طالبان از آغاز شکلگیری تا کنون با کشتار و شکنجه و ترور پیش آمدهاند. در این میان، بخشی از اقدامات اعضای این گروه جنایت جنگی یا جنایت علیه بشریت خوانده میشود. این گروه که هنوز در فهرست گروههای تروریستی سازمانهای بینالمللی و اکثر کشورهای دخیل در قضایای افغانستان است، به دلیل فعالیتهای تروریستی خود بیشتر شناخته میشود. عملا آنچه به طالبان هویت بخشیده و یا مشخصه اصلی آنها را ساخته، سیاستهای عقبگرایانه این گروه در کنار ارتکاب جنایاتهای هولناکی است که برخی از آنها جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی خوانده میشوند. اتهامهایی مبنی بر ارتکاب جرایم جنگی علیه دیگر طرفهای چندین دهه جنگ در افغانستان نیز وجود دارد، اما آنچه طالبان مرتکب شدهاند، شدت و حدت بیشتری دارد. این گروه در جنگهایی که منتج به استقرار حاکمیت «امارت اول طالبان» شد، نیز همینگونه کشتارهای وحشتناکی را به راه انداخت. قتلعامهای مزار و یکاولنگ، کشتارگاه کندیپشت و زمین سوخته شمالی، از نمونههای برجسته جنایات دور اول حاکمیت طالبان است؛ اما به دلیلی که پیش از ۲۰۰۲ اتفاق افتاده، شامل صلاحیت رسیدهگی توسط دادگاه لاهه نمیشود. این نوع رفتار با شدت کمتر به دلیل قدرت کمتر در جریان بیست سال حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان نیز توسط این گروه در برخی نقاط کشور ادامه یافت. پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در آگست ۲۰۲۱، به رغم آنکه رهبری طالبان در ظاهر امر فرمان عفو عمومی صادر کرد، اما در عمل تا کنون کشتار نیروهای امنیتی پیشین، کوچ اجباری گروههای قومی خاص، تجاوز جنسی، شکنجه، غارت اموال و دارایی مردم، محدودیتهای غیرانسانی مشخصا علیه زنان و… ادامه یافته است.
هر چند در بدو ورود دوباره طالبان به کابل تبلیغ میشد که این گروه تغییر کرده است و دیگر توحش گذشته را ندارد، اما اکنون که بیش از سه سال از حاکمیت مجدد آنها میگذرد، عملکردش حتا حامیانش را نیز نگران ساخته است. حالا موجی از نگرانی بینالمللی درباره نقض گسترده حقوق بشر و اعمال خشونتهای سازمانیافته توسط این گروه شکل گرفته است که روزبهروز گستردهتر میشود. این نگرانیها باعث شده که برخی از کشورها گام پیش بگذارند و برای پاسخگو ساختن طالبان، پرونده این گروه را به دادگاه لاهه ارجاع دهند. در ماه سپتامبر سال جاری، نخست چهار کشور کانادا، آلمان، استرالیا و هالند اعلام کردند که طالبان را به دلیل نقض گسترده حقوق بشر بهویژه حقوق زنان به دادگاه لاهه معرفی میکنند. پس از آن ۲۰ کشور دیگر از این طرح حمایت کردند. دو روز پیش اما شش کشور از دادستان دیوان کیفری بینالمللی (آیسیسی) خواستند که به نقض مداوم و سیستماتیک حقوق زنان و دختران در افغانستان توجه کند و در مورد نقض حقوق زنان و جنایات طالبان در افغانستان تحقیق نماید. شیلی، کاستاریکا، اسپانیا، فرانسه، لوکزامبورگ و مکسیکو این پرونده را به آیسیسی ارجاع دادهاند. پس از آن کریم خان، دادستان این دیوان بینالمللی، اعلام کرد که دفتر او ارجاع پرونده نقض حقوق زنان از سوی طالبان را دریافت کرده است و از آن استقبال میکند. براساس اعلامیه آقای خان، دفتر او تایید میکند که «تحقیقات فعال در مورد وضعیت افغانستان، که شامل جنایات ادعایی ذکرشده در این ارجاع میشود، در حال انجام است و همچنان ادامه خواهد داشت.» واکنشها به این اقدامات، گسترده بوده است.
