• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۱۶ میزان ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

ریزموج‌ها؛ گفت‌وگو با شهلا جلیلی

۸صبح ۸صبح
۲۴ سنبله/شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1789460987]
Exclusive

Exclusive

یادداشت: شهلا جلیلی، دختر ۱۸ ساله‌ای است که مسیر آموزش و فعالیت‌هایش در سال‌های اخیر با محدودیت‌های زیادی همراه بوده است. او از پنج‌ساله‌گی وارد مکتب شد و صنف نهم مکتب بود که دروازه‌های مکاتب بسته شد. پس از بسته شدن مکاتب دختران، شهلا تعلیماتش را به‌صورت مخفیانه ادامه داد و با وجود نداشتن سند رسمی فراغت، تلاش کرد راهی برای ادامه تحصیل پیدا کند. در این گفت‌وگو با شهلا درباره تجربه محرومیت از آموزش، تلاش برای ادامه تعلیم، نویسنده‌گی، فعالیت‌های آموزشی و ساختن فرصت برای دیگران در شرایط دشوار افغانستان صحبت کرده‌ایم.

۸صبح: شهلا جان، دوست دارم از کودکی‌تان آغاز کنیم؛ چه تصویری از آن سال‌ها در ذهن‌تان دارید؟ از پنج‌ساله‌گی مکتب رفتید و خیلی زود، از صنف سوم، روی صحنه حاضر شدید و برنامه اجرا می‌کردید. همان دوران چه تأثیری بر شخصیت‌تان گذاشت؟ وقتی به آن دختر کوچک فکر می‌کنید، آیا از همان زمان نشانه‌هایی از دختری که امروز هستید را در او می‌بینید؟

شهلا جلیلی: من شهلا، وقتی کودکی‌ام را به یاد می‌آورم، واقعاً از آن همه انرژی و مهارتی که داشتم تعجب می‌کنم. من روزی یک شعر حفظ می‌کردم، ریسمان‌بازی بلد بودم، نقاشی می‌کشیدم و خیلی به درس خواندن شوق و علاقه داشتم. وقتی پنج‌ساله بودم، مادرم مرا شامل مکتب کرد و روز اول مکتب نمی‌خواستم حتا یک لحظه از مادرم دور شوم. خوب یادم هست، سر صنف با من نشست و گفت: «من با تو هستم.»

مدیر مکتبم، آمد و برای من و همصنفی‌هایم یک کارتون گذاشت. من غرق دیدن کارتون بودم و یک لحظه متوجه شدم که مادرم نیست. آن روز خیلی گریه کردم، اما مدیر مکتب مرا به آغوش گرفت و گفت: «از امروز به بعد بیا درس بخوان، با هم‌صنفی‌هایت بازی کن و بعد خانه برو.» آن روز ترسیده بودم. مادرم موقع رخصتی پشتم آمد و آن‌قدر گریه کردم، گویا مرا کسی در مکتب آزار داده باشد. خانه رفتیم و فهمیدم از این به بعد باید هر روز رأس ساعت شش صبح مکتب باشم.

روزهای اول خیلی گوشه‌گیر بودم، اما آهسته‌آهسته عادت کردم و با شوق درس می‌خواندم. چون یک دختر اجتماعی هستم، خیلی زود همصنفی پیدا کردم. من خیلی در صنف فعال بودم و از درس خواندن و اشتراک در برنامه‌ها لذت می‌بردم. وقتی صنف سوم بودم، مکتب ما چون مکتب خصوصی بود، برنامه‌های فرهنگی را شروع کرد و من در برنامه‌های فرهنگی اشتراک کردم. خوب یادم هست، برای اولین بار در صنف سوم، روی صحنه شعری خواندم و از درون خوشحال‌تر از من در دنیا کسی وجود نداشت.

برنامه‌های آن روزها امروز مرا به یک دختر باجرأت، بااعتمادبه‌نفس و قوی تبدیل کرد. من همیشه به این فکر بودم که شخص مفیدی برای جامعه باشم و معروف شوم، اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این‌قدر شخص بالغ و هوشیار و قوی شوم.

