بیستوچهار سال پیش از امروز، در تاریخ ۱۸ سنبله ۱۳۸۰ برابر با ۹ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی، افغانستان یکی از شهرهترین شخصیتهای سیاسی و نظامی خویش را از دست داد. چهره نامآشنایی که در دامان کوههای هندوکش زاده شد و به هدف آزادی افغانستان از اشغال قشون سرخ شوروی، در سلسلهکوههای هندوکش در ابتدا به شکل چریکی مبارزه را آغاز کرد و با گذشت زمان، به یکی از طرفهای مهم مقاومتگران افغانستان در برابر قشون سرخ شوروی بدل شد. او که از صلح، دموکراسی و مشارکت زنان در ساختار سیاسی قدرت سخن میگفت، حالا زنده نیست تا ببیند طالبان چگونه این حقوق را از مردم افغانستان مصادره کرده، زنان و دختران را از ابتداییترین حقوق انسانی که تحصیل و کار است، محروم کردهاند. از اینحیث، کارنامه فرمانده مسعود میان مردم، محل بحث و منازعه بوده و از سوی مخالفان و موافقان مورد بررسی قرار گرفته است.
شاخصترین کارنامه احمدشاه مسعود، مبارزه در برابر قشون سرخ شوروی سابق و مقاومت در برابر گروه طالبان دانسته میشود. با توجه به این شاخصها، مخالفان احمدشاه مسعود او را یکی از طرفهای درگیر جنگ داخلی افغانستان میدانند و هرازگاهی با استفاده از این مساله، ساز مخالفت سر میدهند و علیه فرمانده مسعود طرح موضوع میکنند.
با توجه به پیچیدهگی زوایای جنگ داخلی افغانستان، تبرئه تمام طرفهای درگیر در جنگ امر دشوار است و هر کدام از طرفها روایت خود را درست و روایت طرفهای دیگر را نادرست میشمارند. این امر بر پیچیدهگی موضوع میافزاید.
احمدشاه مسعود با آنکه بخش عمدهای از عمرش در جنگ گذشت و فرصت زندهگی در صلح را نیافت، اما با ارزشهای عصر نوین بیگانه نماند و خود را با این ارزشها وفق داد. او تحقق این ارزشها را فرصتی برای پیشرفت افغانستان میدانست و برای استقرار آن در برابر افراطیت تا پایان ایستاد و از باورهایش دفاع کرد و جنگ را برای پاسداری از فرهنگ برگزید.
بهرسمیت شناختن آزادی، مسوولیت متقابل دولت و ملت، مشروعیت حکومت و پذیرش آن توسط مردم، حقوق و وظایف شهروندان و حکومت، دموکراسی و حقوق بشر از مفاهیم کلیدی قرارداد اجتماعی است که توسط فیلسوفان عصر روشنگری نظریهپردازی شده است. نقطه عطف قرارداد اجتماعی، پایهگذاری حاکمیت توسط مردم، احترام به اراده عمومی و نقد نابرابری و سلطه است. ازاینرو، میتوان گفت که احمدشاه مسعود به قرارداد اجتماعی باور کامل داشت. او حاکمیت برپایه رای مردم، ایجاد قوانین عادلانه و حاکمیت قوانین، نقش فعال زنان در جامعه و حقوق اساسی شهروندان را اصل پذیرفته و حقوق بشر و حفظ کرامت انسانی را ارج مینهاد.
همچنان مشارکت سیاسی و توزیع قدرت از مباحث بحثبرانگیز و پایانناپذیر افغانستان است. مشارکت عادلانه و مساویانه در سطوح تصمیمگیری موجب وفاق ملی و کارآمدی نظامها میشود. احمدشاه مسعود برای حل مساله افغانستان بر مشارکت عادلانه اقوام در ساختار سیاسی و تصمیمگیری تاکید داشت و تداوم بحران را در توزیع ناعادلانه قدرت و ثروت ملی و ایجاد خط فاصل میان اقوام میدانست و از مشارکت و نقش معنادار زنان در ساختار سیاسی و تصمیمگیری حمایت میکرد.
با توجه به تاریخ، جریانهای مختلف سیاسی و مذهبی در افغانستان ظهور کرده و برخی از این جریانها میانه و معتدل و برخی دیگر افراطی بودهاند. با توجه به اینکه احمدشاه مسعود در قالب یک جریان اسلامی ظاهر شد، اما اندیشه دینی او میانه و معتدل بود. او همواره بر اسلام میانه تاکید میکرد و افراطگرایی دینی را مخالف اصول حقیقی دین اسلام میدانست. مسعود باور داشت که اعتدال در باورهای دینی و پرهیز از تندروی، پیششرط برقراری عدالت اجتماعی، صلح و ثبات در جامعه است. او همچنان معتقد بود که پیروی از اسلام میانه، احترام به حقوق شهروندی و تفاهم میان اقوام و گروهها، میتواند رابطه افغانستان با جهان را تقویت کند.
