روزنامه دیلیمیل در گزارشی تازه مدعی شده است که پدیده «بچهبازی» در افغانستان همچنان ادامه دارد و شماری از مقامها و فرماندهان محلی طالبان در سوءاستفاده جنسی از کودکان پسر دست دارند. این گزارش با اشاره به روایت قربانیان و پیشینه «بچهبازی» در افغانستان، تاکید کرده است که طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین، دهها پسر را بهویژه در ولایت ارزگان بهکار گرفته بودند تا فرماندهان پولیس را از این طریق به دام انداخته و به قتل برسانند. در گزارش آمده که این روش در سال ۲۰۱۶ در موارد متعددی برای طالبان موفقیتآمیز بوده و به کشتهشدن دهها سرباز و پولیس انجامیده است. براساس گزارش، قربانیان این پدیده پس از سالها تجاوز، خشونت و سوءاستفاده با آسیبهای شدید روانی و جسمی، اعتیاد، فقر و طرد اجتماعی روبهرو میشوند. دیلیمیل افزوده است که در حالی که بسیاری از پسران قربانی این استثمار جنسی میشوند، دختران نیز به همان اندازه آسیبپذیر هستند و شماری از آنان بهدلیل فقر و مشکلات اقتصادی، به ازدواجهای اجباری فروخته میشوند.
روزنامه دیلی میل در گزارشی تازه گفته است که با وجود ادعای طالبان درباره ممنوعیت پدیده «بچهبازی»، سوءاستفاده جنسی از پسران کودک در افغانستان همچنان ادامه دارد. براساس این گزارش، شماری از مقامهای طالبان، فرماندهان محلی این گروه و افراد بانفوذ همچنان در سوءاستفاده جنسی از کودکان پسر دست دارند.
دیلیمیل در گزارشی نوشته است که کودکان توسط طالبان به بردهگی جنسی یا «بچهبازی» مجبور میشوند و فرماندهان این گروه در سوءاستفاده از پسران نقش دارند. در این گزارش آمده است که پسران جوان با آرایش و لباسهای زنانه با رنگهای روشن، پیش از اینکه مورد تجاوز جنسی قرار گیرند، برای رقصیدن در برابر گروههایی از مردان قدرتمند رژه میروند. در گزارش آمده که برای هزاران کودک فقیر در افغانستان، «بچهبازی» نوعی استثمار جنسی سیستماتیک و واقعیتی هولناک است.
در گزارش آمده که این سنت وحشیانه که «بچهبازی» نام دارد، قرنهاست ادامه داشته و پسران زیادی را به بردهگان جنسی تبدیل کرده است. براساس گزارش، نجاتیافتهگانی که فرار کردهاند از ضربوشتم، تجاوز و شکنجه روانی سخن میگویند، اما پس از رشد موهای صورت (ریش و بروت) دیگر مطلوب افراد قرار نمیگیرند و کنار گذاشته میشوند. در گزارش تصریح شده است که بسیاری از آنان به فحشا، اعتیاد به مواد مخدر روی میآورند یا اقدام به خودکشی میکنند، زیرا قادر به فرار از آسیبهایی که متحمل شدهاند نیستند.
دیلیمیل گفته که برخی از این پسران در بازگشت به خانه با خشونت بیشتری روبهرو میشوند. به گفته این رسانه، تسلط طالبان و تعلیق بسیاری از کمکهای بینالمللی، قربانیان را با دسترسی محدود به حمایت و توانبخشی مواجه کرده است. به گفته این رسانه، همه این رویدادها در کشوری رخ میدهد که همجنسگرایی میتواند مجازات اعدام داشته باشد و لواط نیز ظاهراً با احکام طولانیمدت زندان مجازات میشود. در گزارش خاطرنشان شده که با وجود ممنوعیت این عمل از سوی طالبان، یک گزارش اخیر نشان میدهد که این پدیده همچنان گسترده است.
این رسانه با اشاره به گزارش وزارت امور خارجه ایالات متحده در آخرین گزارش خود درباره قاچاق انسان گفته است که براساس این گزارش، سربازگیری کودکان، قاچاق انسان و «بچهبازی» در افغانستان همچنان ادامه دارد. همچنین در این گزارش وزارت خارجه امریکا آمده است که طالبان کودکان را از طریق اجبار و فریب، از جمله وعدههای دروغین، جذب میکنند و موارد مستندی از «بچهبازی» شامل مقامات طالبان و همچنین سایر گروههای مسلح وجود دارد.
دیلیمیل مدعی شده که ریشههای «بچهبازی» دستکم به قرن سیزدهم میلادی بازمیگردد و این پدیده بهطور گسترده توسط روشنفکران، مورخان و سیاستمداران داخلی و خارجی که از منطقه بازدید کردهاند، مستند شده است. با این حال، بدنامترین دوره گسترش آن در جریان جنگ مجاهدین علیه اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ رخ داده است.