۸صبح: گفتید که از صنف پنجم نوشتن انشا و داستان کوتاه را شروع کردید و امروز هم در کنار همه فعالیت‌ها، نوشتن هنوز بخش مهمی از زنده‌گی شماست. اولین بار چه چیزی باعث شد بنویسید و چه چیزی در نوشتن برای شما وجود داشت که نمی‌توانستید آن را فقط در حرف زدن بیان کنید؟ امروز، با تجربه‌ای که پشت سر گذاشته‌اید، نویسنده‌گی برای شما چه معنایی دارد و کتابی که اکنون روی آن کار می‌کنید، از چه چیزی می‌گوید؟

شهلا جلیلی: بلی، وقتی صنف پنج بودم، مضمونی داشتیم به اسم انشا. در آن صنف استاد برای ما عنوان می‌داد و ما در مورد آن می‌نوشتیم. اولین نوشته من فکر کنم در مورد یک جفت کفش سرخ بود. بعد از نوشتن این متن فهمیدم که نوشتن چقدر لذت دارد. من حتا در اوقات فراغت آن متن را بارها و بارها می‌خواندم، شاید چون خودم نوشته بودم، برایم جذاب بود.

بعد از آن روز تا حال می‌نویسم. خوب به یاد دارم روزی خیلی ناراحت بودم و در کتابچه خود از ناراحتی و دلخوری‌هایم می‌نوشتم. پدرم آهسته آمد و گفت: «چی می‌نویسی جان پدر؟»

من کتابچه خود را بستم و گفتم: «چیزی نیست پدر جانم.»

پدرم با مهربانی گفت: «نمی‌خواهی برای من نشان دهی؟»

کتابچه را باز کردم. فقط دو خطش را خواند و دوباره بست. بعد برایم گفت: «بعد از این با من هر چیزی را بگو. من قبل از این‌که پدرت باشم، رفیقت استم.»

و من آن روز خیلی اشک ریختم و پدرم را آغوش گرفتم.

امروزه در این وضعیت، نویسنده‌گی مرا نجات داده. اگر نوشتن نمی‌بود، من فکر می‌کنم دیوانه می‌شدم، چون زنده‌گی کردن تحت شرایط طالبانی کار آسانی نیست. کسانی که ما را درک نمی‌کنند، کافی است یک روز به‌عنوان دختر در این کشور زنده‌گی کنند. و کتابی که فعلاً روی آن کار می‌کنم، مجموعه‌ای از نوشته‌های من است.

۸صبح: شما در پایان صنف نهم بودید که طالبان آمدند و مکاتب دختران بسته شد. از آن روزها برایمان بگویید؛ در آن سن‌وسال، بسته شدن مکتب برای شما چه معنایی داشت؟ شما با وجود بسته شدن مکتب، تعلیم را رها نکردید؛ صنف دهم را مخفیانه خواندید و بعد صنف یازدهم و دوازدهم را در یک سال ادامه دادید. برای من این بخش زنده‌گی‌تان بسیار قابل تأمل است: ادامه دادن در شرایطی که هیچ چیز عادی و تضمین‌شده نیست، چه شکلی دارد؟ چه چیزی باعث می‌شد با وجود خطر، ناامیدی و بی‌نتیجه ماندن تلاش‌ها، همچنان درس خواندن را ادامه بدهید؟

شهلا جلیلی: من صنف نهم بودم و اواخر امتحان‌های سالانه بود که خبر شدم طالبان کابل را تصرف کردند. من آن روز خدایم را شکر کردم که مکتب رخصت شد و مضمون ریاضی را امتحان نگرفت. با خودم گفتم یک روز دیگر مهلت دارم تا بیش‌تر درس بخوانم، اما نمی‌دانستم طالبان به من خیلی مهلت می‌دهند. آن روز من خیلی اشک ریختم و با خودم می‌گفتم: مگر گناه ما دختران چیست؟ چرا فرق قایل می‌شوند؟ و هزاران سؤال دیگر که وضعیت مرا خراب کرده بود.

من فقط یک ماه حالم بد بود. بعد از یک ماه دوباره ایستاد شدم و ادامه دادم. ویژگی خوبی که من دارم این است که خیلی زود یک بحران را مدیریت می‌توانم و خود را با محیط سازگار می‌کنم. شاید دلیل حال خوب امروزم همین باشد؛ قبول واقعیت و شرایط، اما ادامه دادن و تلاش کردن برای رسیدن به شرایط بهتر. من آن زمان فکر می‌کردم این آخرین فرصتم بود که از دست دادم، اما باید به یاد داشت خداوند همیشه همه راه‌ها را نمی‌بندد. یک راه حتماً برای ما می‌گذارد.