در کنار این، احمدشاه مسعود در بحبوحه جنگها و بحرانهای سیاسی و نظامی اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰ خورشیدی، بهعنوان یکی از مهمترین چهرههای ضد جریان چپ در افغانستان مطرح شد. او در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی و همزمان با حاکمیت نخست طالبان، توانست با ایجاد یک چارچوب گسترده سیاسی و نظامی، طیف وسیعی از نیروهای سیاسی و اجتماعی را تحت یک چتر مشترک گرد آورد. مسعود با درک ضرورت حیاتی اعتماد ملی و پرهیز از سیاستهای مبتنی بر تفرقه، نقش برجستهای در ایجاد همبستهگی میان گروههای مقاومت در برابر جریان راست افراطی طالبان ایفا کرد و تقویت اعتماد ملی را ضامن سلامت افغانستان میدانست.
احمدشاه مسعود در میان آشوب جنگها و بحرانهای افغانستان، نقش فراتر از یک فرمانده نظامی ایفا کرد و اندیشههای او همچنان در سیاست و فرهنگ سیاسی افغانستان تاملبرانگیز است و همیشه بر حل عادلانه معضل افغانستان از طریق گفتوگوی سازنده تاکید داشت.
او با باور به قرارداد اجتماعی، مشروعیت مردمی و حقوق شهروندی نشان داد که حاکمیت و قدرت تنها از طریق زور و تفوق اقوام یا گروهها تثبیت نمیشود، بلکه عدالت، مشارکت عادلانه سیاسی و احترام به اراده عمومی، پایههای واقعی ثبات و پیشرفت هستند و انسانها باید واقعبین باشند، خود را با واقعیتهای پیرامونشان وفق دهند و حمایت از وحدت و همگرایی اقوام را فرضیه خود دانسته و به آن متعهد بمانند. او همچنین توزیع عادلانه قدرت و ثروت ملی را شرط لازم برای وفاق ملی و کاهش بحرانهای ساختاری افغانستان میدانست و همیشه بر نقش مردم در ساختار سیاسی قدرت تاکید داشت.
از سوی دیگر، نگاه اعتدال دینی احمدشاه مسعود، نماد اسلام میانه و ضد افراطیت، برقراری تساهل و مدارای دینی، نشان داد که دین میتواند ابزاری برای انسجام اجتماعی، عدالت و صلح باشد، نه توجیهکننده خشونت یا سلطه. او افراطیت دینی را مخالف اصول اساسی اسلام میدانست و تاکید داشت که اعتدال دینی، پیششرط ایجاد ثبات پایدار و توسعه سیاسی در افغانستان است.
پس از بیستوچهار سال از کشته شدن فرمانده مسعود، طالبان برای دومین بار حاکمیت سیاسی و نظامی را در دست گرفتهاند. آنان آزادیهای فردی و اجتماعی را محدود ساخته و سیاست سنتی و دینمحور را بر مردم اعمال کردهاند. فعالیت احزاب سیاسی و جامعه مدنی از سوی طالبان ملغا اعلان شده و رسانههای آزاد که یکی ارکان اساسی جامعه انسانی بهشمار میروند استقلال خود را از دست دادهاند. حق تحصیل و کار از زنان ستانده شده و از صحنه سیاست به حاشیه کشانده شدهاند. همچنین تمام روندهای دموکراتیک و قوانین نافذه نظام قبلی از بستر اجتماعی حذف گردیده و بهجای آن، نظام و قوانین برخاسته از باورهای دینی طالبان بر مردم تحمیل شده است.
حل مساله افغانستان مستلزم پذیرش واقعیتهای امروز جامعه، احترام به کثرتگرایی و نهادینه شدن تساهل و مدارای دینی، توزیع عادلانه قدرت سیاسی و تمثیل صحیح دموکراسی و تضمین حضور معنادار زنان در ساختار قدرت و روند تصمیمگیری است. تحقق این امر به وجود شخصیت کاریزماتیک مشابه احمدشاه مسعود نیاز دارد، شخصیتی که بتواند از دل بحران برای مردم امید بیافریند و توانایی بسیج نیروهای سیاسی و نظامی کشور را در خود داشته باشد. و آنچه از احمدشاه مسعود در حافظه جمعی باقی مانده، مهارت نظامی و قدرت سازماندهی اوست، و چنین چهرهای، در شرایط جاری افغانستان، میتواند در تسهیل روند عبور از بحران و یافتن راه حل برای آینده کشور نقش موثر ایفا کند.






