حملات متقابل هوایی ایران و اسراییل با قوت تمام ادامه دارد و تلاشهای سیاسی جاری در پس پرده تا کنون قادر به توقف آن نشده است. عاملی که خطر تشدید جنگ را رو به افزایش نشان میدهد، اخطارهای پیهم دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، به نشانی ایران است. او با آنکه تا این لحظه از ورود مستقیم به جنگ پرهیز کرده است، ولی در صدور اخطارهای تندوتیز به آدرس جمهوری اسلامی کم نیاورده است؛ اخطارهایی که در بحبوحه درگیری برای اسراییل انگیزهبخش و برای ایران مایه هراس است.
ترمپ اخیراً به ساکنان تهران هشدار تخلیه فوری این شهر را داده است. این هشدار توسط حاکم کشوری که ابرقدرت دنیاست، حتا اگر در لفظ هم خلاصه شود، تاثیر روانی خاصی بر حاکمان و شهروندان ایرانی دارد و میتواند کفه ترازو را به سود اسراییل سنگین کند. در پی آن اظهار داشت که از محل اختفای شخص رهبر جمهوری اسلامی آگاه است، ولی برای فعلاً ترورش را به مصلحت نمیداند. همچنان با نشر توییتی خواستار تسلیمی بدون قیدوشرط ایران شد. مزید بر آن، رسانههای غربی پیهم از اعزام جنگندههای رادارگریز و هواپیماهای سوخترسان امریکایی به مقصد خاور میانه خبر میدهند که ظاهراً به هدف حمایت از اسراییل انجام میشود.
سوالی که مطرح میشود، این است: اخطارهای ترمپ چقدر جدی و در پس آن چه اهدافی پنهان است؟
در پاسخ به این سوال چهار نکته را میتوان مطرح کرد:
اولین نکتهای که در ذهن غالب تماشاگران ماجرا خطور میکند، برچیدن کامل بساط صنعت هستهای ایران توسط ترمپ است؛ چه با مذاکره و چه با جنگ. بر این اساس ترمپ میخواهد که جمهوری اسلامی به یکبارهگی و برای دایم دست از صنعت هستهای بشوید و برخلاف گذشته از صدور اخطار به نشانی امریکا و اسراییل دست بردارد و تبدیل به بازیگر رام و مطیع در خاور میانه شود. با این حساب، هشدار به تخلیه تهران (شهری که بیش از ۱۴ میلیون جمعیت را در خود جا داده است) آن هم در میانه جنگ خطرناک با هدف فوق نمیسازد. نابودی تاسیسات هستهای فردو و نطنز میتواند با حمله سازمانیافته و در زمان و مکانهای مشخصی انجام شود؛ نه اینکه ضرورت هشدار به تخلیه فوری شهری به بزرگی تهران در کار باشد.
فروپاشاندن جمهوری اسلامی را هم کسانی بهحیث یک گزینه مسلم گرفتهاند که اگر درست هم باشد، باز هم با تهدید ترمپ برای تخلیه فوری شهر تهران سازگار نیست. اگر قرار بر سرنگونی جمهوری اسلامی باشد، امریکا میتوانست در صبح ۲۳ جوزا دوشادوش اسراییل در حمله غافلگیرانه مشارکت آشکار و مستقیم کند؛ اقدامی که ممکن بود کار را بهسرعت یکسره کند تا به هشدار به تخلیه شهرها نیاز نمیشد. حالا که جمهوری اسلامی از سرگیجه بیرون شده است، تقلا برای فروپاشاندن آن دشوار و خیلی هم پرتبعات است. چه بسا که در این وضعیت، تهدید به تخلیه شهرها به ابزاری بر ضد تهدیدکننده تبدیل شود؛ امری که میتواند عمر نظامی را که بهزعم امریکا و اسراییل قرار است میدان را خالی کند، طولانیتر سازد.
از حیث دیگر میتوان اخطارهای ترمپ را در حد تهدید لفظی خلاصه کرد؛ به این منظور که جمهوری اسلامی بیرق سفید را بلند کند، بدون آنکه امریکا با ورود به عرصه جنگ هزینه سنگینی بپردازد. بر این اساس و به باور ترمپ، ایران در اثر حملات اسراییل بهقدری تضعیف شده که نه توان وضع قیدوشرط برای ازسرگیری گفتوگو با امریکا را دارد و نه هم توان دوام مقاومت علیه تلآویو. البته بهدرستی روشن نیست که جمهوری اسلامی تا کجا به مقاومت علیه اسراییل (که برخوردار از حمایت امریکا و برخی از قدرتهای دیگر غربی است) میتواند ادامه دهد. در این میان، یک احتمال دیگر را نمیتوان از نظر دور داشت: درخواست ترمپ از جمهوری اسلامی برای بهرسمیتشناسی اسراییل بهقصد برکندن ریشه اصلی منازعه. درخواست برای بالا بردن پرچم سفید یا هم تسلیمی بدون قیدوشرط با همین احتمال بیشتر مطابقت دارد.
نکته چهارم فراتر از آنچه بیان شد، است: فروپاشاندن تمامیت جغرافیای ایران و تبدیلکردن آن به تکههای جداگانه به رهبری بلوچها، کردها و پانترکها، و کوتاهکردن پای این کشور از منطقه راهبردی و پرمنازعه خلیج فارس. این نیز پس از سرنگونی جمهوری اسلامی (که ظاهراً بدیل قوی و قابل اطمینانی هم ندارد) میتواند محقق شود. وقتی چنین شود، بعید نیست که ترمپ مناطقی از ایران واقع در خلیج فارس را تصاحب کند تا حضور امریکا برای دایم در این منطقه تامین شود. اگر به اشتیاق ترمپ برای الحاق کانادا به خاک امریکا و تصرف مناطقی چون پاناما، گرینلند، غزه و… تمرکز کنیم، گزینه فوق خیلی هم غیرمحتمل نمینماید. در این حالت، امارات متحده عربی هم برای الحاق جزایر سهگانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسا) به خاک خود با حمایت ایالات متحده وارد میدان خواهد شد.
حاصل کلام اینکه اخطارهای تند ترمپ ظاهراً فراتر از صنعت هستهای ایران است و بقیه نکاتی را که در فوق مطرح شد، نیز در دل خود دارد. اگر تهدید به تخلیه شهرها از سوی اسراییل انجام شود، معنادار و مایه نگرانی نیست؛ اما وقتی قدرتی در قدوقامت امریکا (که هنوز رسماً به جنگ ورود نکرده است) حرف از ضرورت تخلیه تهران میزند، جدی و نیازمند واکاوی است.
به هر حال، ترمپ تا این جای کار با گفتارها و رفتارهای متناقض خود نشان داد که نهتنها ضدجنگ نیست، بلکه در جاهایی عامل شروع و تشدید آن هم میشود. امریکا در سایه رهبری ترمپ به جنگهای غزه و اوکراین پایان نداد که هیچ، بلکه تازه مانع اسراییل از شروع جنگ دیگر نشد؛ جنگی که اگر مهار نشود، کمتر کشوری در خاور میانه و حتا فراتر از آن از پیامدهای ویرانگرش مصون خواهد ماند






