برخی کشورهای عربی (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، اردن، عمان، بحرین و کویت) با آنکه هدف حملههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتهاند، ولی واکنششان در برابر این کشور نهتنها توام با احتیاط بوده که برای پایاندادن به درگیری نیز تلاش کردهاند. در این میان امارات متحده عربی استثنا بر قاعده است؛ استثنایی که راه حل را در ازسرگیری جنگ توسط امریکا و اسراییل علیه ایران میبیند. برای نمونه، پاکستان از سوی عربستان برای پایاندادن به جنگ، ترغیب به میانجیگری شد، ولی توسط امارات توبیخ. باآنکه پاکستان از حیث اقتصادی، روزگار ناخوشی را تجربه میکند، ولی امارات در واکنش به میانجیگری آن، سه میلیارد دالر بدهیاش را پس گرفت؛ بدهیای که از سوی عربستان پرداخت شد، آن هم پس از سفر شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به ریاض. این یعنی اینکه عربستان با آنکه هدف حملههای سنگین ایران قرار گرفته است، بازهم خواهان پایان جنگ است، اما امارات نه.
امارات از سالها به اینسو، در کانون توجه منطقه و دنیا قرار گرفته است؛ کشوریکه در چند دهه اخیر با اتکا به درآمدهای نفتی و رابطه راهبردی با غرب، خود را «توسعهگرا» معرفی کرده است. امارات بهدرستی توانسته میان قدرتهای بزرگ (امریکا، روسیه و چین) موازنه را حفظ و در حوزههای اقتصادی، زیرساختی و فناوری رشد خیرهکنندهای داشته باشد؛ تا آنجا که بسیاری از کشورهای منطقه خواهان الگوبرداری از راه طیشده آن هستند. بااینحال، این موفقیتهای امارات ناهمسان با مجموعهای از سیاستهای میدانی و ایتلافسازیهای خطرناکی است که این کشور از چندی به اینسو دنبال میکند.
نقطه عطف این ناهمسانی، رابطه گرم ابوظبی با افراطیترین جناحها در اسراییل است. ابوظبی برخلاف غالب کشورهای عربی و بیاعتنا به حساسیتهای حاکم بر جهان عرب، به جناح راست افراطی در اسراییل نزدیکتر شده است؛ تا آنجا که اخیراً سامانههای پدافندی اسراییل را در خاکش مستقر کرده است (به گزارش رسانههای غربی). جالب اینکه سایر کشورهای عربی، از جمله آنانی که اسراییل را بهرسمیت شناختهاند، رفتار آن در منطقه را بهشدت نکوهش میکنند، اما امارات نهتنها چنین نمیکند که به داشتن رابطه دوستانه با راستهای افراطی فخر میورزد؛ بیآنکه پروای تامین حقوق فلسطینیها را داشته باشد.
افزون بر آن، سیاستهای مداخلهگرایانه امارات در سایر کشورهای منطقه، تصویر توسعهگرابودنش را مخدوش میکند. مداخله امارات در یمن در سالهای اخیر و همین چندی قبل درافتادنش با عربستان، متحد سابقش، بر سر این مساله یک نمونه روشن است. در سودان نیز امارات با تجهیز یکی از طرفهای درگیر، در جنگ ویرانگر این کشور نقشآفرینی کرده است. همینطور رد پای آن در بحران لیبیا نیز دیده میشود. اگر دقت شود این رفتار مداخلهجویانه هیچ نسبتی با سیاستهای اقتصادی، توسعهمحور و ثباتساز ندارد.
چرا ایران و امارات با هم نمیسازند؟
در دو روز گذشته امارات ادعا کرده که هدف حمله موشکی و پهپادی از سوی ایران قرار گرفته است؛ ادعایی که توسط جمهوری اسلامی رد یا تایید نشده است. آنچه روشن است اینکه بندر صنعتی فجیره امارات هدف حمله قرار گرفته و آسیب جدی بر آن وارد شده است. البته امارات بهرغم هشدارهای مکررش تا کنون اقدام به راهاندازی حمله تلافیجویانه نکرده است.
اگر حمله انجامشده کار ایران باشد، ناشی از سه علت است: ۱- حمایت ابوظبی از حمله امریکا و اسراییل بر ایران و رغبت این کشور برای تشدید جنگ. ابوظبی قبلاً اعلام کرده بود از هر طرح نظامی امریکا برای بازگشایی تنگه هرمز حمایت و در آن مشارکت خواهد کرد. برای فعلاً هم آوازههایی وجود دارد که اگر امریکا و اسراییل از نو بر ایران حمله کنند، این بار امارات رسماً وارد جنگ خواهد شد. احتمالاً که طرف ایرانی اطلاعات نسبتاً دقیقی در زمینه دارد و با راهاندازی حمله پیشدستانه خواسته است جدیتش را بهطرف اماراتی منتقل کند. ایران میداند که بهتنهایی از پس ابوظبی برمیآید و امریکا و اسراییل به کمک آن نخواهند آمد؛ مگر اینکه منافعشان ایجاب کند. ۲- خبرها مبنی بر استقرار سامانههای پدافندی اسراییل در خاک امارات نیز جمهوری اسلامی را بیش از هر زمان دیگر نگران کرده است؛ بهویژه اگر صحت خبر تایید شود، ایران نمیتواند آرام گیرد. ۳- امارات با ایران بر سر جزایر سهگانه (ابوموسا، تنب کوچک و تنب بزرگ) اختلاف جدی دارد؛ جزایری که امارات مال خودش میداند و ایران هم مال خودش، ولی برای فعلاً در اختیار ایران است. تهران گمان میکند که امارات خواهان فروپاشی جمهوری اسلامی و کلیدخوردن جنگ داخلی است؛ به این منظور که با اغتنام از فرصت بتواند تسلطش بر جزایر سهگانه را تامین کند. ابوظبی سالها برای بازپسگیری جزایر سهگانه تلاش کرده و حمایت قدرتهای بزرگ را نیز با خود دارد؛ چه با دادن امتیازات بزرگ اقتصادی یا هم بهشیوههای دیگر. برای نمونه، روسیه و چین بهمثابه متحدان راهبردی ایران، بارها در نشستهای کشورهای عربی، پای قطعنامههایی امضا کردهاند که توصیه به حل معضل جزایر سهگانه از طریق سازوکارهای بینالمللی میکرده است. درحالیکه از نظر ایران رجوع به سازوکارهای بینالمللی در این خصوص مردود است.






