همزمان با تشدید ناامنی و افزایش محدودیتها در ولایت هرات، خانوادهای که بهتازهگی به کابل پناه آورده است، میگوید فشارهای ناشی از رفتار طالبان، بازداشتهای خودسرانه و بیکاری، آرامش را از زندهگیشان گرفته و آنان را ناچار به ترک زادگاهشان کرده است.
اعضای این خانواده در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که با سلطه طالبان، زندهگی همه مردم، از زنان و مردان گرفته تا کودکان، دستخوش تغییرات گسترده شد، اما در ماههای اخیر شرایط بهمراتب دشوارتر شده است. به گفته آنان، علاوه بر فقر و بیکاری، بازداشتهای خودسرانه طالبان فضای ترس و ناامنی را بر هرات حاکم کرده است. آنان میگویند افراد بدون اعلام اتهام یا روشن بودن جرمشان بازداشت میشوند و همین موضوع نگرانی گستردهای در میان خانوادهها ایجاد کرده است.
در همین حال، یکی از دختران این خانواده که پس از بسته شدن مکتبهای دخترانه از صنف نهم به بعد از ادامه تحصیل محروم شده، میگوید اگر محدودیتهای طالبان بر آموزش دختران اعمال نمیشد، اکنون دانشجوی سال دوم دانشگاه بود و برای رسیدن به آرزویش، یعنی داکتر شدن، تلاش میکرد.
زهرا (مستعار)، زنی که بهدلیل محدودیتها و نگرانی از بازداشتهای خودسرانه از سوی طالبان همراه خانوادهاش از هرات به کابل پناه آورده، میگوید رفتار نیروهای طالبان آرامش را از زندهگی آنان گرفته بود.
این بانو میگوید: «با روی کار آمدن طالبان، زندهگی همه مردم؛ از زنان و مردان گرفته تا کودکان، در هرات دگرگون شد، اما در ماههای اخیر وضعیت بسیار بدتر شده بود. من و دخترانم عملاً مانند زندانی در خانه زندهگی میکردیم. هر بار که شوهرم یا پسرانم از خانه بیرون میرفتند، یا دخترانم ناچار به بیرون رفتن میشدند، از ترس بازداشت یا ناپدید شدنشان لحظهای آرامش نداشتم. شبها خواب به چشمانم نمیآمد و روزها با نگرانی سپری میشد که مبادا برای فرزندانم اتفاقی بیفتد.»
زهرا میافزاید: «هرات ولایت بزرگی است و در سالهای پایانی حکومت جمهوری، پیشرفت چشمگیری داشت. تجارت رونق گرفته بود و زنان بسیاری شاغل بودند و درآمد مستقل داشتند، اما امروز نه مردها کاری دارند و نه زنان اجازه فعالیت اقتصادی. بازارهایی که زمانی از حضور زنان پررونق بود، اکنون خلوت شده و تنها تعداد اندکی از زنان برای خرید بیرون میآیند.»
زهرا همچنان درباره محدودیتهای پوشش زنان میگوید: «در هرات، زنان حتا اجازه ندارند پوششی را که برخی زنان در کابل استفاده میکنند، بپوشند. آنها مجبورند چادر سرتاسری و نقاب کامل بپوشند. از سوی دیگر، گرمای شدید هوا تحمل این پوشش را بسیار دشوار کرده است. هر بار که برای انجام کاری از خانه بیرون میرفتم، هنگام بازگشت دچار سردرد شدید و سرگیجه میشدم.»
این بانو میگوید: «همیشه با خودم میگفتم هر بلایی میخواهد بر سر خودم بیاید، اما فقط برای دختران، پسران و همسرم اتفاقی نیفتد. ترس از بازداشت اعضای خانواده و نگرانی از آسیب رسیدن به دخترانم، سرانجام ما را وادار کرد هرات را ترک کنیم و به کابل پناه بیاوریم.»
حشمت (مستعار)، پدر این خانواده، نیز از شرایط دشوار زندهگی در ولایت هرات شکایت دارد. او میگوید با وجود آنکه هزینه زندهگی و قیمت کالاها در هرات نسبت به کابل پایینتر است، اما بیکاری گسترده سبب شده بسیاری از مردم حتا توان خرید کالاهای ارزان را نیز نداشته باشند. به گفته او، علاوه بر مشکلات اقتصادی، مردم از آرامش روانی نیز محروم هستند.
حشمت میگوید: «در هرات نسبت به کابل همهچیز ارزانتر است، اما بیشتر مردم بیکار هستند و درآمدی ندارند. وقتی پول نباشد، ارزان بودن کالاها هم هیچ فایدهای ندارد. برای نمونه، نانی که در کابل ۲۰ افغانی فروخته میشود، در هرات ۱۰ افغانی است و بسیاری از میوهها و سبزیجات هم ارزانتر هستند، اما مردم توان خرید همانها را هم ندارند.»
