شماری از باشندهگان ولایت غور از افزایش ازدواجهای اجباری و زیر سن در این ولایت ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که برخی خانوادهها بهدلیل فقر و بیکاری، دختران خردسالشان را برخلاف میل آنان شوهر میدهند تا از پول شیربهایشان برای تامین نیازهای فوری زندهگی استفاده کنند. به گفته این باشندهگان، برخی دختران پس از چنین ازدواجهایی نیز نمیتوانند با خانوادههای پدریشان در ارتباط باشند. آنان چنین رفتارهایی را «دخترفروشی» میخوانند و تاکید میورزند که فقر، رسمهای محلی و نبود حمایتهای لازم، دختران را در برابر ازدواجهای اجباری آسیبپذیرتر کرده است. از دید آنان، ازدواج بدون رضایت دختران، به هر دلیلی، نباید به رفتاری پذیرفتهشده در جامعه تبدیل شود.
علیمحمد (مستعار)، یکی از باشندهگان ولایت غور، از گسترش ازدواجهای اجباری و زیر سن دختران در این ولایت ابراز نگرانی میکند. او میگوید که فقر، ناآگاهی خانوادهها از عوامل تداوم این وضعیت است.
علیمحمد میگوید: «هشتاد درصد مردم غور زیر خط فقر هستند، اما اینکه کسی دخترش را فروخته باشد، درست نیست. با این حال، موارد زیادی وجود دارد که خانوادهها دخترانشان را در بدل دریافت شیربها شوهر میدهند. افراد زیادی بهدلیل فقر و تنگدستی، دخترانشان را بدون رضایت آنان و در سن پایین به ازدواج مجبور میکنند.»
یکی دیگر از باشندهگان ولایت غور که نخواست نامش در گزارش گرفته شود، میگوید که ازدواج دختران در سن پایین در برخی مناطق این ولایت به یک رسم مبدل شده است و خانوادهها گاهی بدون رضایت دخترانشان درباره ازدواج آنان تصمیم میگیرند. او میافزاید که برخی خانوادهها در بدل شوهر دادن دخترانشان، شیربهای هنگفت دریافت میکنند که به گفته او، در بعضی موارد به هفت لک افغانی میرسد. به گفته این باشنده غور، در چنین مواردی، خانوادهها نه به سن و رضایت دخترانشان توجه میکنند و نه به سن مردی که قرار است با آنان ازدواج کند. او تاکید میکند که ازدواج اجباری، چه بهدلیل فقر و چه به هر دلیل دیگر، نباید به یک رسم پذیرفتهشده در جامعه تبدیل شود.
این باشنده ولایت غور میگوید: «در منطقه ما رسم است که دختران را در سن خردسالی به خانه بخت میفرستند. یک ضربالمثل داریم که میگوید: دختری را که با کلاه زدیم و نیفتاد، باید به شوهر بدهیم. دختران زیر سن را به شوهر میدهند و شیربها میگیرند؛ حتا تا هفت لک افغانی. بهویژه اگر دختر زیبا باشد، برای خانواده مهم نیست که مرد چند ساله است؛ پیر باشد یا جوان. اگر خانوادهای پولدار پیدا شود، حتا اگر مرد در آستانه مرگ باشد، دختر را به او میدهند. این نوعی دخترفروشی است و نباید رواج پیدا کند؛ چه به دلیل فقر باشد و چه به هر دلیل دیگر. در اینجا، پدر خود را مالک دخترش میداند و اگر کسی اعتراض کند، میگوید دلم و دخترم، دختر تو که نیست. هیچ نهادی هم وجود ندارد که از دختران حمایت کند.»
سالم (مستعار)، یکی دیگر از باشندهگان ولایت غور، میگوید که ازدواج اجباری در برخی مناطق این ولایت به رفتاری عادی مبدل شده است. به گفته او، در برخی موارد، دختران بهویژه آنانی که زیبا هستند، مانند کالا خریدوفروش میشوند.
او از رسانههای دیداری میخواهد که درباره پیامدهای ازدواج اجباری، ازدواج در سن پایین و فرزندآوری زیاد، آگاهیدهی کنند تا مردم از پیامدهای این رفتارها آگاه شوند و از تداوم آن جلوگیری شود.
سالم میگوید: «در قریه ما افرادی زیادی هستند که دختران خردسالشان را بهدلیل فقر و بیکاری حاکم بر ولایت غور، به مردان سالمند به ازدواج میدهند. دلیل اصلی ازدواجنکردن جوانان، فقر و گرسنگی است. حتی من در این باره تحقیق کردهام و دریافتهام که یکی از عوامل اصلی این وضعیت، فقر است. چون در دانشگاه تحقیقی روی ان داشتم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) پیش از این گزارش داده بود که طالبان یک دختر زیر ۱۸ سال را بهدلیل امتناع از ازدواج اجباری بازداشت و زندانی کردهاند.
یوناما در گزارشی درباره «روشهای زیانبار سنتی در افغانستان» گفته است که ازدواج اجباری شامل مواردی چون دادن دختران برای حل منازعات، ازدواج زیر سن و تحت فشار قرار دادن زنان بیوه برای ازدواج با یکی از نزدیکان شوهر درگذشتهشان میشود. به گفته این نهاد، در چنین مواردی، ازدواج بدون رضایت آزادانه زن یا دختر صورت میگیرد.
دادههای بخش زنان سازمان ملل متحد نشان میدهد که ۲۸.۷ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله در افغانستان، پیش از رسیدن به ۱۸ سالهگی ازدواج کردهاند. همچنین، ۳۴.۷ درصد زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله گفتهاند که خشونت فزیکی یا جنسی را از سوی همسر یا شریک زندهگیشان تجربه کردهاند.
صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) نیز ازدواج کودکان را از چالشهای مهم حقوق دختران میداند و میگوید که این پدیده میتواند بر آموزش، استقلال اقتصادی و سلامت دختران تاثیر منفی بگذارد.