براساس ادعای گزارش، برخی از فرماندهان پیشین جهادی به دلیل نگهداشتن پسران جوان و سوءاستفاده از آنان بدنام بودند. طبق گزارش، زمانی که طالبان برای نخستینبار در دهه ۱۹۹۰ به قدرت رسیدند، اعلام کردند که یکی از نارضایتیهای اصلیشان همین «انحراف» در میان جنگسالاران است و این عمل را غیرقانونی اعلام کردند.
دیلیمیل همچنین مدعی شده که پس از سرنگونی حاکمیت دور اول طالبان در سال ۲۰۰۱، «بچهبازی» نیز ادامه یافته است. براساس گزارش، اگرچه طبق گزارشها برخی از پسران بهصورت داوطلبانه وارد این وضعیت میشوند، اما بسیاری از آنان توسط خانوادههای فقیر و ناامید از تامین معیشت، فروخته میشوند.
در این گزارش به تصاویر و ویدیوهایی که از محافل «بچهبازی» منتشر شده نیز ارجاع داده شده و همچنین به گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در حکومت پیشین استناد شده است. در گزارش این کمیسیون آمده است: «قربانیان بچهبازی از آسیبهای روانی جدی رنج میبرند، زیرا اغلب مورد تجاوز قرار میگیرند. چنین قربانیانی از استرس و نوعی بیاعتمادی، ناامیدی و احساس بدبینی رنج میبرند. بچهبازی منجر به ترس در بین کودکان میشود و احساس انتقام و خصومت در ذهن آنها ایجاد میشود.»
چارو لتا هاگ، پژوهشگر مستقر در لندن در چتمهاوس، به دیلیمیل گفته است که در نبود خدمات برای درمان و بازپروری قربانیان، روشن نیست سرنوشت این کودکان چه میشود. او گفته است گزارشهای روایتی نشان میدهد که برخی از قربانیان پس از بزرگشدن، خودشان همین چرخه سوءاستفاده را تکرار میکنند. او گفته است: «ما گزارشهای غیررسمی شنیدهایم که بسیاری از آنها در بزرگسالی بچه نگه میدارند و این امر باعث تداوم سوءاستفاده میشود.»
در گزارش آمده است که نیروهای خارجی در افغانستان بهخوبی از «بچهبازی» آگاه بودند، اما اغلب توان مداخله نداشتند، زیرا بسیاری از فرماندهان داخلی که با آنها متحد بودند، در این عمل دست داشتند. براساس ادعای گزارش، در برخی گروههای مذهبی محافظهکار، «بچهبازی» قابل قبول تلقی میشود.
دیلیمیل به نتایج یک بررسی که در سال ۲۰۰۹ توسط تیم «Human Terrain»، یک گروه حمایتی برای ارتش ایالات متحده، انجام شده، استناد کرده و نقل قول کرده که در آن گفته شده هنجارهای اجتماعی پشتون حکم میکند که «بچهبازی» به هیچوجه غیراسلامی یا همجنسگرایانه نیست.
در گزارش آمده است: «اگر مرد پسر را دوست نداشته باشد، عمل جنسی قابل سرزنش نیست و بسیار اخلاقیتر از تجاوز به یک زن است. همچنین، از آنجایی که مردان به پسران دخول میکنند، این عمل مردانهتر تلقی میشود و نه یک عمل همجنسگرایانه.»
این گزارش به روایت دن کویین، فرمانده پیشین نیروهای ویژه hمریکا، اشاره کرده است. او پس از حمله به یک «فرمانده افغان» که یک پسر را بهعنوان برده جنسی نزد خود نگه داشته بود، از فرماندهی برکنار و از افغانستان خارج شده است. کویین بعدها گفته است hمریکا به افغانستان رفته بود چون از کارهای وحشتناک طالبان و نقض حقوق بشر شنیده بود، اما در عمل کسانی را به قدرت رسانده بود که کارهایی بدتر از طالبان انجام میدادند.
دیلیمیل همچنین به گفتههای پدر لنس کورپورال گریگوری بکلی جونیور، سرباز امریکایی کشتهشده در سال ۲۰۱۲، اشاره کرده است. او گفته بود پسرش از پایگاه نظامی در جنوب افغانستان صدای فریاد پسرانی را میشنید که از سوی پولیس مورد آزار جنسی قرار میگرفتند، اما به نیروهای امریکایی گفته شده بود دخالت نکنند. او به نیویارک تایمز گفته است: «پسرم گفته بود که افسرانش به او گفتهاند که به سمت دیگری نگاه کند زیرا این فرهنگ آنهاست.»
این رسانه گفته است که پسران جوانی که توسط قبایل محلی به طالبان فروخته میشدند، به پایگاهها نفوذ میکردند تا بهعنوان رقصنده و کارگر جنسی کار کنند. براساس گزارش، این پسران پس از ورود به پایگاهها، فرماندهانی را که به آنان تعرض میکردند مسموم کرده یا با گلوله به قتل میرساندند، یا نگهبانان را بیهوش میکردند و دروازهها را به روی جنگجویان طالبان که در کمین بودند باز میکردند.
