شماری از باشندهگان شهر کهنه غزنی از ممنوعیت بازسازی خانههایشان از سوی ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان شکایت دارند. آنان میگویند که بهدلیل تنگدستی و محدودیتهای تحمیلی، در خانههای زندهگی میکنند که بهشدت آسیب دیدهاند و هر لحظه ممکن است فرو بریزند. به گفته این باشندهگان، بهدلیل چالشهای اقتصادی توان ترک این خانهها را ندارند و ناگزیرند با خطر فروریختن آنها کنار بیایند. در همین حال، شماری دیگر از باشندهگان غزنی پیشنهاد میکنند که خانوادههای ساکن در شهر کهنه به مکان امنتری منتقل شوند تا از یکسو جان آنان حفظ شود و از طرف دیگر، بافت تاریخی قلعه نیز آسیب نبیند.
تعدادی از باشندهگان شهر کهنه غزنی یا قلعه بالاحصار، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح، از ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان میخواهند که یا اجازه بازسازی خانههایشان را صادر کند یا زمینه انتقال آنان به یک شهرک مسکونی جدید را فراهم سازد تا از خطر فروپاشی و تلفات احتمالی نجات یابند. به گفته این باشندهگان، در صورت بیتوجهی رژیم طالبان به وضعیت وخیم زندهگی آنان، احتمال وقوع یک فاجعه انسانی جدی وجود دارد. آنان تاکید میکنند که طالبان باید پیش از وضع هرگونه محدودیت یا مقرره، شرایط زندهگی مردم را در نظر بگیرند و برای بهبود آن راهحل عملی ارایه کنند.
پرستو (مستعار)، زن ۴۵ ساله و از باشندهگان قدیمی شهر کهنه غزنی، در خانهای خشتی زندهگی میکند. خانهاش از بیرون هنوز پابرجاست، اما دیوارهای داخلی آن ترک برداشته و سقفش در آستانه فروپاشی است. او میگوید که هنگام بارندهگی، فرزندانش را در گوشهای جمع میکند تا از چککهای مداوم در امان بمانند.
این بانو میافزاید: «از زمان پدر و پدرکلانم در همین منطقه زندهگی کردهایم، اما سقف خانه را خودتان ببینید، در چه وضعی است. نه توان ترک آن را داریم و نه اجازه میدهد دستی به آن بزنیم. وقتی باران میبارد، خیلی میترسم؛ کودکانم را در یک گوشه جمع میکنم که مبادا سقف فرو بریزد.»
پرستو از بیتوجهی طالبان انتقاد میکند و هشدار میدهد که اگر به وضعیت زندهگی مردم این منطقه رسیدهگی نشود، احتمال وقوع یک فاجعه انسانی جدی وجود دارد.

عبدالرشید (مستعار)، یکی از باشندهگان شهر کهنه غزنی، میگوید خانهای که در آن زندهگی میکند، یادگار پدرش است؛ اما این میراث خانوادهگی اکنون به کابوسی برای او و خانوادهاش بدل شده است. او میافزاید که صدای چکچک باران دیگر برایش آرامشبخش نیست، بلکه زنگ خطری است که هر لحظه ممکن است سقف گِلی خانهاش در دل شب، درست همان زمانی که کودکانش در خواباند، فرو بریزد.
این باشنده شهر کهنه غزنی میگوید: «وضعیت اقتصادی مردم اینجا خیلی خراب است. در یک حویلی، پنج تا شش برادر با خانوادههایشان زندهگی میکنند و در یک خانه، دو یا سه خانواده باهم استراحت میکنند. خانهها همه فرسودهاند و جای کافی هم وجود ندارد. مردم از ناچاری در اینجا ماندهاند، در حالیکه [طالبان] اجازه بازسازی نمیدهد. ما از [طالبان] میخواهیم که در یک شهرک جدید برای مردم نمره زمین توزیع کند.»
محمدخان (مستعار)، یکی دیگر از باشندهگان محل، میگوید که اکثریت مردم این منطقه بیبضاعت هستند و تقریباً تمام خانهها نیاز به بازسازی دارند. او میافزاید: «۹۰ درصد خانههای این منطقه نیاز به بازسازی دارد، اما بهدلیل قوانین مربوط به حفظ ساحات تاریخی، اجازه ساختوساز داده نمیشود. در حالیکه مردم توان ترمیم سنتی این خانهها را ندارند.»
