ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اخیراً در مصاحبه با بخش پشتوی رادیوی بیرونمرزی ایران، درباب احتمال جنگ امریکا و جمهوری اسلامی، حرفهایی بر زبان رانده که واکنشبرانگیز شده است: «اول اینکه ما طرفدار جنگ نیستیم و مساله دیگر اینکه شما به یاد دارید وقتی به ایران حمله شد، نتیجه این شد که ایران برنده شود. من فکر میکنم اینبار نیز چنین خواهد شد. ایران بر حق است، دفاع حق ایران است، به ما هر صدایی که میشود افغانها آمادهاند که در جنگ و مشکلات، با ایران همدردی کنند و در حد توان خود همکاری کنند.» گفتههای مجاهد به این بگومگوها دامن زده که اگر قرار است میان ایران و امریکا جنگی در بگیرد، گویا طالبان به حمایت از تهران وارد عرصه میشوند. برای همین، در نوشته حاضر سعی میشود، گفتههای مجاهد با تکیه بر چند محور بررسی شود:
۱- مجاهد نگفته که رژیم طالبان به حمایت از ایران به مصاف امریکا خواهد رفت، بلکه از واژه «افغانها» یاد کرده که بهزعم او، با ایران در حد توانشان همکاری میکنند. او اینجا خواسته یا ناخواسته میان رژیم طالبان و مردم تمایز قایل شده که درست هم است. ازاینرو، اظهارات او بیشتر بیان یک احساس جمعی است و تعهدی بر دوش طالبان نمیگذارد. بگذریم از اینکه طالبان ازآنجاییکه با رأی شهروندان روی کار نیامدهاند، صلاحیت استفاده از احساس جمعی مردم در بازیهای سیاسی را ندارند. مجاهد میداند که شهروندان افغانستان صرفنظر از نوعیت دولتها در این کشور و ایران، بهدلیل قرابت تاریخی، جغرافیایی، زبانی و مذهبی، میکوشند در تنگناها بیشتر با ایرانیها همدردی کنند تا امریکا. مزید بر آن، تجربه نشان داده که ایران در هنگامه بحران در افغانستان، میزبان میلیونها پناهنده افغان بوده است که انتظار میرود در شرایط بحرانی برای ایران، افغانها نیز چنین کنند. مجاهد با طرح این مساله، در واقع به امریکا پیام میدهد که اگر رژیم طالبان بخواهد سیاست بیطرفی یا همسویی با واشنگتن را در پیش بگیرد، مردم افغانستان بهدلیل باورهای دینی و حس همسایهگی، در کنار ایران خواهند ایستاد. تاکید بر این تفکیک، یک تاکتیک محتاطانه سیاسی برای مصون ماندن رژیم از فشار امریکا و درعینحال، ابراز همبستهگی با تهران است.
۲- حالا فرض را بر این بگذاریم که طالبان میخواهند با ایران همکاری کنند، این همکاری به چه میزان خواهد بود؟ مجاهد گفته است: در حد توان. کمک در حد توان هرگز بهمعنای تقابل طالبان با امریکا بهخاطر خرسندی ایران نیست. محتملترین وجه این همکاری، نقشی است که طالبان میتوانند در مدیریت بحران ناشی از یک درگیری احتمالی ایفا کنند: بازگذاشتن مرزهای افغانستان بهروی ایرانیانی که میخواهند از کشورشان فرار کنند. مهمترین و عملیترین شکل همکاری، همین تضمین عبور بدون مانع ایرانیها از مرزهای شرقی و رسیدهگی به وضعیت آنها در صورت وقوع جنگ است.. این اقدام، میتواند از سر علایق مشترک همسایهگی صورت گیرد.
۳- زمانبندی اظهارات مجاهد نیز معنادار است: همزمانشدنش با مصاحبه اخیر علیرضا بیکدلی، سفیر ایران برای افغانستان. کمتر از یک هفته میشود که بیکدلی در مصاحبهای با طلوعنیوز اعلام کرد که جمهوری اسلامی مانع خاصی برای بهرسمیتشناسی رژیم طالبان نمیبیند و این کار در زمان مناسب انجام خواهد شد. این اظهارات بیکدلی با آنکه نشانهای از تحول در رویکرد تهران است، با استقبال رسمی و روشن رژیم طالبان مواجه نشد. اکنون در چنین فضایی، اظهارات مجاهد میتواند پاسخ غیرمستقیم و ناروشن به خوشخدمتی سفیر ایران باشد. مجاهد شاید بخواهد بگوید که رژیم طالبان تعامل مثبت و سازنده جانب مقابل را بیپاسخ نمیگذارد.
۴- صرفنظر از آنچه مجاهد گفته است، انتخاب طالبان در همه اوضاعواحوال، امریکاست نه ایران. امریکا برای فعلاً تنها قدرت جهانی و هنوز هم قویترین بازیگر در افغانستان است. کاخ سفید میتواند طالبان را بهسادهگی تحریم و رفع تحریم کند و له یا علیه این گروه در سطح منطقه و جهان، اجماعسازی کند. میتواند آرزوی طالبان برای بهرسمیتشناسی را برآورده کند یا هم این گروه را همچنان در حسرت شناسایی نگه دارد. در برابر، ایران در انزوای بینالمللی بهسر میبرد و هیچ کشوری هم حرفش را جدی نمیگیرد و توانایی آن برای تاثیرگذاری بر سرنوشت طالبان، در مقایسه با امریکا، خیلی ناچیز است. با این حساب، انتخاب طالبان روشن است: امریکا. برای همین، هرگز نمیخواهند دوستی با واشنگتن را که بزرگترین سوغات آن «بهرسمیتشناسی رژیم» و «رفع تحریمها» خواهد بود، به پای دوستی با ایران قربانی کنند؛ کشوری که ماندن در کنارش هزینهآور است.






