قطببندی جدید در میان طالبان و برجستهشدن جایگاه دو هژمون جنوب آسیا، هند و پاکستان، در کنار ایران، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، صفحه جدید دیگری از یک فصل رقابت خونبار با تبعات مخرب است. همانطور که در پنج سال گذشته مشاهده شد، پاکستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، تلاش کرد از نفوذ و روابط خود با این گروه برای تأمین منافع امنیتی و سیاسیاش استفاده کند. با این حال، پس از حدود دو سال، هند نیز بخشی از طالبان را وارد دایره تعاملات سیاسی و امنیتی خود کرد.
تیتیپی و جداییطلبان بلوچ در یک سوی این معادله امنیتی، در تضاد با منافع امنیتی و کلیدی پاکستان قرار دارند. گروههای رادیکال آسیای مرکزی و جندالله در پیوند با داعش نیز در سوی دیگر این معادله، بر ضد منافع ایران، روسیه، چین و کشورهای آسیای مرکزی سنگر گرفتهاند. اما انشقاق اخیر میان طالبان درانی و غلزی، یا بهتر است بگوییم حلقه قندهار و گروه حقانی، میزان نفوذ استخباراتی و شدت این رقابت را در محیط شناور ژئوپلیتیکی و چندلایه افغانستان بیشتر آشکار ساخته است؛ رقابتی که هدف عمده آن، علیرغم مهار تهدیدهای امنیتی، تلاش برای موازنهسازی تهدید است.
پس از پنج سال از به قدرت رسیدن طالبان، این گروه در بستر یک محیط پرتنش داخلی، در دو مسیر جداگانه حرکت میکند. این دو راه متفاوت باعث شده است ردپای قدرتهای رقیب در معادله پیچیده و مغلق امنیتی افغانستان، بیش از گذشته برجسته شود و محیط چندلایهای را که در بستر رقابت شدید امنیتی، استخباراتی و ژئوپلیتیکی شناور است، بیشتر از پیش مشتعل سازد.
اگرچه، علیرغم دادهها و اسناد رسمی مبنی بر جدیشدن تهدیدها در میدان افغانستان، که ناشی از رقابت شدید امنیتی و ناهماهنگی دیدگاهها در مورد این کشور از جانب کشورهای ذیدخل است، هنوز کشف قاعده بازی و اهداف پنهان بازیگران مطرح، بسیار دشوار به نظر میرسد؛ اما قراین موجود و یک رشته تحلیلهای اخیر نشان میدهد که دو قطب طالبان، یعنی حلقه قندهار و شبکه حقانی، به علت اختلافهای موجود، در حال جداکردن مسیر خود از یکدیگر هستند. البته این اختلاف در بستر بزرگتر رقابت امنیتی و تضاد منافع قدرتهای منطقه و همسایه، بیشتر قوت گرفته و باعث شده است هر جناح برای یافتن پشتوانه سیاسی و امنیتی، به قدرتهای مختلف رجوع کند.
حقانیها با درنظرداشت تنشهای اخیر طالبان با پاکستان، تماسهای مکرر این کشور با مخالفان طالبان و تلاش برای تغییر موازنه فعلی تعامل قدرت به نفع اسلامآباد، تماسهای تازهای را برای تأمین یک ارتباط معنادار، با اتکا بر ظرفیت دستنخورده این گروه و حمایت اسلامآباد، آغاز کردهاند. گروه حقانی، با روابط دیرینهای که با پاکستان دارد، شرایط فعلی را برای تغییر موازنه قدرت در درون ساختار طالبان، احتمال حفظ بخشی از ظرفیتهایش در صورت برهمخوردن وضعیت فعلی و تشکیل حکومتی جدید که متشکل از مخالفان و بخشی از طالبان باشد، مساعد میبیند.
از سوی دیگر، براساس اطلاعات منتشرشده، حقانیها شرایط تازهای را برای جلب حمایت پاکستان بهعنوان مشوق، به جانب اسلامآباد پیشنهاد کردهاند. ایجاد کمیسیون مرزی برای رسیدهگی به کشیدهگیهای اخیر پیرامون خط دیورند، انتقال جنگجویان تیتیپی به شمال کشور، ارائه تضمینهای امنیتی مبنی بر عدم فعالیت آنان بر ضد پاکستان و حفظ و گسترش مسیرهای تجارتی میان افغانستان و پاکستان، جدا از وضعیت سیاسی، از جمله این پیشنهادها عنوان شده است.
