درباره اهمیت تاریخی نوروز بسیار سخن گفته شده است. این جشن از روزگاران باستان تا به امروز دوام آورده و بستری برای شادی و خرمی میلیونها انسان شده است. یکی از کارکردهای اجتماعی و فرهنگی نوروز، ایجاد پیوند میان ملتهای مختلف از شبهقاره هند تا منطقه بالکان است. کشورهای حوزه نوروز میتوانند از این کارکرد فرهنگی و اجتماعی برای همگرایی و تقویت روابط خود بهرهبرداری کنند. در جهانی که عوامل منازعه و مناقشات هر روز تشدید میشود و جنگها و تغییرات ژیوپولیتیکی نو به میان میآید، پدیدههای فرهنگی مانند نوروز میتواند نقاط وصل میان کشورها را بیشتر کند.
افغانستان تحت حاکمیت طالبان با گرفتاریهای فراوانی روبهرو شده است؛ از جمله بنیادگرایی و افراطیتی که همه ارزشهای فرهنگی و دنیای مدرن را از چشم حلال و حرام طالبانی میبیند. این مسیر، افغانستان را از عصر تکنالوژی، تنوع و تکثر فرهنگی منحرف کرده و پیامدهای بد و زیانباری برای مردم این سرزمین به همراه دارد. نفرتورزیها، کینهتوزیهای مذهبی، فرهنگستیزی و نوستیزی شعلههای جهل و نادانی را بیشتر در گستره فرهنگ تساهل و مدارا میگستراند و همدلیها و همگراییهای بیشتر را دچار تزلزل و مصیبت به نام «طالبانیسم» میکند. رهایی افغانستان از چنگ ایدیولوژیهای افراطی مانند طالبان یکی از نیازهای اساسی مردم این سرزمین است. مردم تنها زمانی میتوانند روزگار بهتری داشته باشند که دیوارهای افراطیت و بنیادگرایی طالبان را فروبریزند و زبان مشترک برمبنای پدیدههای انسانی و مداراجویانه پیدا کنند.
سال گذشته برای اکثریت مردم افغانستان سالی پر از رنج و اندوه بود. در این سال، فقر و بیکاری، ناامیدی و ناامنی افزایش یافت. طالبان بهطور گسترده به قتلهای فراقضایی، بازداشت و زندانی کردن منتقدان و مخالفان، از جمله زنان و فعالان عرصههای مختلف، ادامه دادند و یک گام دیگر کشور را به عقب بردند. در این سال، زنان و دختران نهتنها نتوانستند به حقوق ابتدایی و انسانی خود دست یابند، بلکه آخرین دریچه امیدشان، یعنی انستیوتهای طبی نیز بهطور کامل بهرویشان بسته شد. طالبان در این مدت با تهدید و فشار، و همچنان امیتازدهی، بسیاری از نمایندهگیهای سیاسی کشور در خارج را مجبور به تعامل با این گروه کردهاند یا عملاً مدیریت این نمایندهگیها را در دست گرفتهاند.
در سال گذشته، بهرغم تهدیدات و فشارهای گسترده طالبان، زنان و دختران همچنان مانند گذشته به اعتراضات و دادخواهیهای خود ادامه دادند. نهادهای حقوق بشری نیز گزارشهای مختلفی از وضعیت دشوار، سرکوبهای گسترده و نقض شدید حقوق بشر منتشر کردند. کمکهای بشری در کشور کاهش یافت، مداخلات طالبان در روند این کمکها افزایش پیدا کرد، و میزان فقر و بیکاری بیش از پیش تهدیدی جدی برای زندهگی مردم افغانستان شد.
در سال پیشرو، هنوز روزنههای امید برای تغییر در ساختار سیاسی کشور به وجود نیامده است. با این حال، فشارهای منطقهای و جهانی بر طالبان تشدید شده و امیدهایی به وجود آمده است که مردم افغانستان بتوانند به حقوق انسانی خود دست یابند. طالبان در این مدت نهتنها به خواستههای مردم افغانستان و جامعه جهانی تمکین نکردهاند، بلکه روز به روز کشور را به عقب بازگرداندهاند. این گروه بهطور گسترده از سازمانهای تروریستی منطقهای میزبانی کرده و کشور را عملاً به پناهگاهی برای هراسافکنی و تهدیدات منطقهای و فرامرزی تبدیل کردهاند.
افغانستان در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری درگیر افراطگرایی و فاجعه تروریسم شده است. مردم افغانستان و سیاستمداران مخالف طالبان باید از تغییراتی که در نظم جهانی بهوجود آمده بهرهبرداری کنند تا با بنیادگرایی مبارزه کنند و از تغییر رویکردهای کشورهای منطقه نسبت به بنیادگرایی و ایدیولوژیهای افراطی استفاده نمایند. با سفر فرستادهگان امریکا به کابل و گفتوگوهای این کشور با رژیم طالبان، نشانههایی از تغییر در رویکرد سیاستهای ایالات متحده نسبت به افغانستان و منطقه به چشم میخورد. اگر طرفها نتوانند از این فرصتها بهخوبی استفاده کنند، کشور همچنان به میدان جنگهای نیابتی تبدیل خواهد شد، و قربانی اصلی دوباره مردم افغانستان خواهند بود که در شرایط ناامنی، گرسنهگی، انزوا و فقر شدیدتر از گذشته دست و پنجه نرم خواهند کرد.






