درک موضع طالبان در قبال جنگ اسراییل و ایران حایز اهمیت است؛ بهویژه اگر این جنگ خیلی دامنهدار و فرسایشی شود و زندهگی شهروندان افغانستان را تحت تاثیر قرار دهد. برای ایرانیان نیز درک موضع طالبان حایز اهمیت است؛ چونکه این گروه در همسایهگی آنها یک کشور را اداره میکند. طالبان هم تا این جای کار چون برخی از کشورهای دیگر به محکومیت حمله اسراییل بر ایران بسنده کردهاند. همینطور، حمله نظامی امریکا بر سایتهای هستهای ایران را نیز محکوم کردهاند. البته در رسانههای ایرانی همین میزان واکنش هم خیلی خوب بازتاب مییابد.
تمرکز بر دو نکته ذیل میتواند خواننده را به درک موضع طالبان در قبال جنگ اسراییل و ایران یاری رساند:
۱- واقعیت این است که طالبان از خلق بحران منطقهای جدید توسط سایر کشورها خرسند میشوند؛ به این دلیل که بحران فعلی افغانستان از مرکز توجه دنیا به دور میرود و عمر رژیم این گروه تمدید میشود. برای نمونه، شروع جنگ اوکراین از رسیدهگی به بحران افغانستان جلوگیری کرد. بعدتر هم جنگ غزه سر بر آورد که نهتنها بحران افغانستان که حتا بحران اوکراین را هم تا جایی به حاشیه برد. این دو بحران به قوت خود پابرجا بود که حالا ایران و اسراییل به مصاف هم رفتهاند و بدتر از آن، بیم ورود امریکا به ماجرا نیز متصور است.
در این میان، بحران جاری در افغانستان در نظر جهان در مقایسه با سه بحرانی که در فوق برشمرده شد، خیلی کماهمیت مینماید. حتا در نظر برخی از کشورها، افغانستان درگیر بحران نیست و برخلاف گذشته از ثبات و امنیت نسبتاً خوبی برخوردار است. پس در این روزها، طالبان به دور از نظارت جهان دارند بر مردم افغانستان سلطه میرانند؛ بدون آنکه نگران پاسخگویی به مراجع مسوول بینالمللی باشند. به همان میزان که طالبان از وضعیت جدید سود میبرند، مخالفان این گروه به همان میزان از صحنه ناپدید شده و در نهایت از یادها خواهند رفت.
۲- طالبان از تحقیر همسایهگان افغانستان توسط قدرتهای دورونزدیک خرسند میشوند. طالبان که با همسایهگان افغانستان از جمله پاکستان و ایران هرازگاهی درگیری مرزی داشته و دارند، حمله خارجی بر آنان را به مصلحت میدانند. هدف طالبان این است که حمله خارجی سبب تضعیف تهران و اسلامآباد شود تا دیگر نتوانند علیه این گروه شاخوشانه بکشند یا هم با درگیرشدن با دشمنان بیرونیشان از پرداختن به ایجاد دولت فراگیر در افغانستان و سایر مسایل منصرف شوند. طالبان که از پاکستان ناخرسندند، از حمله هند بر آن ظاهراً خرسند شدند و مقامات پاکستانی هم چنین ادعا کردند. حالا هم حمله اسراییل بر ایران برای طالبان صحنه تماشایی است.
درسهایی که طالبان از جنگ ایران و اسراییل میآموزند
۱- وقتی طالبان به ماهیت حمله غافلگیرانه اسراییل بر ایران میاندیشند، بدون شک به اهمیت قدرت اطلاعاتی و تکنولوژی جدید پی میبرند؛ چیزی که این گروه از آن بیبهره است. طالبان هم به مرور درخواهند یافت که دیگر عصر جنگهای کلاسیک تقریباً بهسر آمده است و اکنون توان اطلاعاتی و برخورداری از تکنولوژی جدید و استفاده درست از آن، حرف نخست را میزند. کشور برخوردار از این دو گونه توانایی، توان هماوردی با دیگران را دارد؛ اما کشور محروم و ضعیف نه؛ حتا اگر از ابزارهای سنتی قدرت (جمعیت، سرزمین، لشکر پرشمار و…) برخوردار باشد.
حالا این توان اطلاعاتی و تکنولوژیک در اختیار کیست؟ معلوم است که غربیها دارندهگان اصلی تکنولوژی جدیدند و دولتهای شرقی در این زمینه خوشهچین آنهایند. پس درک این نکته، طالبان را ترغیب به ماندن در کنار غربیها میکند؛ امری که تحققش به فاصلهگیری این گروه از رقیبان غرب و همسایههای ضعیف افغانستان نیاز دارد.
۲- توجه به مساله همراهی و عدم همراهی با قربانی و متجاوز نیز حایز اهمیت است که طالبان در بیش از یک هفته پسین خوب به آن پی بردهاند. صورت مساله چنین است: ایران که در میانه مذاکره با امریکا قرار داشت، هدف حمله اسراییل قرار گرفت، ولی غالب کشورهای غربی از محکومیت آنچه تلآویو انجام داد، اجتناب کردند. برخی از کشورهای خاور میانهای هم که فقط به پاس همسایهگی و پیوندهای دینی ـ تاریخی با ایران، اقدام به محکومیت حمله کردند، باز هم بهطرز دیگر سعی کردند ملاحظات دولتهای غربی بهویژه امریکا را رعایت کنند. در شورای امنیت سازمان ملل متحد و نشستهای ویژه آن هم حرف کشوری به کرسی مینشیند که متحد امریکا و برخوردار از حمایت آن باشد. برای همین، نماینده روسیه در سازمان ملل اظهار داشت: «با ایران در این سازمان طوری رفتار میشود که گویا آغازگر جنگ بوده باشد.» چرا چنین است؟ به این دلیل که دولتهای غربی پرتوانند؛ آن هم به میزانی که رویکرد بقیه کشورها را بهسمت محکومیت قربانی معطوف میکنند. ایران با آنکه متحدان بهظاهر نیرومندی چون چین و روسیه دارد، ولی در بزنگاهها به حال خود رهایش میکنند و خبری از حمایت جدی نیست.
اکنون طالبان تنهایی ایران و حمایت یکپارچه جهان غرب از اسراییل را خوب درک کردهاند. این گروه اکنون میداند که ایران به دلیل داشتن گرایش به شرق تنهاست و اسراییل بهخاطر اتحاد با جهان غرب از آزادی عمل برخوردار است و هیچ نیرویی (به استثنای امریکا) نمیتواند مانعش شود. نیل به این درک موجب میشود که طالبان رخ به جانب غربیها کنند. وقتی از حمایت جهان غرب برخوردار باشند، از حیث بیتوجهی به دموکراسی و حقوق بشر هم در معرض انتقاد قرار نمیگیرند. با این کار، مخالفانشان و حتا همسایهگان افغانستان را هراسان میسازند و میزان احتمال بهرسمیتشناسی رژیمشان نیز بالا میرود.






