دو روز پیش مولوی محمدخالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر طالبان، به بامیان سفر کرد و در میان اعضای گروه طالبان در آن ولایت سخنرانی نمود. در آن سخنرانی، ممنوعیت تازهای بر زنان وضع کرد و گفت که پس از این، آنان نمیتوانند به پارک ملی بند امیر برای گردش بروند. او هرچند گفت که سیاحت بکنید، اما در ادامه جملهاش افزود که سیاحت نه واجب است و نه سنت. بنابراین، او بهگونه تلویحی با نفس گردشگری نیز مخالفت کرد که از ادارهای نظیر طالبان انتظار آن میرود.
مولوی خالد حنفی از افراد نزدیک به ملا هبتالله آخوندزاده است. او نهادی را مدیریت میکند که در ساختمان سابق وزارت امور زنان ایجاد شده است. ساختمانی که از آن بیست سال تمام برای بهتر شدن شرایط زنان و رعایت حقوق اساسی و انسانی آنها طرح و برنامه بیرون میآمد و به بهتر شدن وضع زنان کمک کرده بود، در دو سال اخیر پیوسته محدودیتها بر زنان از همان ساختمان وضع میشود. راهی که در همان ساختمان با همکاری نهادهای دیگر از جمله کمیسیون حقوق بشر، پارلمان و همه نهادهای دولتی طی شده بود، اکنون از همان ساختمان با همکاری نهادهای دولتی به سمت معکوس طی میشود. شخص خالد حنفی هم بهعنوان یکی از افراد نزدیک به ملا هبتالله، صلاحیتهای بسیاری از سوی رهبر طالبان در اختیار گرفته است. این صلاحیتها، به حوزه عمومی و اداری محدود نمیشود. برخی از آنچه ملا هبتالله به خالد حنفی صلاحیت داده، به حوزه خصوصی مردم مرتبط است. یکی از عجیبترین ممنوعیتهای طالبانی، منع فروش وسایل جلوگیری از بارداری زنان است. هرچند این دستور بهگونه صریح از سوی طالبان اعلام نشده، اما دوافروشان از کابل و هرات به رسانهها گفتهاند که نیروهای طالبان آنها را از عرضه این وسایل منع کردهاند. بدیهی است که چنین دستورهایی از قندهار میآید و از مسیر وزارت امر به معروف طالبان میگذرد.
مولوی خالد حنفی در بامیان در مورد دلیل ممنوعیت ورود زنان به بند امیر میگوید که این تصمیم را «علمای کرام» هم میخواهند، ملت هم میخواهد، «امیرالمومنین» هم «هدایت میکند» و حکم الهی هم است؛ در حالی که هیچ دین و آیینی تفریح کردن را منع نمیکند. مردم افغانستان هم اگر میخواستند تفریح نکنند، حتما با خرج کردن پول به تفریح نمیرفتند. باری طالبان از افزایش گردشگری داخلی در بامیان خبر دادند که نشان از مجبوریتهای مردم داشت و آنجا را آخرین گزینه میدانستند. همان مردمی که آمار گردشگران داخلی در بامیان را افزایش دادهاند، مردم افغانستان هستند. آنها اگر مخالف تفریح میبودند، تفریح نمیکردند. آنها طالب نیستند که ادعا کنند مخالف رشوت و فساد اخلاقیاند، اما خود تا حلق در آن لجنزار فرو رفته باشند.
طالبان که در مورد بارداری زنان تصمیم میگیرند، همه نیرویشان را بر وضع محدودیت بر زنان و بدتر کردن وضعیت انسانی در جامعه به خرج میدهند. در امارت طالبانی، منافع و خواست مردم بهایی ندارد. یک اقلیت کوچک حاکم بر سرنوشت مردم، مطابق میل خود پیوسته برای به عقب کشیدن جامعه محدودیت وضع میکند تا اینگونه پایان رژیم بنیادگرای خود را به تاخیر بیندازد. با این حال، آنها در مورد تخلفات نیروهای خود هیچگونه واکنشی نشان نمیدهند. این روزها که به گزارش رسانهها و روایت مردم، افراد طالبان در دزدیهای مسلحانه و قتلهای مرموز دست دارند، هیچگونه اقدام تنبیهی از سوی رهبری طالبان در دستور کار قرار نمیگیرد. رسواییهای جنسی این گروه که اخیرا رسانهها و شبکههای اجتماعی را بند انداخته و سوژه طنزی و انتقادی جامعه شده، نیز واکنش جدی رهبری طالبان را برنینگیخته است. در حالی که مردم افغانستان به دلیل کوتاه کردن ریش خود از سوی ماموران «امر به معروف و نهی از منکر» طالبان سیلی میخورند، لواطت و تجاوز جنسی مقامهای این گروه شدیدترین واکنشی را که برمیانگیزد، برکناری از مقام است تا چند روز بعد در مقامی دیگر ماموریت بگیرند یا دوباره به وظیفه سابق گماشته شوند. اگر چنین جرایمی از سوی شهروندان صورت بگیرد یا حتا ادعایی در این مورد وجود داشته باشد، در محاکمههای صحرایی طالبان برای آنها احکامی مانند زیر دیوار کردن صادر خواهد شد.
