تنشها میان رژیم طالبان و پاکستان در آغاز سال ۲۰۲۶ به شدت افزایش یافت و به یک درگیری کوتاهمدت اما شدید انجامید که موجهای آن کل منطقه را تحت تاثیر قرار داد. این برخورد نه تنها یک تقابل نظامی بود، بلکه پیامدهای عمیق اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقهای، بهویژه در روابط اقتصادی هند با افغانستان و آسیای مرکزی، به همراه داشت. برای درک بهتر این وضعیت، نیاز است که ریشههای منازعه، تاثیرات فوری آن بر تجارت و ترانزیت و تغییرات گستردهای که در همکاریهای اقتصادی منطقهای ایجاد کرده است، بهگونه جامع بررسی شود[i].
پاکستان و افغانستان از گذشتههای دور روابط پیچیده و اغلب متشنجی داشتهاند که تحت تاثیر مسایل فرهنگی، ایدیولوژیک، سیاسی و امنیتی شکل گرفته است. اگرچه پاکستان از اصلیترین بنیانگذاران و حامیان طالبان در دهه ۱۹۹۰ بود، دو طرف گذشتهای پرتنش همراه با درگیریهای مرزی، اتهامات مربوط به شورشهای فرامرزی و سوءظن متقابل داشتهاند. این تنشها در اوایل سال ۲۰۲۶، با بروز مجموعهای از حملات فرامرزی که طالبان آنها را به گروههای مسلح مستقر در خاک پاکستان نسبت داد، به اوج رسید. پاکستان در پاسخ، به مواضع طالبان در داخل افغانستان حملات هوایی انجام داد و این وضعیت به سرعت به جنگ علنی تبدیل شد. درگیریهای چند هفتهای شامل تبادل آتش توپخانه، حملات هوایی و درگیریهای زمینی بود که زندهگی در خطوط مرزی و داخل افغانستان را مختل ساخت.
پیامدهای اقتصادی این درگیری فوری و شدید بود، بهویژه در حوزه تجارت و ترانزیت. اقتصاد شکننده افغانستان که به شدت به واردات و صادرات از طریق پاکستان وابسته است، آسیب جدی دید. پاکستان مسیر ترانزیتی حیاتی برای وصل افغانستان به بازارهای جهانی از طریق بنادر کراچی و بندر قسیم محسوب میشود و همچنان امکان ورود کالاهای افغانستان به هند از طریق بندر واگه را فراهم میکند. پیش از این تنشها، ارزش سالانه صادرات افغانستان به پاکستان حدود ۱۷۳ میلیون دالر بود که تقریباً ۱۰ درصد کل صادرات آن کشور را تشکیل میداد. صادرات پاکستان به افغانستان نیز، با ارزشی حدود یک میلیارد دالر، اگرچه بخش کوچکی از کل صادرات پاکستان محسوب میشود، اما اهمیت قابل توجهی برای بازار افغانستان داشت. با بستهشدن گذرگاههای مرزی کلیدی مانند تورخم و چمن در اواخر سال ۲۰۲۵ به دلیل درگیریها، صادرات افغانستان به پاکستان به شدت سقوط کرد و زیانی نزدیک به ۲۰۰ میلیون دالر به اقتصاد ضعیف افغانستان وارد شد[ii].
در این مدت، پاکستان نیز خسارات اقتصادی زیادی متحمل شد، هرچند به میزان کمتر نسبت به افغانستان. زیانهای صادراتی پاکستان به افغانستان تقریباً به ۲۳۰ میلیون دالر رسید. اختلالات در شبکههای تامین فشار گستردهای ایجاد کرد که موجب کمبود کالاها و افزایش هزینههای حملونقل برای کالاهای مقصد افغانستان شد و در نتیجه قیمتها تا دو برابر افزایش یافت.
مسدودشدن بنادر، شکنندهگی افغانستان را به دلیل وابستهگی شدید به مسیرهای تجارتی پاکستان آشکار ساخت. در پاسخ به وضعیت پیشآمده، طالبان تلاشهای خود را برای گسترش مسیرهای تجارتی و همکاریهای اقتصادی تشدید کردند. این تغییر هم یک ضرورت اقتصادی و هم یک گام راهبردی برای کاهش وابستهگی به پاکستان محسوب میشود. افغانستان بهگونه فزایندهای به آسیای مرکزی و ایران بهعنوان شرکای تجارتی جایگزین روی آورده است. گزارشهای اخیر نشاندهنده افزایش صادرات مواد غذایی و محصولات زراعتی از آسیای مرکزی به بازارهای محلی افغانستان است؛ کالاهایی که جایگزین محصولات پاکستانی و ایرانی شدهاند.
یکی از ابتکارات کلیدی، تقویت تجارت از طریق بندر چابهار در ایران است؛ مسیری که هند آن را حمایت و توسعه داده تا بهگونه کامل پاکستان را دور بزند، هرچند این مسیر به دلیل تنشهای امریکا و ایران تحت فشار قرار دارد. افغانستان همچنان در پروژههای زیرساختی برای تقویت اتصال جادهای و ریلی با همسایهگان آسیای مرکزی مانند اوزبیکستان، ترکمنستان و تاجیکستان از گذشته سرمایهگذاری کرده بود که توسط دونرهای بینالمللی و شرکای منطقهای حمایت میشد، اما پس از فروپاشی جمهوری اسلامی افغانستان، بیشتر این بودجهها از سوی جامعه جهانی متوقف شد.