من صنف دهم را وقتی مخفیانه خواندم، شرایط خیلی خراب بود. من روزهایی را به یاد دارم که طالبان می‌آمدند و پسران راحت درس می‌خواندند و هیچ مانعی برای آن‌ها نبود، اما ما با بیک‌های مکتب خود می‌رفتیم بام، یا عده‌ای هم پشت حویلی مکتب. آن زمان ترس تمام وجود ما را فرا می‌گرفت و می‌گفتیم: حالا حتماً ما را با خودشان می‌برند. اما سه بار موفقانه از مکتب خارج شدیم و طالبان چیزی نفهمیدند، تا این‌که یک روز طالبان آمدند و مکتب برای چند روز رخصت شد.

وضعیت خوب نبود. یکی از خوبی‌ها این بود که مدیر مکتب شخص خیلی بااعتمادی بود و مادر و پدرم او را خیلی خوب می‌شناختند. این باعث شد ما مکتب را رها نکنیم و هر بار مدیر با والدین صحبت می‌کرد. پدر و مادرم همیشه برای من و دو خواهرم، می‌گفتند: با حجاب و یک‌جا بروید و دوباره یک‌جا خانه برگردید. حتا برای امنیت ما با چند دوست دیگر خود می‌رفتیم و می‌آمدیم.

آن زمان به این فکر می‌کردم که حتا اگر جان مرا بگیرند، باسواد از این دنیا بروم، حسرتی به دل ندارم؛ اما اگر نادان از این دنیا بروم، حسرت بزرگی مرا در دل خواهد بود. به این فکر می‌کردم که من باید کسی شوم تا مردم جامعه را نجات دهم.

۸صبح: شما نمرات سه سال مکتب را گرفتید، اما مدرک رسمی دریافت نکردید؛ بعد وارد یک دانشگاه آنلاین شدید، دو سمستر ژورنالیسم خواندید و در نهایت متوجه شدید جایی که قرار بود سندتان را بدهد، شما را فریب داده است. این اتفاق برای کسی که در آن سن، با وجود همه محدودیت‌ها، تلاش می‌کرد راهی برای ادامه تحصیل پیدا کند، چقدر سخت بود؟ و آیا باز هم با چنین اتفاقی روبه‌رو شدید؟

شهلا جلیلی: من زمانی مکتب را حضوری مخفی خواندم، می‌دانستم که برای من سند نمی‌دهند، چون امکان نداشت، و تصمیم گرفتم در پهلوی مکتب حضوری، مکتب آنلاین نیز پیدا کنم. آن زمان مثل امروز فرصت برای مکتب زیاد نبود و هیچ راهی هم نبود. من مکتب حضوری را تمام کردم و نمرات سه‌ساله گرفتم، اما مکتب آنلاین تمام نشده بود.

با خودم گفتم نباید وقت را ضایع کنم و به یکی از دانشگاه‌های آنلاین ثبت‌نام کردم. آن‌ها انترویو من را گرفتند و خواستار سند شدند. من بنابر گفته مکتب که سند را از یکی از مکاتب در تاجکستان برای من آماده می‌کردند، گفتم دو ماه بعد سند خود را می‌گیرم.

آن‌ها قبول کردند و من شامل دانشگاه شدم. بعد از دو ماه متوجه شدم که آن‌ها برای ما سند نمی‌دهند و ما را فریب می‌دهند. من واقعاً ناراحت شدم. ماه‌ها وقت خود را صرف این مکتب کردم و آخر سند هم نگرفتم. وقتی برای مادر جانم موضوع را گفتم، خیلی ناراحت شد و گفت: «پشتش نگرد، حال اتفاق افتاده. فکرت به آینده باشه.»