تخلفات اعضای گروه طالبان جامعه را به ابتذال کشانده و امنیت جانی و روانی مردم را نابود کرده است. مقامهای این گروه آدمکشی، غارت اموال مردم، رشوهگیری، فروش تذکره و پاسپورت در بازار سیاه، دزدیهای مسلحانه و تجاوز جنسی اعضای خود را منع و بر استخدام و فعالیت ملاهای ناآشنا با جامعه و اداره محدودیت وضع نمیکنند، اما پیوسته به بهانه حجاب بر زنان محدودیت وضع میکنند. در یکی دو سال اخیر که طالبان پارکها را در شهرها به روی زنان بستهاند، تنها جایی که آنها میتوانستند بروند، پارک ملی بند امیر بود. خانوادهها آنجا میرفتند تا ساعاتی و روزهایی از مشکلات اجتماعیای که اغلب ناشی از حاکمیت یک گروه تروریستی بر کشور است، فارغ باشند، اما همین گروه چنین امکانی را نیز از روی آنها گرفته است. در دو سال اخیر، خصوصا سال جاری، خانوادههای بسیاری را در فضای مجازی میدیدیم که به بند امیر رفته و عکس و ویدیو گرفتهاند. دلیل آن، بسته بودن مکانهای تفریحی دیگر به روی زنان بود. وقتی خانوادهها نتوانند در شهرهای خود تفریح کنند، راه بامیان در پیش میگرفتند تا دمی بیاسایند. از سویی، با توجه به وضع محدودیتهای گسترده و فشار روانی شدید بر شهروندان از سوی طالبان، نیاز به تفریح بسیار جدیتر از هر وقت دیگر است.
طالبان که همه حقوق بشری زنان و مردان افغانستان را نقض و زیر پا کردهاند، بستن بند امیر به روی زنان نیز تعجب کسی را برنمیانگیزد. جامعه جهانی و مدعیان دفاع از حقوق بشر، از جمله سازمان ملل متحد، نیز وقتی محدودیتهای قبلی طالبان را با سادهانگاری و بیمبالاتی همراهی کردند، بستن بند امیر به روی زنان را نیز همینگونه همراهی خواهند کرد. اگر این نهادها گاهی اعلامیههایی در محکومیت ممنوعیتهای طالبان صادر کرده، آن اعلامیهها پوچ و فاقد ضمانت اجرایی بودهاند. بنابراین، اکنون نیز امیدی به مدعیان دفاع از حقوق بشر نمیتوان بست.
با توجه به اینکه مردم افغانستان نیز مجبوریتها و مشکلاتی دارند، از جمله فقر گسترده و بیکاری حاد، مدتی دیگر نیز محدودیتهای روزافزون طالبانی را تحمل خواهند کرد. این گروه هم پیوسته به دنبال این میگردد تا ببیند مردم افغانستان در کجاها میتوانند نفس راحتتر بکشند تا آنجا را هم بندند. دشوار کردن زندهگی مردم، استراتژی طالبان برای درگیر کردن آنها با مسایل اولیه مانند نان و سرپناه است تا فرصت سیاسی اندیشیدن و مطالبه حقوق خود را نیابند. از آنجایی که بقای طالبان با محدودیت، شلاق، سیلی و تفنگ گره خورده است، اگر مردم فرصت بیابند، شاید نخستین خواست آنها حذف این موارد باشد. حذف این مشخصهها، پایان رژیم طالبانی است. اگر تفنگ و شلاق و شکنجه و سیلی و محدودیتها را از گروه طالبان حذف کنیم، دیگر طالبی به معنای امروزی خود وجود نخواهد داشت. طالب با همین محدودیتها معنا پیدا میکند و رژیم طالبان با همین سیلی زدنها، کشتارها و شکنجهها تداوم مییابد.
این استراتژی اما نمیتواند برای همیشه کارساز باشد. شاید این محدودیتها در کوتاهمدت بتواند ثبات رژیم طالبان را تضمین کند، اما در نهایت خودویرانگر است و مردم را در برابر این گروه به میدان میکشد. وقتی مردم مجبور شوند، دیگر حتا اگر از گرسنهگی در حال جان دادن باشند هم علیه عامل وضعیت قد علم خواهند کرد. نمونه آن را دیروز در جادههای کابل دیدیم که مردم یک مامور طالبان را در جادهها لتوکوب کردند. وقتی استراتژی دستورها و دخالتها و ممنوعیتهای طالبانی جامعه را بیش از این به تنگ آورد، به مرحله خودویرانگری میرسد و آن وقت است که به نفع جامعه و علیه طالبان تمام خواهد شد. طالبان تا رسیدن به آن مرحله، هر منفذی را به روی زن و مرد افغانستان خواهند بست و محدودیتهای بیشتری وضع خواهند کرد.