دادگاه بینالمللی کیفری (ICC) در سال ۲۰۰۲ براساس اساسنامه رم تأسیس شده است. هدف این دادگاه، محاکمه افرادی است که مسوولیت جنایات بزرگ بینالمللی را برعهده دارند. این دادگاه براساس چهار دسته اصلی از جرایم فعالیت میکند: جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت، نسلکشی و جنایت تجاوز؛ جنایاتی که طالبان به ارتکاب هر چهار آنها در افغانستان متهم هستند. افغانستان در سال ۲۰۰۳ به این دادگاه پیوسته است که براساس آن صلاحیت رسیدهگی به جنایات جنگی در کشور به این دادگاه محول شده است. بنابراین، دادگاه لاهه همانگونه که دفتر کریم خان اعلام کرده، به این پرونده رسیدهگی میکند و در صورتی که اسناد مستدل در اختیارش قرار گیرد، میتواند بر طالبان برای اصلاح رویهاش فشار زیادی وارد کند.
کشتار غیرنظامیان، نسلکشی که کوچ اجباری را نیز میتواند شامل شود و همینگونه تجاوز مکررا توسط طالبان ارتکاب یافته است. برای هر کدام از چهار موردی که توسط دادگاه لاهه بررسی میشود، نمونههای زیادی وجود دارد که توسط طالبان ارتکاب یافته است. مثلا، کشتار گروهی هزارهها توسط طالبان و همینگونه کشتار غیرنظامیان در پنجشیر پس از اولین ورود طالبان به این ولایت در سال ۲۰۲۱، توسط برخی از حقوقدانان بهعنوان نسلکشی و جنایت جنگی تلقی میشود. اگر اسناد کافی در این مورد به دادگاه لاهه ارایه شود، ممکن این کشتارها بهعنوان نسلکشی و جنایت جنگی رسما اعلام شوند. همینگونه حملات این گروه بر شفاخانهها، مکاتب و مساجد و حملات انتحاری و موتربمب که عمدا غیرنظامیان را نیز قربانی میکرد. یک نمونه آن، حمله بر شفاخانهای در کندز است و نمونه دیگر آن حمله با موتربمب در چهارراهی زنبق کابل توسط شبکه حقانی است. فقط در همین سه سال گذشته تنها تجاوز جنسی و شکنجههای غیرانسانی توسط این گروه در زندانها، سوژه چندین گزارش بینالمللی بوده است. محروم کردن نصف جمعیت افغانستان (زنان) از همه حقوق ابتداییشان، نیز میتواند ذیل جنایت علیه بشریت بررسی شود. بنابراین، آنچه طالبان از ۲۰۰۲ تا کنون مرتکب شدهاند، در صورتی که دقیق بررسی و مستند شود، میتواند حکم بازداشت را برای رهبران این گروه در پی داشته باشد. در آن صورت، حتا اگر آنها بازداشت نشوند، بر سفر آنها محدودیتهای بسیاری وضع خواهد شد که روی تلاشهای این گروه برای فرار از انزوا تاثیر خواهد گذاشت.
اگر مستندات کافی در اختیار دادگاه بینالمللی لاهه قرار گیرد، در درازمدت میتواند فشارهای زیادی را بر طالبان وارد کند. در آن صورت، هزینه تعامل با طالبان و همکاری با این گروه را برای کشورهایی که روابط نزدیک با آنها برقرار کردهاند، بالا میبرد. همینگونه، لابیهای طالبان نیز مجبور میشوند در لابیگریهای خود احتیاط بیشتری به خرج دهند؛ زیرا لابی کردن آشکار برای گروهی که متهم به فعالیتهای تروریستی است و از سوی دادگاه لاهه هم به دلیل ارتکاب یک یا چند تا از جنایتهای چهارگانه محکوم شود، آسان نخواهد بود.






