شماری از شهروندان کشور از افزایش ناامنی شکایت دارند. به گفته آنان، با آنکه پیش از این نیز امنیت خوبی در کشور حاکم نبود، اما در این اواخر ناامنیها افزایش یافته است. این شهروندان میگویند که مردم از ظلم طالبان، فقر و جنایاتی که در کشور جریان دارد، به ستوه آمدهاند. آنان میگویند که طالبان با محدود کردن رسانهها گمان میکنند کسی از جنایاتی که در کشور جریان دارد، باخبر نمیشود. به گفته شهروندان، هر روز خبرهایی از قتل جوانان منتشر میشود. این شهروندان همچنان از افزایش دزدی در کشور نیز شکایت دارند.
شمس (مستعار)، از خراب شدن گسترده وضعیت امنیتی در کشور شکایت دارد. به گفته او، امنیت پیش از این نیز خراب بود، اما در این اواخر وضعیت کاملاً بدتر شده و هر روز خبرهایی از قتل و اختطاف به گوش میرسد.
این شهروند میگوید: «از ترس، صبح با آنکه وظیفهام ناوقت میشود، اما باز هم اولادهایم را به مکتب میبرم و پس از وظیفه از راه دور میآیم و از مکتب به خانه میآورمشان که اختطاف نشوند.» به گفته او، دزدی نیز افزایش یافته است.
شمس میافزاید: «نه مال ما در امن است، نه جان ما در امن است و نه اولاد ما. طالبان هم میگویند که امنیت سراسر تامین است.»
کمال (مستعار) ادعاهای طالبان درباره تامین امنیت را زیر سوال میبرد. او میگوید: «اگر صدایت را بلند کنی، به اتهام بغاوتگری از سوی طالبان بازداشتت میکنند؛ اما مردم به بینی رسیدهاند؛ از ظلم طالبان، از فقر و از جنایاتی که جریان دارد.»
او میافزاید: «همین که سری به شبکههای اجتماعی بزنید، پر است از خبرهای مربوط به کشتهشدن، تجاوز و دزدی. دلم از شبکههای اجتماعی سیاه شده است. از آنجایی که تمام افراد طالبان، چه ملکی و چه نظامی، به سلاح دسترسی دارند، بر سر یک بگومگوی ناچیز شلیک میکنند. برای اینکه نامشان بد نشود، میگویند فرد کشتهشده دزد یا قاچاقچی بوده است.» به گفته او، از آنجایی که کشور در اختیار جنگجویانی است که از بوی باروت لذت میبرند، چنین مسایلی برایشان به امری عادی تبدیل شده است.
کمال میگوید: «از یکی از فامیلهای ما چند ماه میشود بچه جوانشان کشته شده. صد راه به خاطر پیدا کردن قاتل است، اما تا هنوز قاتلش بازداشت نشده و اصلاً شناسایی نشدهاند. چطور جرأت میکنند در روز روشن قتل و یا دزدی کنند؟ طالبان در همین پنج سال در رسانهها و نشستهای خود میگویند که امنیت تامین است. کجاست امنیت؟ که از آسیب دیدن جان و مال و اولاد ما در هراس هستیم. امنیت تامین است، اما به خودشان؛ به مردم عادی نی.»
نویده (مستعار)، میگوید در این اواخر ناامنیها بیشتر شده است و مردم بیشتر نگرانند که مبادا از این ناحیه آسیب ببینند. او میگوید: «هرقدر این رویدادها بیشتر شود، مردم بیشتر نگران جان و مالشان هستند و فکر میکنند که چطور خود و داراییهایشان را سالم نگهدارند.»
این بانو میگوید: «رویدادی که سال گذشته با آن روبهرو شدم، در بازار کوتهسنگی، که یک موقعیت مزدحم است، رخ داد. دو طالب یک فرد را به اتهام سرقت تعقیب میکردند. آن فرد نیز مجهز با سلاح بود و طالبان با او درگیر شدند. احتمال زیادی وجود داشت که مردم عام آسیب ببینند. چنین رویدادهایی زیاد شده، اما متاسفانه بیشتر آنها گزارش نمیشود و همین مساله نگرانی مردم را افزایش داده است.»
نعمت (مستعار) میگوید طالبان با محدود کردن رسانهها فکر میکنند کسی از جنایاتی که در کشور جریان دارد، باخبر نمیشود. به گفته او، هر روز خبرهایی از قتل جوانان منتشر میشود. او میگوید: «تا حال شخصاً متوجه نشدم که طالبان یکی از عاملان این قتلها را گرفته باشد. معلوم نیست کی و چرا میکشد.» به گفته او، از سوی دیگر، آمار خودکشی نیز افزایش یافته و جوانانی که سرمایه کشورند، هر روز تلف میشوند.
نعمت میافزاید: «کسی را طالبان به اتهامهای خودشان میکشند، کسی را افراد بینامونشان میکشند، کسی در حوادث ترافیکی جان میدهد و کسی هم در مسیر مهاجرت کشته میشود.»
این در حالی است که منابع محلی در کوهستان کاپیسا در گفتوگو با روزنامه ۸صبح گفتهاند که وضعیت امنیتی در برخی مناطق این ولسوالی طی حدود یک سال گذشته وخیمتر شده است. به گفته آنان، سرقت از خانهها و ناامنی، بهویژه در ساعات شب، افزایش یافته است.
در هرات نیز شماری از باشندهگان این شهر اواخر ماه گذشته در گفتوگو با روزنامه ۸صبح از افزایش ناامنی و نبود نظارت دقیق بر وضعیت امنیتی شکایت کرده و گفته بودند که در ماههای اخیر، قتلهای هدفمند و ناپدیدشدن افراد از سوی آدمربایان افزایش یافته است. منابع گفته بودند که وضعیت امنیتی در هرات هر روز نگرانکنندهتر میشود و در برخی موارد، افراد ابتدا ناپدید و پس از مدتی اجسادشان پیدا میشود.