این مرد با اشاره به وضعیت امنیتی هرات میافزاید: «در کنار فقر، بازداشتهای خودسرانه طالبان نیز مردم را در ترس و نگرانی نگه داشته است. افراد بدون آنکه جرمشان مشخص باشد بازداشت میشوند. بارها شاهد بودهایم که جوانان ناپدید شدهاند و پس از مدتی، پیکر بیجان برخی از آنها پیدا شده است.»
حشمت درباره تصمیم خانوادهاش برای ترک هرات میگوید: «من بیکار بودم، پسرانم هم کاری نداشتند و همه اعضای خانواده احساس میکردند در یک زندان زندهگی میکنند. همین شرایط ما را مجبور کرد به کابل بیاییم. کابل هم مشکلات خودش را دارد؛ کرایه سنگین خانه، هزینه برق و آب و مخارج بالای زندهگی. اما دستکم فرصتهای کاری بیشتر است و برق و انترنت وضعیت بهتری دارد تا دخترانم بتوانند در دورههای آموزشی آنلاین شرکت کنند و مانند من و مادرشان از تحصیل محروم نمانند.»
این مرد میگوید: «در دوره نخست طالبان، همسرم بهدلیل محدودیتها و من بهدلیل فقر نتوانستیم درس بخوانیم. حالا دوباره طالبان در زمانی به قدرت رسیدهاند که فرزندانم تقریباً در همان سنی هستند که ما بودیم. با این حال، هر کاری از دستم برآید انجام میدهم تا فرزندانم بیسواد نمانند و سرنوشت تلخی را که من و همسرم تجربه کردیم، تکرار نکنند.»
زینب (مستعار)، یکی از دختران این خانواده، میگوید زمانی که طالبان بار دیگر بر افغانستان مسلط شدند، دانشآموز صنف نهم بود. او باور دارد که اگر محدودیتهای طالبان بر آموزش دختران اعمال نمیشد، اکنون در سال دوم دانشگاه تحصیل میکرد. او میگوید: «وقتی طالبان آمدند، من در صنف نهم مکتب بودم. با بسته شدن مکتبها، همه آرزوهایم متوقف شد. در هرات حتا امکان آموزش آنلاین هم بهدرستی وجود ندارد؛ برق مرتب قطع میشود و انترنت هم کیفیت مناسبی ندارد. از طرف دیگر، بیرون رفتن همیشه با ترس و نگرانی همراه است. اگر مکتبها بسته نمیشد، امروز باید دانشجوی سال دوم دانشگاه میبودم. همیشه آرزو داشتم داکتر شوم و برخلاف مادرم از تحصیل محروم نمانم.»
زینب با اشاره به محدودیتهای اعمالشده بر زنان در هرات میافزاید: «طالبان در هرات سختگیریهای بیشتری دارند. هرچند زنان در این ولایت از گذشته هم پوشش سنتی و مناسب داشتند، اما اکنون حتا برخی زنان با وجود پوشیدن چادر نیز مورد بازخواست یا بازداشت قرار میگیرند. به همین دلیل، دختران و زنان کمتر جرأت میکنند در سطح شهر رفتوآمد داشته باشند. بیشتر روزها را در خانه میگذراندیم و این انزوا از نظر روحی بسیار آزاردهنده بود. از سوی دیگر، هم بهدلیل ترس و هم بهخاطر مشکلات اقتصادی، من و خواهرم بهندرت میتوانستیم برای خرید یا انجام کارهای روزمره از خانه خارج شویم.»
این در حالی است که اواخر ماه گدشته اتحاد فعالان حقوق بشر در واکنش به ادامه بازداشت زنان در هرات، از سازمان ملل متحد، گزارشگران ویژه و نهادهای حقوق بشری خواسته بود برای پاسخگو ساختن طالبان اقدامات فوری و موثر انجام دهند.
این اتحادیه با نشر اعلامیهای، بازداشتهای خودسرانه و محدودیتهای اعمالشده بر زنان از سوی طالبان را نامشروع و مغایر با اصول حقوق بشر، حقوق بینالملل و کرامت انسانی توصیف کرده بود.
اتحاد فعالان حقوق بشر تاکید کرده بود که آنچه اکنون در هرات جریان دارد، تنها به محدودیتهای پوششی محدود نمیشود، بلکه بخشی از یک نظام سازمانیافته برای کنترل، تحقیر و حذف زنان از زندهگی اجتماعی است.
این اتحادیه هشدار داده است که این رفتارها یادآور دورههای سرکوب و ظلم ریشهدار در تاریخ افغانستان است؛ دورههایی که در آن کرامت، اختیار و حقوق زنان قربانی استبداد و سلطه مسلحانه میشد.
این نهاد گفته که هیچ جامعهای با زندانی کردن زنان، خاموش ساختن دختران و حاکم کردن ترس در میان خانوادهها به ثبات، عدالت یا مشروعیت دست نخواهد یافت.







