیر، فرمانده ارشد جبهه آزادی که در آن زمان عضو ارشد ارتش افغانستان بود، خطاب به طالبان گفته بود: «ما میدانیم که چرا میجنگیم؛ برای همین لباس پوشیدهایم و در خط مقدم نبرد ایستادهایم.» این تنها یک جمله ساده از زبان یک سرباز نیست، بلکه منطق مبارزه طولانی اکمل و هزاران سرباز دیگری است که ۲۰ سال در برابر ترور و افراطگرایی ایستادند و بعد از فروپاشی دولت و ارتش افغانستان نیز در بلنداهای هندوکش سینه سپر کردند و مرگ را به جان خریدند تا افغانستان را از چنگ تروریستهای شرارتپیشه آزاد کنند و نگذارند که سرزمین مادری را در گلوگاه فراموشی تاریخ و معاملههای پنهان یخ بزند.
اکمل امیر و بصیر اندرابی، دو تن از فرماندهان ارشد جبهه آزادی افغانستان، سالها با همین انگیزه، دشمنشناسی و تعهد انسانی برای یک زندهگی آبرومندانه مبارزه کردند، سختی کشیدند و سرانجام جان خود را در این راه پرخطر از دست دادند. راه رسیدن به آزادی و زیست انسانی به تعبیر نلسون ماندلا، یکی از پرآوازهترین مبارزان جهان، دشوار است و با این دشواری و سختیهای طاقتفرسا اکمل امیر، بصیر اندرابی و هزاران انسان آزاده دیگر که در کوهپایههای هندوکش ایستادند، مبارزه کردند و مردند، میدانستند که چرا میجنگند، منطق مبارزهشان چیست و چرا زندهگی سخت و نفسگیر و سرانجام مرگ را بر آرامی ترجیح دادهاند. این سربازان میدانستند که به سخنی زندهگی یا یک ماجرای جسورانه است یا هیچ. سربازان هندوکش ماجرای جسورانه را انتخاب کردند و در دل آن تا آخرین نفس شتافتند.
اکمل امیر و بصیر اندرابی کیها بودند؟
اکمل امیر، زاده ولایت کاپیسا بود. او از دانشگاه مارشال فهیم در کابل سند نظامی دارد و بخشی از آموزش دورههای نظامی را نزد نیروهای خارجی دیده بود. فرمانده اکمل امیر که رتبه جنرالی نیز داشت، بیشتر در ولایتهای جنوب و شمال از جمله قندهار و فاریاب بزرگترین عملیاتها را مدیریت کرده بود. اکمل امیر به گفته سربازانش یکی برجستهترین جنرالهای ارتش فروپاشیده افغانستان بود که در سخنوری، اندیشه نظامی و وطندوستی و تعهد بیهمتا بود. بعد از فروپاشی دولت افغانستان، او به جبهه آزادی افغانستان رفت و مسوولیت عملیات نظامی علیه طالبان در شمالی را برعهده گرفت. فرمانده امیر و سربازانش در یک نبرد نابرابر در سالنگ جنوبی جان باختند.
بصیر اندرابی، زاده ولسوالی اندراب بغلان و یکی از زبدهترین نظامیان ارتش افغانستان بود. او نه سال در هلمند بهعنوان ناامنترین ولایت جنوب افغانستان وظیفه اجرا کرد و شکستهای بزرگی را به طالبان وارده آورد. همسنگران اندرابی میگویند که او تقریبا با تمام فرماندهان بزرگ نظامی طالبان جنگیده و آنها را چند باری شکست داده است. اندرابی نیز با همسنگرانش در کوههای سالنگ و در یک نبرد نفسگیر و طولانی کشته شده است. بصیر اندرابی بیشترین عمر خود را در ولایتهای هلمند و فراه سپری کرده و او نیز عضو ارشد جبهه آزادی افغانستان بود. منابع میگویند که فرماندهان نظامی طالبان دشمنی خاصی با اندرابی داشتند و برای حمله بر قرارگاه او و جنرال اکمل، صدها تن از نیروهای بدری طالبان به سالنگ آمده بودند.