و فهمیدم که اعتماد در جامعه اگر زیاد شود، هم کار مردم است؛ اگر اعتماد از بین برود، هم تقصیر مردم است. ما خود ما اعتماد را کم یا زیاد می‌کنیم. من واقعاً ناراحت شدم و با خودم فکر کردم شاید مرا از دانشگاه بیرون کنند. ولی مسوولین فراموش کرده بودند و من نیز از ترس چیزی نمی‌گفتم تا یادشان نیاید.

من واقعاً بعضی اوقات جگرخون می‌شدم. با خودم می‌گفتم: «ببین شهلا، کشورت ویران است، درس خوانده نمی‌توانی، به یک کشور مردسالار دختر استی، سند مکتبت گرفته نمی‌توانی و فریبت می‌دهند، به دانشگاه موقت استی و همین که بفهمند تو را بیرون می‌کنند.» و هزاران حرف دیگر که وضعیت مرا خراب می‌کردند. اما من کوشش می‌کردم خود را مصروف کتاب خواندن و درس خواندن کنم تا وقت برای فکر کردن در مورد وضعیت خراب نداشته باشم، و فکر می‌کنم راز موفقیت من نیز همین است. من برای این‌که فکر نکنم، درس می‌خوانم و خودم را مصروف می‌کردم.

۸صبح: از تلاش‌هایتان برای تحصیل در خارج از افغانستان بگویید. به نظرتان شرایط بیرونی و محدودیت‌های ویزه چقدر تأثیر گذاشته روی انگیزه دختران برای مهاجرت تحصیلی؟ سال گذشته برای یک فرصت تحصیلی در امریکا پذیرفته شدید، اما به دلیل محدودیت‌های ویزه نتوانستید سفر کنید. این تجربه برایتان چگونه بود؟ و حالا که برای امتحان GED آماده‌گی می‌گیرید، چه احساسی دارید که بعد از این همه پیچ‌وخم، هنوز برای گرفتن همان سند دوازدهم تلاش می‌کنید؟

شهلا جلیلی: من وقتی سمستر دوم بودم، بورسیه مکتب از طرف امریکا گرفتم و فقط هفده سالم بود. به خودم می‌بالیدم و تصمیم داشتم هم مکتب بخوانم و هم دانشگاه. ۲۱ جولای سال ۲۰۲۵، انترویو من در سفارت امریکا در پاکستان بود، اما یک روز مثل روزهای عادی دیگر از خواب بیدار شدم و دیدم ترمپ ویزه دانشجویی را برای افغان‌ها بند کرده است.

اول باورم نشد، اما بعداً شوک دیده بودم و اصلاً خود را دلگرمی می‌دادم، اما حقیقت تلخ بود و خودم را فریب داده نمی‌توانستم. باز من تقریباً یک ماه افسرده شده بودم و گوشه‌گیر. دردناک‌تر این بود که هر که مرا می‌دید می‌گفت: «شهلا هنوز نرفتی؟» و این یعنی هیچ‌کس به درک بالا در جامعه نرسیده بود که حداقل مراعات دل نازک مرا بکند. من که همیشه خوشحال هستم، با شوخی می‌گفتم: «نخیر، من طالبان را تنها نمی‌گذارم.»

روزها گذشت و یک ماه از مصاحبه من می‌گذشت که غیرحاضر شدم. من قسمی که گفتم، بسیار زود یک بحران را مدیریت می‌توانم. من تصمیم گرفتم امتحان GED که یک امتحان بین‌المللی است را بگذرانم تا سند بین‌المللی دریافت کنم. من آن‌قدر در این دوران رنج کشیدم که حال تمام آن رنج‌ها برایم چون انرژی برای ادامه دادن و گذراندن امتحان GED می‌ماند.

و ندادن ویزه از طرف امریکا برای افغان‌ها واقعاً سخت است. خیلی‌ها مثل خود من سه سال زحمت می‌کشند و آخر با یک تصمیم سرنوشت‌ساز دیگر فرقی میان طالبان و ترمپ نمی‌بینند.

یکی از مضمون‌های امتحان GED من تاریخ امریکا است. وقتی تاریخ امریکا را با تاریخ افغانستان مقایسه می‌کنم، واقعاً به فکر فرو می‌روم و گاهی حتا اشک از چشمانم جاری می‌شود. چون وطن مثل مادر است؛ ویرانی وطن، سلول‌به‌سلولِ بدن انسان را به درد می‌آورد.