در گزارش آمده که دهها سرباز و پولیس در طول چند ماه در سال ۲۰۱۶ به این روش کشته شدند. طبق این گزارش، این روش در ولایت ارزگان بهعنوان «تلهعسلی» برای طالبان بسیار موثر بوده است.
براساس گزارش، غلام سخی روغلیونی، فرمانده پولیس حکومت پیشین در ارزگان، در آن زمان گفته بود: «طالبان بزرگترین نقطه ضعف پولیس را کشف کرده و حدود ۱۰۰ پسر بدون ریش را برای نفوذ به ایستهای بازرسی و مسموم کردن و کشتن پولیسها فرستادهاند.»
دیلیمیل در ادامه به مستند «پسران رقصان افغانستان» ساخته نجیبالله قریشی، خبرنگار، اشاره کرده است. در این مستند نشان داده شده بود که مردان قدرتمند چگونه بهسادهگی به این کودکان دسترسی پیدا میکنند. در این مستند، مردی به نام دستگیر که از اعضای پیشین نیروهای مقاومت اتحاد شمال و از چهرههای قدرتمند تخار معرفی شده، گفته بود هنگام انتخاب یک پسر، به زیبایی، سن و توانایی رقص او توجه میکند. او گفته بود به خانوادهها پول میدهد و میگوید از کودک مراقبت میکند. دیلیمیل نوشته است که دستگیر در این مستند گفته بود بیش از دو هزار پسر را «گرفته» است.
این گزارش همچنین به سخنان فرد دیگری در شمال افغانستان با نام «مستری» اشاره کرده است. او گفته بود هر فرمانده نظامی یک پسر جوان نزد خود داشت و میان فرماندهان در این زمینه رقابت وجود داشت.
در گزارش به نقل از دستگیر درباره انتخاب پسر آمده است: «او باید جذاب، مناسب رقص باشد. حدود ۱۲ یا ۱۳ سال و خوش قیافه. من یک رقصنده میگیرم تا به او رقص یاد بدهد… ما به خانواده پول میدهیم و به آنها میگوییم که از او مراقبت خواهم کرد. من برایش لباس تهیه میکنم و به او پول میدهم. من تمام هزینههای او را پرداخت میکنم. او لازم نیست نگران چیزی باشد.»
دیلیمیل همچنین به نقل از پسری به نام احمد، که در سال ۲۰۰۷ حدود ۱۷ سال سن داشت، نوشته است که او به رویترز گفته بود: «من عاشق اربابم هستم. من عاشق رقصیدن و رفتار زنانه و بازی با صاحبم هستم. وقتی بزرگ شوم، صاحب خواهم شد و پسران خودم را خواهم داشت.» در گزارش آمده است که شماری از قربانیان پس از سالها سوءاستفاده، وقتی ریش در میآورند، دیگر کنار گذاشته میشوند. بسیاری از آنان به مواد مخدر، گدایی یا تنفروشی کشانده میشوند.
این رسانه به گفتههای برات علی باتور، عکاس، نیز اشاره کرده است. او برای مستند فرانتلاین ماهها زندهگی این کودکان را ثبت کرده بود. باتور گفته است یکی از پسرانی که دیده بود حدود ۱۳ سال داشت و به مهمانیها برده میشد، برای تحمل این وضعیت هرویین مصرف میکرد و در پایان فرار کرد و در خیابانهای کابل گدایی میکرد.
در گزارش آمده است که قربانیان بچهبازی تنها آسیب روانی نمیبینند، بلکه ممکن است دچار آسیبهای جدی جسمی شوند. این آسیبها شامل خونریزی داخلی، شکستهگی دست و پا، دندانهای شکسته، خفگی و در برخی موارد مرگ است.
دیلیمیل گفته است که در حالی که بسیاری از پسران قربانی این استثمار جنسی میشوند، دختران افغان نیز به همان اندازه آسیبپذیر هستند و میلیونها نفر از آنان توسط خانوادههایی که در شرایط دشوار اقتصادی قرار دارند، به ازدواجهای اجباری فروخته میشوند.
براساس گزارش، فروش دختران به مردان مسن در ازای پول به واکنشی عادی در برابر فقر فزاینده در افغانستان تبدیل شده است؛ روندی که انتظار میرود با تشدید بحران اقتصادی افزایش یابد. به گفته این رسانه، طالبان جنگ خود علیه زنان و دختران را شدت بخشیدهاند و اوایل همین ماه، این ازدواجهای کودکان را بهطور رسمی در چارچوب قانون جدید خود به رسمیت شناختند.
دیلیمیل همچنین نوشته است که براساس «اصولنامه تفریق زوجین» طالبان، سکوت یک «دختر باکره» بهمنزله رضایت به ازدواج تلقی میشود، در حالی که همین سکوت از سوی یک مرد یا زنی که پیشتر ازدواج کرده است، رضایت محسوب نمیشود. طبق گزارش، در «اصولنامه جزایی محاکم طالبان» نوعی نظام طبقاتی ایجاد شده که زنان را در جایگاهی همسطح با «بردهگان» قرار میدهد.






