قطر بهحیث یک صحنهگردان پنهان، آلمان را مجاب به امتیازدهی به طالبان کرده است. همینطور حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان، نیز. طالبان از نقش قطر پرده برداشتند و روزنامه «بیلد» آلمان هم از سهم کرزی. این روزنامه دیدار کرزی با آگوست هانینگ، رییس پیشین اداره استخبارات خارجی آلمان، در برلین را شاهد آورده است.
حاصل این صحنهگردانی پنهانی، اقناع آلمان برای پذیرش دو دیپلمات طالبان در سفارت و کنسولگری افغانستان در شهرهای برلین و مونیخ بوده است. ویزه ورود به آلمان برای این دو دیپلمات صادر شده و یکی از این دو وارد این کشور نیز شده است. هدف این کار، ایجاد تسهیل در روند اخراج آن عده از افغانهای ساکن آلمان گفته شده که بهزعم دولت این کشور در ارتکاب جرایم دست دارند.
در خصوص آنچه در بالا بیان شد، چند نکته قابل ذکر است:
۱- اگر آنچه میان آلمان و طالبان انجام شده است را دادوستد هم بخوانیم، دومی در مقایسه با اولی بیشتر سود برده است. در اینجا، طالبان در بدل همکاری در زمینه اخراج مهاجران، قیدوشرط وضع کردهاند و آلمان هم خود را ناگزیر به پذیرش آن دیده است. مطالبهگری از کشوری به قدوقامت آلمان برای طالبان یک مزیت است. وقتی هم برلین قیدوشرط طالبان را میپذیرد، پیامدش بیاعتنایی بیشتر این گروه به مطالبات دنیا و اجرای موبهموی فرامین ملا هبتالله آخوندزاده است. در این میان، نه آلمان و بقیه کشورها که فقط مردم افغانستان زیانمند میشوند. طالبان هم به تجربه دریافتهاند که اصرار بر موضعشان، حاصل مطلوب داشته است و ازاینرو، سعی میکنند جانب مقابل را مجاب به امتیازدهی کنند؛ بدون آنکه خودشان کوتاه بیایند.
۲- نقش قطر در حمایت از طالبان روشنتر از آفتاب است و جای ابهام ندارد. دوحه همانگونه که در برگشت طالبان به قدرت نقش داشت، در نزدیک به چهار سال گذشته هم توان و مهارت دیپلماتیکش را صرف تعامل جهان با این گروه کرده است. آنچه به «روند دوحه» معروف است، تلاشی برای عادیسازی رابطه دنیا با طالبان است. همینطور، قطر کاری کرد که یک هیات امریکایی به کابل سفر و با مقامات طالبان دیدار کند و یخ رابطه طرفین قدری آب شود. حالا هم دروازه برلین را بهروی طالبان گشود. وقتی چنین کشوری (که حامی جدی طالبان است) نقش میانجی پیدا میکند، معلوم است که حاصل واسطهگریاش، اعزام دیپلماتهای طالبان به آلمان است؛ بدون آنکه جانب مقابل بهره خاصی ببرد.
۳- از گفتار و رفتار حامد کرزی هم برمیآید که دوام رژیم طالبان را به مصلحت افغانستان میداند. کرزی فقط در یک زمینه با طالبان آن هم بهقدر سر سوزن مشکل دارد: منع دختران از آموزش. وقتی این معضل برطرف شود، رژیم طالبان در نظر کرزی، بهترین نسخه شفابخش برای التیام آلام مردم افغانستان است. کرزی از بدو برگشت طالبان به قدرت نشان داد که مخالف جنگ با این گروه است. همچنان مخالف تقابل دنیا با طالبان است. از بهرسمیتشناسی رژیم این گروه نیز به وجد میآید. ازاینرو، دیدارهایش با مقامهای قبلی و فعلی آلمانی، ضرورتی ندارد جز اینکه کاری به سود طالبان انجام دهد.