گاهی با خودم فکر می‌کنم که چرا افغانستان هیچ‌وقت نتوانست روی پای خودش بایستد و آباد شود. به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین دلایلش این بوده که بسیاری از مقام‌ها و کسانی که در سیاست نقش داشتند، از دل و جان برای ساختن وطن کار نکردند؛ بیش‌تر به دنبال منافع و سود شخصی خودشان بودند، نه آینده و آبادانی افغانستان. دردناک است وقتی می‌بینی سرزمینی با این همه تاریخ، فرهنگ و مردم شایسته، سال‌ها درگیر جنگ، فقر و ویرانی بوده است. مقایسه تاریخ دو کشور فقط یک درس برای امتحان نیست؛ گاهی آدم را وادار می‌کند به این فکر کند که اگر روزی وطن ما هم واقعاً با دلسوزی و صداقت ساخته می‌شد، امروز افغانستان چه جایگاهی می‌توانست داشته باشد.

۸صبح: یکی از نکات جالب زنده‌گی شما این است که در سال‌هایی که دختران از آموزش رسمی محروم شدند، شما خودتان تلاش کردید مهارت‌های دیگری یاد بگیرید؛ از انگلیسی و کمپیوتر گرفته تا فن بیان، سخنرانی، رهبری، نویسنده‌گی و دوره‌های مختلف آنلاین. فکر می‌کنید این سال‌ها شما را به چه شکلی تغییر داد؟ آیا اگر محدودیت طالبان نبود، شاید هیچ‌وقت به دنبال بعضی از این مسیرها و مهارت‌ها نمی‌رفتید؟

شهلا جلیلی: من وقتی صنف چهارم را شروع کردم، مادرم مرا در صنف انگلیسی ثبت‌نام کرد و انگلیسی را یک‌بار در صنف هفتم و یک‌بار در صنف دهم به پایان رساندم. و تقریباً سه سال انگلیسی را به‌صورت حضوری تدریس کردم. امروز انگلیسی من خیلی عالی است و همه‌اش به‌خاطر زحمات و روشن‌فکری مادر جانم است. من در دوران مکتب از جرأت و اعتمادبه‌نفس در اجرای برنامه‌ها حرف نداشتم. من واقعاً عالی بودم.

اما با آمدن طالبان من از فرصت استفاده کرده و کمپیوتر را نیز به پایان رساندم. و حتا پایتون را نیز خواندم. فن بیان و سخنرانی خود را نیز تقویت کردم. من حالا می‌توانم در مقابل هزاران نفر یک سخنرانی خوب و بدون نقص کنم و برویم بر مهارت رهبری، من خیلی بلندپرواز هستم. همیشه دوست داشتم به مردم کمک کنم، چون حس می‌کنم این دلیلی است که آمدن من در این دنیا را تفسیر می‌کند. با آمدن طالبان، من مهارت رهبری را در خود تقویت کردم. و خیلی سپاس‌گزار هستم از استاد نهایت عزیز و مهربانم و ارجمندم، استاد عزیزالله رویش، که مرا بسیار تشویق نمود در این راه، به رهبری زنانه.

و برسیم به مهارت نویسنده‌گی من؛ از کودکی علاقه زیاد داشتم و می‌نوشتم، اما امروز من کتاب خودم را می‌نویسم و این بس افتخار است برای من. بعضاً فکر می‌کنم باید از طالبان تشکری کنم. با آمدن آن‌ها من از این چالش به‌عنوان فرصت استفاده کردم. اما بعضاً خیلی ناراحت می‌شوم، چون این زنده‌گی نبود که آرزویش را داشتم؛ نه تنها من، که همه دختران. برایم دردناک است. من که مکتب را به شانزده ساله‌گی تمام می‌کردم، امروز هجده سالم است و هنوز سند ندارم.