برای جمهوری هند، این درگیریها فرصتی پیچیده اما ارزشمند برای تعمیق تعاملات اقتصادی با افغانستان فراهم کرده است. اگرچه هند موضع دیپلماتیک محتاطانهای در قبال طالبان اتخاذ کرده، همکاریهایش را عمدتاً بشردوستانه و توسعهای تعریف کرده است؛ همکاریهایی که هدف آن حمایت از ثبات اقتصادی افغانستان و مقابله با نفوذ پاکستان است.
اصلیترین مسیر تجارتی هند با افغانستان از طریق بندر چابهار در ایران است که مسیر مستقیم دریایی ـ زمینی را فراهم میکند و بهگونه کامل پاکستان را دور میزند. این مسیر در پی بستهشدن مرزها، مورد توجه و سرمایهگذاری بیشتر قرار گرفته است. هند همچنان در تامین کمکهای بشردوستانه و حمایتهای زیرساختی، از جمله پروژههای برق، بهداشت و آموزش، نقش فعال داشته است. از آگست ۲۰۲۱ بدینسو، هند مجموعاً ۵۰ هزار تن گندم، بیش از ۳۳۰ تن دوا و واکسین، ۴۰ هزار لیتر سموم زراعتی و سایر اقلام کمکهای اجتماعی را فراهم کرده است.
هند همچنان به سرعت به نیازمندان زلزلهزده در ولایتهای جنوبشرق افغانستان رسیدهگی کرد و یکی از نخستین کشورهایی بود که کمکهای بشردوستانه شامل بیش از یکهزار خیمه، ۱۵ تن مواد غذایی و ۲۱ تن اقلام امدادی، شامل دوا، کیتهای صحی، کمپل و جنراتورها را ارسال نمود.[iii]
دادههای آماری سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشاندهنده افزایش قابل توجه صادرات افغانستان به هند، بهویژه محصولات زراعتی مانند میوه، خشکبار و زعفران است. حجم تجارت دوجانبه حدود یک میلیارد دالر برآورد شده است. اگرچه درگیریهای جاری پروسههای لجستیکی را پیچیده کرده است، این وضعیت کسبوکارها و سیاستگذاران هندی را به جستوجوی راههایی برای حفاظت و گسترش روابط اقتصادی با افغانستان ترغیب کرده است[iv].
فراتر از هند و افغانستان، پیامدهای این درگیری تهدیدی برای کل منطقه جنوب آسیا به شمار میآید. این بحران چارچوب اقتصادی منطقهای را که پیش از این نیز شکننده بود، تضعیف کرده، نقش پاکستان را بهعنوان مرکز ترانزیت زیر سوال برده و همسایهگان را به بازنگری در استراتژیهای تجارتی و اتصال منطقهای ترغیب کرده است. نگرانیهای امنیتی، بهویژه در هند، شدت یافته است؛ جایی که ترس از گسترش درگیریهای نیابتی به خاک هند افزایش یافته است. این ناپایداری همچنان تلاشهای همکاری منطقهای مانند سازمان همکاریهای جنوب آسیا (SAARC) و پروژههایی مانند کریدور حملونقل بینالمللی شمال ـ جنوب (INSTC) را مختل ساخته است.
با وجود چالشهای یادشده، این تنشها درهای تازهای برای بازسازی روابط اقتصادی منطقهای گشوده است. تلاش افغانستان برای تنوعبخشی به مسیرهای تجارتی با دیدگاه هند برای تقویت اتصال منطقهای مستقل از پاکستان همسو است. توسعه مسیرهای جایگزین از طریق ایران و آسیای مرکزی، نویدبخش یکپارچهگی اقتصادی قویتر و ثبات منطقهای بیشتر است. با این حال، این فرصتها با موانعی همراه است؛ وضعیت سیاسی داخلی افغانستان تحت حاکمیت طالبان همچنان شکننده است و ریسکهای امنیتی در مسیرهای تجارتی جدید پابرجا باقی مانده است. علاوه بر این، تحریمهای بینالمللی و نبود حکومت قانونی و مشروع، بهبود اقتصادی و تلاشهای افغانستان برای پیوستن به اقتصاد جهانی را پیچیده کرده است.
در آخر میتوان یادآور شد که درگیریهای اخیر میان طالبان و پاکستان نقطه عطفی در ژئوپلیتیک و اقتصاد جنوب آسیا محسوب میشود. این بحران آسیبپذیریهای اقتصادی افغانستان را آشکار ساخته و تغییرات به سمت شرکای تجارتی جدید را تسریع کرده است. برای هند، این یک فرصت محتاطانه و امیدوارکننده برای تعمیق روابط اقتصادی با افغانستان و آسیای مرکزی از طریق مسیرهای جایگزین، مانند بندر چابهار در ایران، است. در حالیکه تنشهای فوری تا حدودی کاهش یافته، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن همچنان آینده منطقه را شکل خواهد داد.
در ادامه، وجود یک حکومت مشروع که توسط جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته شود، تلاشهای دیپلماتیک مستمر، توسعه زیرساختها و همکاری منطقهای برای تضمین بقای روابط اقتصادی میان هند و افغانستان و حتا گسترش آن در این چشمانداز در حال تحول، بسیار حیاتی خواهد بود.
[i] https://globalpolitics.in/view_cir_articles.php?ArticleNo=2066&url=Peace%20and%20Conflict%20Quarterly%20Review%20(January–March%202026)&recordNo=2077&pk=1
[ii] Pak-Afghanistan-Bilateral-Trade.pdf
[iii] India reaffirms commitment to humanitarian assistance for Afghanistan at UN Security Council – News India Times
[iv] The Wakhan Corridor’s Increasing Role in Central Asia- Afghanistan-China Interaction