اگر واقعاً کرزی حداقل در پیگیری همین شعار همیشهگیاش (آموزش دختران) هم صادق و جدی است، باید آن عده دولتهای غربی را که حقوق زنان در نظرشان اهمیت دارد، مجاب به اعمال فشار بر طالبان کند تا این گروه کوتاه بیاید نه اینکه برای تمدید وضعیت جاری تلاش ورزد. یا هم کرزی که مزه دموکراسی را خوب چشیده و با همین نام مدت سیزده سال بر مردم فرمانروایی کرده است، حداقل یک بار هم که شده در نقد طالبان سخن نگفته است؛ امری که صداقت او در پیگیری مهمترین مطالبهاش (آموزش دختران) را نیز در معرض سوال قرار میدهد.
مهمتر از آن، گروه طالبان هم به این میزان خام و نفهم نیست که به آدمی به قدوقامت کرزی مجال دهد تا خودسرانه با مقامات کشوری چون آلمان دیدار و گفتوگو کند. کرزی نه یک بار که باربار به آلمان رفته است. به احتمال زیاد که در ادوار قبلی هم گفتوگوهایی در نهان در کار بوده که از حاصلش تازه رونمایی میشود. کرزی در نظر طالبان یک ظرفیت است و این گروه از وی برای اقناع جهان غرب استفاده میکند. طالبان که با مهارت خودشان کشورهای منطقه را مجاب به تعامل دوستانه کردهاند، بهنظر میرسد که ماموریت این کار در جهان غرب را به کشورها و آدمهایی چون قطر و کرزی سپردهاند.
۴- فراموش نباید کرد که آلمان سابقه گفتوگوی مستقیم با طالبان را دارد و از این حیث از بقیه کشورهای اروپایی یک سروگردن بالاست. در اوایل سال ۲۰۱۱، این دیپلماتهای آلمانی بودند که برای بار اول و قبل از هر کشوری با نمایندهگان طالبان دیدار و گفتوگو کردند. کسی بهنام میخاییل اشتاینر، نماینده ویژه آلمان در امور افغانستان و پاکستان، در آن زمان با سیدطیب آغا، نماینده طالبان، در برلین ملاقات کرد که نمایندهگان سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیآیای) و وزارت خارجه این کشور نیز حضور داشتند. پس از آن دیدار بود که راه برای میانجیگری قطر در پروسه صلح افغانستان باز شد و طالبان در دوحه صاحب دفتر سیاسی شدند. آن پسزمینه نشان میدهد که آلمان ریگی در کفش دارد و زیر نام اخراج مهاجران در پی برقراری دوستی با طالبان است.
۵- آلمان کاری کرد که مقابله غربیها با تصمیم روسیه (بهرسمیتشناسی رژیم طالبان) دشوار شود. همینطور، فرمان اخیر دادگاه کیفری بینالمللی (آیسیسی) برای بازداشت رهبر و رییس دادگاه عالی طالبان تا جایی از اثرگذاری باز میماند. انتظار این بود که کشورهای غربی در ضدیت با روسیه هم که شده بر طالبان سخت بگیرند؛ اگر بهخاطر حقوق بشر چنین نمیکنند. آلمان ازآنجایی که در اروپا جایگاه رفیعی دارد، امتیازدهی به طالبان از جانب آن، عاری از تاثیر نیست و میتواند در حکم شروع روند پذیرش دیپلماتهای این گروه از جانب بقیه دولتهای غربی نیز باشد. البته این روند (پذیرش دیپلمات ها) قبلاً در منطقه تکمیل شده و اکنون تمرکز بر پذیرش رسمی سفیران و بهرسمیتشناسی رژیم است. مولوی امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، هم در سخنرانی اخیرش گفت که کشورها در نخست دیپلماتها و بعد هم سفیر را میپذیرند و در گام نهایی رژیم را بهرسمیت میشناسند. او مدعی شد که طالبان در زمینه صبورند و عجله ندارند. اینکه آرزوی متقی در جهان غرب هم برآورده شود، بعید نیست. پس باید از فرارسیدن روزی هراس داشت که کشورهای غربی نیز چون کشورهای منطقه در پذیرش دیپلماتها و سفیران طالبان و بهرسمیتشناسی رژیم این گروه، مسابقه به راه اندازند.