۸صبح: با وجود این‌که خودتان هنوز برای دریافت سند رسمی دوازدهم تلاش می‌کنید، همراه با سحر سازمان «آلفا سیکرز» را تأسیس کردید و اکنون ده‌ها صنف آموزشی برگزار کرده‌اید. از کارهایتان در سازمان بیش‌تر برای ما بگویید. بخش زیادی از کار شما نوشتن روایت زنده‌گی خودتان است. فکر می‌کنید امروز چه داستان‌هایی از دختران افغانستان وجود دارد که هنوز آن‌طور که باید گفته یا شنیده نشده‌اند؟

شهلا جلیلی: من و دوستم سحر جان، سازمان آلفا سیکرز را تقریباً یک‌ونیم سال است تأسیس کرده‌ایم. این سازمان دختران و پسران را به‌صورت رایگان شامل صنف‌های زبان انگلیسی، کمپیوتر و هوش مصنوعی یا تکنالوژی می‌کند. تمرکز اصلی سازمان بالای این سه مهارت است، اما در کنارش صنف‌های زبان‌های خارجی، خیاطی، نقاشی، فن بیان و بقیه مهارت‌هایی را که مردم نیاز داشته باشند نیز تدریس می‌کنیم. در پهلوی صنف‌های آنلاین که ما برگزار می‌کنیم، سیمینارهای آموزشی نیز برگزار می‌کنیم؛ در مورد درخواست به بورسیه‌های مختلف، نوشتن نامه‌ها و بقیه موارد. تصمیم داریم نوشته‌های دختران و پسران را نیز نشر کنیم. ما برای این‌که شاگردان بتوانند از تصدیق‌نامه صنف استفاده کنند و به بورسیه‌های مختلف درخواست دهند، ویب‌سایت آماده کردیم تا تصدیق‌نامه‌های‌شان معتبرتر باشد.

اگر بتوانیم، در آینده می‌خواهیم صنف‌های سوادآموزی را در مساجد به‌صورت حضوری برگزار کنیم. من خودم نیز چند صنف را به‌صورت رایگان در این سازمان تدریس کرده‌ام. برعلاوه، ما شعاری داریم به نام «با هم برای هم.»

در این سازمان حتا استادان نیز رایگان تدریس می‌کنند و ما برای سپاس‌گزاری از آن‌ها تقدیرنامه می‌دهیم با عنوان «استاد داوطلب». در پهلوی من و سحر جان، چهار عضو دیگر نیز داریم که با ما خیلی همکاری می‌کنند. قسمی که گفتم، من برای کمک به این دنیا آمده‌ام و بزرگ‌ترین کمک، کمک در بخش آموزش است.

۸صبح: وقتی به زنده‌گی خودتان نگاه می‌کنید، احتمالاً تصور می‌کردید در شانزده‌ساله‌گی از مکتب فارغ شوید، اما حالا در هژده‌ساله‌گی هنوز برای گرفتن سند دوازدهم تلاش می‌کنید و در عین حال تجربه‌های زیادی پشت سر گذاشته‌اید که شاید بسیاری از افراد در سنین بالاتر هم تجربه نکرده باشند. امروز خودتان را چگونه می‌بینید؟

شهلا جلیلی: مادر جانم من و برادرم، را در سن پنج‌ساله‌گی شامل مکتب کرد و من خوشحال بودم که در سن شانزده‌سالگی از مکتب فارغ می‌شوم. برادرم فعلاً صنف نهم است و سیزده سال سن دارد. او همیشه شکایت می‌کند که چرا خورد شامل مکتب شده، اما من واقعاً خوشحال بودم. زنده‌گی همیشه بر وفق مراد ما پیش نمی‌رود. پستی و بلندی‌های خودش را دارد. برعلاوه، طبیعت کار خودش را می‌کند.

فارغ شدن در سن شانزده‌ساله‌گی و هژده‌ساله‌گی را ببینیم و لغو شدن ویزه برای افغان‌ها… خوب، من در این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم که اگر امریکا می‌رفتم، یاد نمی‌گرفتم. من در سن شانزده‌ساله‌گی یک گروه جور کردم که مشاور فردی نیز بودم. من برای همه مشوره می‌دادم و هنوز هم همین کار را می‌کنم. همه هیچ‌وقت فکر نمی‌کردند که من یک دختر شانزده یا هفده‌ساله باشم. دخترانی که دیگر امیدی نداشتند، تلاش می‌کردم انگیزه بدهم و بعد از چند مدت برایم نامه‌های تشکری می‌نوشتند و من با یک نامه آن‌ها تا یک هفته شارژ می‌شدم. آن‌قدر خوشحال می‌شدم.

