در ارتش دولت پیشین، رزمندهگان و فرماندهان شجاع گمنام زیادی بودند. این فرماندهان دلیر دستکم دو دهه حضور قدرتمند در میدانهای گرم و سرد نبرد علیه تروریسم داشتند. اکثریت آنان در سطوح تصمیمگیری جنگ نبودهاند، اما بهعنوان سربازان ماهر، آبدیده و مجهز با دانش نظامی، در جنگهای گروهی و تهاجمی نقش برازنده داشتند. در کنار مهارتهای نظامی، شمار زیادی از آنها به مسایل مهم سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حتا علوم دینی تبحر لازم داشتند و صاحب سخن بودند. فرمانده اکمل امیر، یکی از نیروهای امنیتی پیشین بود که بسیار فصیح و بلیغ سخن میگفت. طالبان و سایر گروههای تروریستی را نهتنها در میدانهای جنگ به چالش میکشید، بلکه از طریق گفتوگو و تریبون رسانهها نیز داعیه آنان را زیر سوال میبرد. جنگ این گروه را در مغایرت با ارزشهای انسانی، اسلامی و میهنی میدانست. سخنرانیهای جذاب، شنیدنی و پرمحتوای زیادی از او در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که نشاندهنده دانش و فهم بلند سیاسی و فرهنگی او از مسایل مورد مناقشه و منازعه در کشور است. این فرمانده، در کنار دانش سیاسی و نظامی، در همه سخنانش از تعهد به ارزشهای انسانی، برابری، عدالت و آزادی سخن میزند؛ ارزشهایی که برای یک نظامی چون مرمی در هنگام جنگیدن ضروری است. او و همه همرزمانش در زمان حضور در صفوف نیروهای امنیتی دولت پیشین، از دشتهای سوزان هلمند، از مبارزه بیامان با تروریستان و قاچاقبران مواد مخدر تا سرمای جانسوز و خنکای طاقتفرسای هندوکش را در کارنامه داشتهاند.
تعهد به آزادی، استقلال و برابری همه شهروندان کشور در پرتو قانون و نظم مردمسالار، آنها را واداشته بود تا بودن در میهن را با وجود سختیها و چالشها نسبت به رفتن به خارج و زندهگی در بساط امنتر، ترجیح بدهند. ویژهگیهای بایسته یک نظامی کارکشته، فهیم و بادرایت، در فرمانده امیر بهوضوح دیده میشد. امیر در عین حال که علیه مخالفان و گروههای تروریستی میجنگید، اما صبورانه، دلسوزانه، عاقلانه و با تواضع در برابر آنان سخن میزد. نوارهای تصویری که از این فرمانده در فضای اجتماعی منتشر شده، حاکی از آن است که او حتا در مقابل دشمن جانش، سخن به گزاف نمیگوید، جانب انصاف و کرامت انسانی را حفظ میکند و همه ارزشهای حقوقی بشری را حتا برای یک مهاجم که در مقابلش میجنگد، رعایت میکند. از رفتار، کردار و گفتارش برمیآید که او در مقام دفاع از تمامیت ارضی، پیش از آنکه بهعنوان وظیفه جنگیده باشد، متکی بر عشق و علاقه به آبوخاک میهن و پیکار در راه حفظ ارزشها و تامین عدالت اجتماعی جنگیده است.
بصیر اندرابی، فرمانده دیگری است که از سوی طالبان در سالنگ جنوبی کشته شده است. او پیش از سقوط نظام جمهوریت، از وظیفه برکنار شده بود. نگارنده او را در روزهایی که ولایتها یکی پی دیگر سقوط میکردند، در یکی از مکانهایی که در آن روزها گفته میشد میتواند مرجع و مکان امید نیروهای ضد طالبان باشد، ملاقات کرده است. او از بیعدالتی، تبعیض و چنددستهگی در صفوف نیروهای امنیتی پیشین شکایت داشت. تجربه، شناخت جغرافیای جنگ و دانش نظامیاش از روی صحبتهایش بهخوبی قابل تصور بود. او در اوج جنگها از اینکه از فرماندهی لوای ارتش در ولایت فراه برکنار شده بود، بهشدت ناراحت بود. میگفت وقتی همسنگرانش در میدان جنگ حضور دارند، نبودن در کنار آنان، علاوه بر اینکه مسوولیت ایمانی و وجدانی او را خدشهدار میسازد، از غرور نظامی، شجاعت سربازی و دانش عسکریاش نیز میکاهد و این برایش زجردهنده است.
فرمانده بصیر اندرابی در مرجعی که برای شکایت آمده بود، درخواست بسیج نیروهای ضد طالب را داشت. او میگفت که اگر چشم به انتظار نظام موجود با چنین بینش و کنش باشید، زود است که میهن به دست طالبان سقوط کند. او بهدرستی از سقوط نظام به دلیل دستاندازیهای بیش از حد، بیجا و قومگرایانه ارگنشینان هشدار میداد. این فرمانده که سالهای خونین را پشت سر گذاشته بود، از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق وظیفه انجام داده بود. تجربه جنگ تنبهتن را با طالبان داشت.
او در آن مجلس روایت میکرد که وقتی نظامیان عملیاتی را راهاندازی میکنند، طالبان مردم را به گروگان میگیرند، در خانههای غیرنظامی پنهان میشوند و سپس آنان را مجبور میسازند که به مسوولان ارشد در کابل تماس بگیرند و از شیوه عملیات نظامی شکایت کنند.
در درازنای تاریخ بشر، ملتها و دولتهایی که به سعادت رسیده و آزادی و برابری اجتماعی را به تجربه گرفتهاند، روزهای دشواری را نیز پشت سر گذاشتهاند. قهرمانهای زیادی در طول تاریخ جانفشانی کرده و قربانی دادهاند تا ملتها به آسایش برسند. داعیه آزادیخواهی در میان همه ملل طولانی دارد. از سوی دیگر، انسانهای بزرگی به سراغ آزادی رفته، برای نیل به آزادی متحمل رنجها و مشقتهای طاقتفرسا شده و جان و مال و همه هستی خود را در راه آن فدا کردهاند. امیرها و اندرابیهای زیادی در طول دو دهه گذشته، در راه تأمین امنیت، حفظ کرامت انسانی، تحقق ارزشهای نوین و توسعه قربانی دادهاند. اما آنچه خون این نیروهای رشید و ایثارگر را میخشکاند و به داعیه و مبارزه آنها لطمه وارد میکند، تجارت بر سر آرمان و خون آنها است. هیچ کسی از هیچ آدرسی نباید بر سر آرمانهای رهاییبخش این نیروها معامله و سوداگری کند. همه باید در مقابل گروهی بسیج شوند که کشور را به زندان بزرگ و سرباز تبدیل کرده و زنان را از همه عرصههای زندهگی جمعی پس راندهاند و کسی اختیار لباس پوشیدنش را ندارد.
سیاستهای مقطعی، روستایی، خانوادهگی و خام و مبارزه در صفوف پراکنده، نهتنها نمیتواند معضل کشور را بهزودی حل کند، بلکه وضعیت را بغرنجتر خواهد کرد. امیر و اندرابی و همرزمانشان تا پای جان برای داعیه و آرمانشان جنگیدند و درس آزادهگی و رهایی را از خود به میراث گذاشتند.