این پیشنهاد، اگرچه برای جانب پاکستانی که خواستار کنترل کامل بر وضعیت افغانستان است و میخواهد با استفاده از سرمایه استراتژیکی مانند طالبان، در برابر هرگونه بازی امنیتی در افغانستان بر ضد هند دیوار ایجاد کند، قابل قبول نیست و نمیتواند قناعت کامل آن را فراهم سازد، اما بحث اصلی، تلاش حقانیها برای یافتن حامیای است که بتواند در معادله آینده تقسیم قدرت، برای بقا و حفظ این شبکه در برابر حلقه قندهار از آن حمایت کند.
از سوی دیگر، تلاش حلقه قندهار برای ایجاد موازنه در برابر حقانیها، این بخش از طالبان را به نزدیکی با هند وادار ساخته است. گفته شده است که عبدالحق وثیق، رییس استخبارات طالبان و فرد مورد اعتماد حلقه قندهار، به هند رفته و تلاش دارد حمایت هندیها را در ادامه این بازی بر ضد پاکستان، یا حداقل بر ضد حقانیها، جلب کند. بنابراین، پاکستان از حقانیها و هند از حلقه قندهار در یک بازی تازه امنیتی و استخباراتی حمایت میکنند.
اما از لحاظ حمایت بینالمللی، این دو رقیب دیرینه در جنوب آسیا از حمایت امریکا و انگلیس برخوردار هستند. هر دو کشور در معادلات امنیتی، روی حمایتهای بیرونی برای پیشبرد این بازی قدیمی به شکل جدید آن ادامه میدهند. از لحاظ حمایت منطقهای نیز هند با تماس نزدیک با اسرائیل و روسیه و پاکستان با حمایت کشورهای عربی و چین، بار دیگر موازنه این بازی را شکل میدهند.
از سوی دیگر، اسلامآباد با درنظرداشت آرایش تازه قدرت در مسیر رقابت با هند، تلاشهایی را برای برهمزدن وضعیت فعلی بر ضد حلقه قندهار، که از حمایت هند برخوردار است، در تماس با ایران قرار دارد و روسیه نیز آن را به رسمیت شناخته است، آغاز کرده است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که در اسلامآباد، تحرکات تازه امنیتی و نظامی، علاوه بر حمایت و بسیج بخشی از نیروهای ضد طالبان، بر تأمین رابطه مستقیم با امریکاییها و بلکواتر نیز متمرکز شده است تا این بار بهواسطه بلکواتر، معادله را به نفع خود مدیریت کند.
البته در مورد حضور مستقیم شرکت بلکواتر در افغانستان و دخالت نظامی آن، شک و تردید وجود دارد؛ اما بحث آموزش، استفاده از فناوریهای جدید عملیاتی و نظامی و مدیریت این پروژه، باز هم در هماهنگی نزدیک با پاکستان پیش برده میشود. امریکا نیز در تفاهم نزدیک با انگلیسها، موضوعات افغانستان و تحولات شمالشرق را رصد میکند و همکاری نزدیکی با پاکستان دارد.
پاکستان با توجه به وضعیت موجود، گزینههای مختلف نظامی و استخباراتی را برای مقابله با نفوذ و همسویی هند با حلقه قندهار روی دست گرفته است. این کشور که از نفوذ مستقیم هند برای دههها و از ترس قرارگرفتن در محاصره توسط دهلی نو و رژیم طرفدار آن در کابل نگرانی داشته است، به هر قیمتی تلاش میکند از تمام ابزارها و گزینههای موجود و فعال بر ضد دهلی نو، صفآرایی هدفمند ایجاد کند.
از طرف دیگر، دهلی نو نیز با توجه به اختلاف میان طالبان، مخصوصاً میان حلقه قندهار و حقانیها، تلاشهای لازم را برای ایجاد موازنه در برابر پاکستان و برنامههای آن انجام میدهد. با این حال، هند با احتیاط کامل کوشش دارد تا در برابر برنامههای غربی قرار نگیرد، مانع ایجاد نکند و حساسیت آنان را برنینگیزد. زیرا از یک طرف خواستار لحاظکردن محتاطانه منافع غربی و امریکاییها در منطقه است و از سوی دیگر، ایجاد هر نوع خلأ امنیتی در شمالشرق افغانستان، چالش تازهای در برابر چین خواهد بود.
همین وضعیت برای دهلی نو فرصت فراهم میکند تا بهگونه غیرمستقیم، با رقیب دیگر خود، چین، در میدان افغانستان رقابت کند. این تفاهم امنیتی نانوشته میان هند و غرب، به صورت نوعی توافق برای ایجاد همپوشانی میان منافع جانبین پیش خواهد رفت؛ همپوشانیای که در صورت ادامه شکافهای درونی طالبان و تشدید رقابتهای منطقهای، میتواند آرایش قدرت در افغانستان را وارد مرحله تازهای کند.






