هفتم عقرب، روز بزرگداشت از کوروش کبیر، است. از این روز در ایران، برخی کشورهای دیگر و در میان علاقهمندان به فرهنگ و ادبیات ایران باستان، گرامیداشت میشود. در کنار آن، نویسندهگان نیز همهساله در مورد این شاه ایران قلمفرسایی میکنند.
تاکنون، در باره کوروش کبیر، پدر سرزمین تاریخی ایران و شاه مقتدر این سرزمین، چندین کتاب از سوی تاریخنگاران ایرانی و غیرایرانی نوشته شده است و شاعران هم در ستایش او، جایگاه و قدرتش شعر سرودهاند. در دهههای پسین، داستاننویسان نیز درباره کوروش و کارنامهاش نوشتهاند و در این باب، چندین رمان توسط نویسندهگان ایرانی، امریکایی، و آلمانیتبار آفریده شده است. منم کوروش، یکی از این رمانهاست که توسط الکساندر جووی، نویسنده آلمانیتبار، به رشته تحریر درآمده است.
«تاریخ همیشه و همیشه خیالانگیز است و رمان یا فیلم، بهترین جلوهگاه این تخیل است.» این حرفی است که در صفحه نخست رمان منم کوروش آمده است. همین متن بهتنهایی توجه ما را بر این نکته معطوف میکند که این رمان اقتباسی از تاریخ است که با تخیل پیوند خورده است. این پیوند برای زیباسازی اثر، تصویرسازی و جذابترکردن آن آفریده شده است. ما با این دیدگاه در متن روبهرو میشویم.
منم کوروش، داستان بلندی از الکساندر جووی، است که درباره پادشاه دادگر و قدرتمند هخامنشیان ـ که گاهی از او بهعنوان پدر ایرانیان یاد میشود ـ نوشته شده است. جووی، نویسندهی آلمانیتبار و فیلمساز، است که در سال ۱۹۹۸ نامزد دریافت جایزه اسکار شد. منمکوروش را در گونه رمان تاریخی، برای شناساندن شاه مقتدر سرزمین تاریخی ایران برای جهانیان و شاید در ابتدا برای همزبانان خود نوشته است. نویسنده در این کتاب، از تاریخنگاری خشک فاصله میگیرد و زندهگی و داستان کوروش را بهشکل روان، فصیح و ظریف و به سبک داستانی و با جذابیت خاص و تصویرسازی و فضاسازی خوب بیان میکند.
کتاب دارای سه بخش است که نویسنده در بخش نخست آن، به دوران کودکی کوروش با استفاده از منابع هرودوت و منابع کهن میپردازد. در این بخش، روایتهای تاریخی را نادیده نمیگیرد و در کنار آن، از عناصر داستانی برای تقویت روایت و تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب بهره میبرد. بخش دوم کتاب به شکلگیری امپراتوری کوروش اختصاص دارد. موضوعات و ماجراهای این بخش چنان جذاب و گیرا نگاشته شده که خواننده زیبایی نثر را بهسادهگی از یاد نمیبرد. نویسنده در بخش سوم، که فضاسازی بهتری دارد، به روایت چند ماجرا میپردازد: فتح بابل، آزادسازی یکتاپرستان این منطقه و روزهای پایانی زندهگی شاه ایران؛ ماجراهای غمانگیز و دردناک و درعینحال خواندنی.
این کتاب ازسوی منتقدان، هم نقد شده است و هم ستایش. تصویرسازی، رواننگاری، کاربرد روایتهای تاریخی و صحنهپردازی میدانهای نبرد و جنگ، از نقاط قوت آن دانسته شدهاند. در مقابل، کمرنگبودن ماجرای مخالفان شاه ایران و خلق شخصیتهای اضافی در رمان، از نقاط ضعف آن برشمرده شدهاند. همچنان، برخی معتقدند که مکانها، مناطق و زادگاه بعضی از شخصیتهای تاریخی در این رمان بهاشتباه درج شدهاند.
اگر از زاویه داستانیبودن کتاب به آن نگاه کنیم، درمییابیم که برخی صحنهها و شخصیتها برای پیشبرد ماجرای داستانی در رمان اضافه شدهاند. این افزودهها، از یکسو، لازمه داستان بودهاند و ازسوی دیگر، برای عبور از متن تاریخی و جلوگیری از خشک و بیروحشدن متن صورت گرفته است. متن داستانی اگر بیروح شود، از قدرتش کاسته میشود و داستاننویس بهدشواری میتواند نقلقولهای مستقیم یا روایتهای تاریخی را بدون دستکاری حرفوی و داستانی وارد اثر کند.
برای شناخت کوروش و بهدستآوردن اطلاعات کافی درباره زندهگی او، رمان منم کوروش کتاب خوبی است؛ زیرا داستانها از کشش و قدرتی برخوردارند که خواننده میتواند بدون احساس خستهگی، مطالعه متن را ادامه دهد.