تعهد به مردم و اعتقاد به آزادی
فرمانده بصیر اندرابی و فرمانده اکمل امیر نمونههایی از تعهد به وطن، مردم و جامعه بودند. آنها تا آخر قسم نظامی و تعهد به وطن و مردم را فراموش نکردند. در روزگاری که هر کدام از آنها میتوانست در یک کشور دیگر در امن و آسایش زندهگی کند، آنها این کار را نکردند. به وطن برگشتند تا چراغ امید ـ این آخرین سنگر زندهگی ـ را روشن نگه داشته و در برابر یکی از تروریستترین گروههای تاریخ بجنگند و مبارزه کنند. خیر جمعی در این است که وطن و سرزمین مادری از دست گروه طالب رهایی یابد و مبارزه همهجانبه، معنادار و مسنجم صورت بگیرد. این خیر جمعی است که منافع ملی و زیست انسانی را به وجود میآورد. این مبارزه برای وطنی است که اکنون شبح خونخوار آن را در چنگال خونین خود گرفته است. امیری، اندرابی و صدها جوان دیگر برای این خیر و برای این وطن جان خود را فدا کردند و قسم و تعهد خود را فراموش نکردند. مرگ چنین باشکوه، عین زندهگی است. مردان بزرگ از همین تعهد و پایمردی به جاودانهگی رسیدهاند.
جنگ چریکی
طالبان از نگاه جنگ شهری بسیار آسیبپذیرند و توانایی آنها بسیار اندک است، اما جنگ شهری خطر جدی را برای شهروندان و افراد بیگناه و غیرنظامی وارد میکند. در ۲۰ سال گذشته طالبان از روش جنگ شهری و استراتژیک «قتل با هزار زخم» استفاده کردند تا حکومت افغانستان را زمینگیر کنند. نیروهای نظامی ضد طالبان بنا به تعهد اخلاقی که به مردم و شهروندان افغانستان دارند، نمیتوانند چنین شیوه نظامی را اتخاذ کنند. بنابراین، نبرد چریکی و ضربه زدن به گروه طالبان یگانه راه ممکن برای مبارزه با این گروه است. اکمل امیر و بصیر اندرابی و در کل جبهههای ضد طالبانی جز جنگ چریکی و فشار نظامی بر این گروه، راه دیگری ندارند. هرچند این کارشیوه نظامی آسیبها و فرصتهای خود را دارد، اما بهعنوان یک راه بدیل و معقول در شرایط فعلی ممکنترین راه برای مبارزه است.
افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ شکست نظامی نخورده است و اکنون نیز همین سربازان که در قلههای هندوکش حضور دارند، نماد پیروزی بر طالبان هستند. در مرگ اکمل امیر و بصیر اندرابی موجی از غمشریکی و حمایت در میان همه مردم افغانستان به وجود آمد و همه فارغ از گرایشهای سیاسی و پایگاههای قومی و حزبی، در این ضایعه بزرگ اندوهگین شدند. این نشان میدهد که طالب هیچ مشروعیت و مقبولیتی ندارد و همه به یک پیمانه از این گروه جنایتکار ناراضیاند. این حمایت حماسهآفرین، این نفرت جمعی از طالبان و این مرگ باشکوه، نشاندهنده شکست اخلاقی طالبان در برابر سربازان هندوکش است و نشان میدهد که نیروهای ضد طالبان پیروزند و طالب به یک عنوان یک شر مطلق برای افغانستان و جهان در حال نابودیاند.
اکمل امیر و بصیر اندرابی نشان دادند که برای مبارزه فقط انگیزه و تعهد نیاز است و اینکه باید به اندیشههای انسانی و آزادیخواهانه باور داشت. آنها از خود میراثی بس بزرگ برجا مانده و به جاودانهگی رسیدهاند. زندهگی همین ماجرای جسورانه است، همین مبارزه برای آزادی است و همین تقلا برای رسیدن به یک جامعه انسانی که در آن به آزادی و کرامت انسانی حرمت شود. اکمل امیر و بصیر اندرابی نمردهاند؛ آنها به جاویدانی رسیدهاند. به قولی، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.