و امروز وقتی به خودم می‌بینم، من دختری هژده‌ساله هستم، اما با فکری سی‌ساله. و با این وجود به خودم افتخار می‌کنم.

۸صبح: اگر روزی کتاب زنده‌گی شما نوشته شود، فکر می‌کنید عنوان آن چه خواهد بود؟ و اگر دختران افغانستان، به‌خصوص دخترانی که امروز احساس می‌کنند راه‌شان بسته شده، فقط یک بخش از تجربه زنده‌گی شما را به یاد بسپارند، دوست دارید آن چه باشد؟

شهلا جلیلی: نمی‌دانم اسم کتابم را چه بگذارم. اما می‌دانم تمام این رنج‌ها شهلای امروز را شهلا کرد. می‌خواهم برای دختران وطنم بگویم: در زنده‌گی همیشه خوش‌بین باشید، اما همیشه وقت آماده‌گی بدترین وضعیت را نیز داشته باشید، چون زنده‌گی آن‌چنان شما را متعجب می‌کند که اصلاً باورتان نشود. آماده‌گی هر وضعیتی را داشته باشید و همیشه برعلاوه پلان اصلی، یک پلان دوم نیز داشته باشید؛ کاری که من می‌کنم.

و یک پیام می‌خواهم برای مادران و پدران وطنم داشته باشم: تا می‌توانید فرزندانتان را حمایت کنید. آن‌ها جز شما کسی را ندارند. ما برای رسیدن به یک جا باید از صفر شروع کنیم، اما اگر پدر و مادر ما، ما را حمایت نکنند، مجبور می‌شویم از زیر صفر، از منفی شروع کنیم. تشکر خیلی زیاد می‌کنم از پدر جان و مادر جانم که این‌قدر مرا حمایت می‌کنند و هیچ کمبودی برایم نگذاشتند. دوست‌تان دارم.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

هشت خدمه ناو هواپیمابر امریکا در جنگ با ایران اقدام به خودکشی کرده‌اند
اخبار

وزیر دفاع امریکا مدعی انهدام ۵۹ فروند شناور نیروی دریایی ایران شد

۱۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791410194]
تظاهرات موافقان و مخالفان سخنرانی احمد الشرع در نیویارک
اخبار

آکسیوس: سران سوریه و عربستان احتمال اعزام نیروهای سوری را به یمن بررسی کرده‌اند

۱۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791409246]
جبهه مقاومت ملی قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان را تبعیض سیستماتیک علیه زنان خواند
اخبار

جبهه مقاومت طالبان را متهم به زمینه‌سازی برای انجام حملات بر نهادهای خارجی کرد

۱۶ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۸ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791406642]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    Share
    Share توئیت
  • (۷) یسرا؛ دختری که سه سال است در انتظار بازگشت پدرش است

    Share
    Share توئیت
  • پرونده خونین شکریه تبسم؛ طالبان پس از ۱۱ سال بر این زخم نمک پاشیدند

    Share
    Share توئیت
  • حکیمه؛ زنی که زیر بار رنج خمیده است

    Share
    Share توئیت
  • افسانه قبایل گمشده

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

وزیر دفاع امریکا مدعی انهدام ۵۹ فروند شناور نیروی دریایی ایران شد

آکسیوس: سران سوریه و عربستان احتمال اعزام نیروهای سوری را به یمن بررسی کرده‌اند

جبهه مقاومت طالبان را متهم به زمینه‌سازی برای انجام حملات بر نهادهای خارجی کرد

یونیسف ۳۰ هزار جوره لباس صحی به شفاخانه حوزه‌ای ننگرهار کمک کرد

سه تن در حملات حوثی‌ها به دو فرودگاه عربستان کشته شدند

تحلیل‌ها

فارمت مسکو؛ این‌بار میدان نزاع طالبان و پاکستان

فشار طالبان بر شیعیان و نخستین واکنش ایران

پاکستان و جنگ یمن؛ حفظ موازنه بین ریاض و تهران

هند و افغانستان؛ دیپلماسی آرام در سایه تنش پاکستان و طالبان

توافق مکه در برابر طالبان، هند و اسراییل؛ آیا صف‌بندی تازه‌ای در حال شکل‌گیری است؟

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.