پاکستان بر بخشهایی از ولایتهای خوست و ننگرهار حمله پهپادی انجام داد که براساس گزارشها، باعث مرگ و جراحت شماری از افراد ملکی شده است. طالبان در واکنش به حمله، سفیر پاکستان در کابل را احضار و یک نامه اعتراضی به او دادهاند. طرف پاکستانی تا لحظه تکمیل این نوشته، از ابراز نظر در زمینه احتراز کرده است؛ اما با نگاه به حملههای قبلی، میتوان گفت که هدف این حمله نیز پناهگاههای جنگجویان تحریک طالبان پاکستانی (تیتیپی) بوده است.
این حمله بار دیگر از رخ ناتوانی دیپلماسی چینی پرده برافکند. دیپلماسی چینی برای مدیریت تنش میان پاکستان و طالبان، اگر نگوییم ناکام بوده است، خیلی هم موفق عمل نکرده است. چین از بیش از یک سال به اینسو برای ختم نزاع پاکستان با طالبان کمر بسته است که کابل و بیجینگ به همین منظور بارها میزبان نشستهای سهجانبه بودهاند؛ اما اسلامآباد فقط یک بار (ماه می ۲۰۲۳). البته آن نشست هم زمانی برگزار شده بود که رابطه میان طالبان و پاکستان بر سر تیتیپی به میزان حال شکرآب نشده بود و بیجینگ هم رسماً برای پایان منازعه ورود نکرده بود. کابل همین چند روز قبل هم میزبان نشست سهجانبه بود و روایت غالب رسانهها از آن، مبتنی بر موثریت و نتیجهبخشی بود.
اکنون حمله پهپادی نشان داد که تلاشهای چین کارگر واقع نشده است و همچنان بر همان پاشنه سابق میچرخد. ازآنجاییکه پای چین در میان است، ممکن است کشورها و قدرتهایی در نهان سعی کنند ماشین دیپلماسی آن را از کار اندازند که حمایت آشکار و پنهان از تیتیپی و تحریک و تشجیع طالبان علیه پاکستان، یکی از گزینههای موثر است. برای نمونه، هند و امریکا بیعلاقه نیستند که دیپلماسی چینی ناکام از آب درآید و به هیبت منطقهای و جهانی بیجینگ آسیب وارد شود.
طالبان هم در حمایت از تیتیپی لج کردهاند و ظاهراً بهسادهگی و به این زودی کوتاه نخواهند آمد؛ ورنه پاکستان که خیلی از ابزارها را برای اقناع این گروه بهکار بسته است، ولی کمتر اثرگذار بوده است. در حالی که طالبان بهخوبی میدانند که از توان رویارویی با پاکستان برخوردار نیستند و رفتن به مصاف آن، زمینگیرشان میکند. همچنان وقتی طالبان دریابند که ناگزیر به انتخاب میان پاکستان و تیتیپی هستند، بیدرنگ اولی را انتخاب و دومی را قربانی میکنند؛ چونکه میدانند تیتیپی هرچقدر هم فعال و پرتوان باشد، امکان ساقطکردن نظم جاری در پاکستان را ندارد. در کنار آن، طالبان میخواهند بقا یابند و تبدیل به دولت مشروع از نظر ملی و بینالمللی شوند که شرط اساسیاش بریدن تار دوستی با گروههای جهادگرایی است که غالب کشورهای جهان، آنها را تروریستی میخوانند. اینکه باز هم طالبان در زمینه فوق به نگرانی همسایهگان افغانستان، پاسخ قناعتبخش ارایه نمیکنند، جای تامل و تعجب دارد. لجبازی طالبان در این خصوص، خواننده را به یاد کلهشقی این گروه در حمایت از اسامه بن لادن، رهبر پیشین القاعده، میاندازد.
احتمال هماهنگی منتفی نیست
دور از احتمال نیست که طالبان به حمله پاکستان بر تیتیپی چراغ سبز نشان داده باشند. از محتوای واکنششان برمیآید که چنین است: فقط تقدیم یک نامه اعتراضی به سفیر پاکستان. قبلاً که پاکستان حمله میکرد، مقامات طالبان با اتخاذ موضع تندوتیز، حرف از انتقام سخت میزدند، ولی این بار سعی کردند واکنششان قاب و قالب دیپلماتیک را نشکند.
چرا حرف از هماهنگی در میان است؟ مهمترین عاملی که طالبان را وادار یا ترغیب به هماهنگی کرده است، نشست مخالفان این گروه در اسلامآباد است که برای یک ماه به تعویق رفته است. این نشست به میزانی غوغا آفرید که حتا آرامش زلمی خلیلزاد را نیز به هم زد. خلیلزاد در آخرین مصاحبهاش اظهار داشت که مخالفان طالبان در هر کشوری کنار هم گرد آیند، برای او حساسیتزا نیست، ولی فقط پاکستان را مقصد نشستهایشان انتخاب نکنند. این نگرانی، حکایت از اثرگذاری نقش پاکستان در مناقشه گذشته، حال و آینده افغانستان میکند. وقتی خلیلزاد به این میزان نگران میشود، معلوم است که ضریب نگرانی طالبان بالاتر از اوست.
رویکرد افکار عامه هم نسبت به نشست، آمیخته با سرزنش و ستایش است. سرزنشها غالباً ریشه در ذهنیتی دارد که تمام چالشهای سنگینوسبک افغانستان را به پای پاکستان سیاه میکند و برمبنای این رویکرد، مخالفان طالبان اساساً نباید مهمان این کشور شوند. اگر هم نشست در هفتهها و ماههای بعدی برگزار شود، اشتراک مهمانان در آن بهسادهگیِ روزهای گذشته نخواهد بود؛ به این معنا که سرزنشگران خواهند گفت که خاک افغانستان هدف حمله پاکستان قرار گرفته است، ولی مخالفان طالبان میخواهند از این کشور مدد جویند. ازاینرو، کار برای تدویر نشست و حضور مدعوین در آن، سختتر از روزهای قبل شده است. برای همین، چراغ سبز طالبان به حمله، در حکم تخریب کامل نشست مخالفانشان است. حتا اگر ماجرای هماهنگی هم در کار نباشد، باز هم اشتراک در نشست دشوارتر از قبل شده است.
فراموش نباید کرد که عدم برگزاری نشست برای طالبان زیاده از حد حایز اهمیت است؛ اما برگزاری آن برای پاکستان به این میزان نه. قبلاً هم گزارش شد که تقاضای طالبان از پاکستان در نشست سهجانبه کابل، عامل تعویق نشست اسلامآباد بوده است.
مزید بر آن، یک رسانه هندی بهنام «سیانان نیوز ۱۸» نیز تایید کرده که حمله با رضایت طالبان انجام شده است. با توجه به رقابت جدی هند و پاکستان، اساساً رسانههای هندی نباید هم خبری با این محتوا را انعکاس دهند. برعکس، ایجاب میکند که از عدم رضایت طالبان گزارش دهند تا رابطه این گروه و پاکستان تیرهتر از حال شود؛ چیزی که دهلی نو در آرزویش است.