همچنان برخی از بزرگان این منطقه نیز وخامت اوضاع خانهها و شرایط زندهگی مردم این منطقه را تایید میکنند و از طالبان میخواهند که به وضعیت ساکنان این بخش از شهر بهگونه جدی رسیدهگی کنند.
در همین حال، شماری از باشندهگان غزنی میگویند که از گذشته تا کنون هیچگونه توجهی به بالاحصار این شهر صورت نگرفته است؛ در حالی که بخش بزرگی از هویت تاریخی غزنی با این قلعه باستانی گره خورده است. به باور آنان، آنچه سیمای شهر غزنی را نازیبا و ویران نشان میدهد، وضعیت آشفته و رهاشده بالاحصار است.
این باشندهگان میگویند که در سال ۲۰۱۳، زمانیکه غزنی بهعنوان پایتخت فرهنگ و تمدن اسلامی معرفی شد، کمکهایی برای بازسازی این قلعه ارسال شد؛ اما این کمکها توسط مقامهای وقت حیفومیل گردید. به گفته آنان، پس از آن نیز گروه طالبان هیچگونه توجهی به وضعیت این بنای تاریخی نکردهاند و بالاحصار همچنان در بیسرنوشتی و فرسایش تدریجی رها شده است.
شمسیه (مستعار)، یکی از باشندهگان غزنی، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید: «تا حالا هیچ توجهی به بالاحصار غزنی نشده. خانهها روی دیوارهای قلعه ساخته شده، یکی پشتبامِ دیگری. پولهایی که برای بازسازی فرستاده شده بود، حیفومیل شد و حالا هم طالبان به این تاریخ گرانبها بی توجه هستند حتا به مردم اجازه رفتوآمد در آنجا را نمیدهند و میگویند که منطقه ماینگذاری شده است.»

این باشنده غزنی تاکید میکند که طالبان بهجای رسیدهگی و محافظت از میراثهای تاریخی غزنی، بیشتر وقتشان را صرف جستوجوی محلهای باستانی و گمانهزنیهای بیثمر میکنند.
قلعه تاریخی «غزنین» در شهر کهنه غزنی، بنایی با قدمتی بیش از هزار سال است که بر فراز تپهای مرتفع و در محوطهای به وسعت ۸۰ هکتار، در قلب این شهر تاریخی ساخته شده است. این قلعه باستانی که از مهمترین میراثهای فرهنگی کشور بهشمار میرود، دارای ۳۴ برج و چهار دروازه است. در دورههایی از تاریخ، تمامی باشندهگان شهر غزنی در داخل این قلعه سکونت داشتند و در برخی مقاطع، محل سلطنت سلطان محمود غزنوی بوده است.
با وجود نگرانیها نسبت به وضعیت خانههای مسکونی در منطقه شهر کهنه غزنی، طالبان تا کنون هیچ واکنش رسمی در این زمینه نشان ندادهاند. این در حالی است که پیشتر اعلام کرده بودند روند بازسازی هشت بنای تاریخی در ولایت غزنی در جریان است. با آنهم، طبق گزارشها، هم اکنون حدود ۸۵۰ خانواده در قلعه تاریخی غزنی سکونت دارند و بسیاری از آنان در شرایطی دشوار و در خانههایی فرسوده زندهگی میکنند.
گفته میشود شهر کهنه غزنی پیش از ورود اسلام و در دوران حکومت باختریها ساخته شده است. این شهر تاریخی دارای ساختار کمنظیری است و در آن ۱۷ مسجد، سه دروازه، ۱۶ گذر، سه درمسال (دو برای پیروان آیین هندو و یکی برای سیکها)، سه خانقاه عرفانی (دو مربوط به طریقه عالیه نقشبندیه و یکی مربوط به طریقه قادریه) و یک لیسه پسرانه وجود داشته است. قرار گرفتن مساجد، خانقاهها و معابد ادیان مختلف در کنار یکدیگر، گواهی بر همزیستی مسالمتآمیز و مدارا در گذشته این شهر باستانی دارد.
ولایت غزنی در سال ۲۰۱۳ از سوی سازمان همکاریهای اسلامی بهعنوان «مرکز فرهنگی جهان اسلام» نامگذاری شد؛ اما با گذشت بیش از یک دهه، روند بازسازی قلعه تاریخی و شهر کهنه این ولایت هنوز هم ناتمام مانده و در بلاتکلیفی بهسر میبرد.






