وقتی خرد بودم و هنوز عادت ماهانه برایم اتفاق نیفتاده بود، گاهی اوقات میشنیدم که زنان درباره آن سخن میگویند و از صحبتها و شکل حرفزدنشان معلوم میشد که آن را تابو و شرم میپندارند. اما نمیفهمیدم و از اینکه دقیقاً راجع به چه صحبت میکنند، سر در نمیآوردم. ولی زمانی که کمی بزرگتر شدم و آن وقت هم برایم اتفاق نیفتاده بود، کاکایم درباره قاعدهگی برایم معلومات داد. او با جزییات برایم شرح داد تا مبادا هنگامی که برایم اتفاق افتاد، بترسم و وحشت کنم.
زمانی را که برای نخستینبار پریود شدم، خود به یاد دارم. صبح خوبی نبود. احساس درد داشتم. خواستم دست و صورتم را بشویم؛ به دستشویی رفتم و متوجه خون شدم. گرچه دربارهاش میدانستم، اما اندکی وحشت کردم و نمیدانستم در آن زمان چه کار کنم. مادربزرگم بیدار بود، خواستم به او بگویم، اما نمیدانستم چطوری بیانش کنم. بالاخره برایش گفتم و او خیلی عادی برایم توضیحات بیشتری داد و کارهای ضروری آن زمان را برایم بیان کرد.
به مرور زمان برایم عادی شد و میفهمم در هنگام عادت ماهانه، از چه چیزهایی استفاده کنم. البته، اولین باری که دانستم معمولاً از نوار بهداشتی استفاده میشود، وقتی بود که دوستم نوار بهداشتی میخرید. هنگام خرید نوار بهداشتی، اندکی خجالتزده میبودم. ولی از زمانی به بعد، به خود گفتم که خجالت چرا؟
میدانم که این خجالت به این دلیل بود که جامعه ما قاعدهگی را تابو میپندارد. اما من دیگر خجالت نمیکشم؛ چون قاعدهگی تابو نیست. بعضی محدودیتها وجود دارد که در واقع، اکثراً این محدودیتها توسط بزرگها و افراد کهنسال ایجاد میشود و در نتیجه، عادت ماهانه بهعنوان شرم یا تابو پنداشته میشود.
اما قاعدهگی تابو نیست، بلکه یک روند کاملاً عادی برای دختران است و از این موضوع نباید با شرم یاد شود. خیلی خوب است که قبل از رسیدن به سن بلوغ، به دختران درباره قاعدهگی با وضاحت و شفافیت حرف زده شود و معلومات مهم داده شود تا در نخستین تجربه، احساس ترس و وحشت نداشته باشند.
همچنان، ما نباید بگذاریم که نسل نو افغانستان به تابوپنداری این موضوع ادامه دهند. باید در این باره آگاهیرسانی شود و آنقدر دربارهاش حرف زده شود که دیگر کسی از یادآوریاش شرم نکند. من این ضربالمثل را خیلی دوست دارم که میگوید: «پرسیدن عیب نیست، نفهمیدن عیب است.» و واقعاً این درست است؛ ما باید بدانیم، خجالت نکشیم و نسلی باشیم که این تابو را از بین ببرد.







