هر چند زبان «فارسی» پیش از این بیشترین کاربرد در ادارههای دولتی کشور را داشت، اما مکاتبات فارسی در نزدیک به سه سال گذشته در نهادهای عدلی و قضایی زیر اداره طالبان رنگ باخته و جایش را به زبان پشتو خالی کرده است. استفاده شهروندان بهویژه فارسیزبانان از مکاتبات پشتو در محاکم کشور، در مواردی خودخواسته است و در موارد دیگر به دستور شفاهی کارمندان نهادهای عدلی و قضایی طالبان صورت میگیرد. شماری از عریضهنویسان و وکلای مدافع در پایتخت که سروکارشان با مکاتبات است، توضیح میدهند که باور مراجعین محاکم بر این است که کارمندان اداری و قضات طالبان در نهادهای عدلی و قضایی به بررسی درخواستها و دعاوی با زبان پشتو اولویت میدهند. نمایندهگان مردم و چهرههای سیاسی کشور کمرنگ شدن مکاتبات فارسی در نهادهای عدلی و قضایی را ناشی از فشارهای تبعیضآمیز طالبان توصیف میکنند و هشدار میدهند که پیامد تبعیضهای فرهنگی عمر سلطه طالبان بر افغانستان را کاهش خواهد داد.
عبداللطیف، یکی از مأموران بازنشسته دولت است که در سالهای گذشته در نزدیکی دادگاه عالی طالبان در کابل به شغل عریضهنویسی رو آورده بود. این پیرمرد اما به علت کمرنگ شدن تقاضای مکاتبات فارسی در دادگاه عالی طالبان و ناآشنایی با زبان پشتو، کارش را ترک کرده است. او در صحبت با روزنامه 8صبح میگوید: «در دولت قبلی و شروع طالبان همه عریضهها به ستره محکمه را به فارسی نوشته میکردیم. بعدها مراجعین پشت عریضهنویسان پشتو میگشتند و میگفتند که قاضیها فارسی نمیفهمند و اگر پشتو بنویسیم، قضیه به قاضیها روشنتر میشود. پارسال وضعیت تغییر کرد و همه مراجعان تلاش میکردند عریضهنویسان پشتوزبان پیدا کنند. من که پشتو بلد نبودم، مشتریانم کم شد و بالاخره عریضهنویسی را ترک کردم.»
این عریضهنویس پیشین میافزاید که از سوی دادگاه عالی طالبان مکتوب رسمی صادر نشده که عریضهها و دعاوی تنها به زبان پشتو باشد، اما کارمندان اداری بارها به مراجعان گوشزد کردهاند که عریضههای خود را به زبان پشتو ارایه کنند.
مطهر (نام مستعار) یکی از وکلای مدافع در کشور است. او که از سالها به این سو در دارالوکاله شخصی خود در کابل مصروف عریضهنویسی، دعوانویسی و وکالت است، تأیید میکند که با رویکارآمدن رژیم طالبان، مکاتبات فارسی در نهادهای عدلی و قضایی در پایتخت کمرنگ شده است. او اما توضیح میدهد که کاهش تقاضای مکاتبات فارسی در محاکم کشور یک امر خودخواسته از سوی مراجعان است.
این وکیل مدافع میگوید: «در زمان جمهوریت عریضهها، صورت دعوا و دفع دعوا و غیره را به دری [فارسی] نوشته میکردیم و براساس قانون اساسی، قانون جزا، قانون مدنی و قانون احوال شخصیه به نفع موکلین خود استدلال میکردیم. حالا از یک طرف این قوانین قابل چلش نیستند و از طرف دیگر تقاضای مراجعین این است که باید به زبان پشتو برایشان بنویسیم.»
به سخن او، اکنون نیز صورتهای دعوا، دفع دعاوی و عریضههایی که به محاکم تقدیم میشود، به زبانهای فارسی و پشتو قابل پذیریش است، اما مراجعان به این باورند که اگر درخواستهای خود را به زبان پشتو ارایه کنند، به آنها زودتر رسیدهگی خواهد شد. این وکیل مدافع اضافه میکند که مراجعان فارسیزبان بیش از پشتوزبانان تأکید میورزند تا درخواستهایشان به محاکم به زبان پشتو نوشته شود.
با این وصف، نمایندهگان مردم در پارلمان پیشین کشور کمرنگ شدن مکاتبات فارسی در نهادهای عدلی و قضایی را نوعی از فشارهای تبعیضآمیز طالبان توصیف میکنند. به گفته آنان، فارسیزبانان در کشور به علت تبعیضهای طالبان وادار میشوند تا از مکاتبات فارسی در نهادهای عدلی و قضایی طالبان، دست بردارند.
فوزیه کوفی، نماینده مردم بدخشان در پارلمان پیشین و عضو هیأت مذاکرات دولت پیشین با طالبان، به روزنامه 8صبح میگوید: «اساس کار طالبان تبعیض و تفرقه برمبنای نژاد، قوم، مذهب، جنسیت، عقیده سیاسی و مذهبی است.» بانو کوفی میافزاید: «در افغانستان اکثریت مردم حتا اگر فارسی صحبت نکنند، فارسی فکر میکنند. در اکثر مناطق کشور فارسی قابل فهم است؛ اما چون رویکرد طالبان براساس تبعیض است، بنابرین مردم به خاطر اینکه کارهایشان در ادارههای دولتی اجرا شود و برای اینکه با برخورد تبعیضآمیز مواجه نشوند، مجبور میشوند زبان مراوده خود با طالبان را تغییر دهند که این تأسفآور است.»
فوزیه کوفی تقویت و غنامندی زبانهای رسمی و غیررسمی هر کشور را از مکلفیتهای دولتهای مشروع توصیف میکند و میافزاید از آنجایی که رژیم طالبان دارای قانون اساسی نیست، از همین رو مقامهای این گروه هیچ نوع پایبندیای به منافع و مصالح ملی ندارند. او اضافه میکند: «حتا در مناطق جنوب، شهروندانی که زبان مادریشان فارسی نیست، اما فارسی میفهمند، فارسی صحبت میکنند و فارسی فکر میکنند. بنابراین، تلاشهای طالبان بیشتر برای جلب توجه عده کوچکی از بنیادگرایان قومی است؛ در حالی که اکثریت مردم افغانستان از این اعمال طالبان راضی نیستند و هر قدر این فشارها براساس تبعیض و جدایی بیشتر شود، به همان پیمانه عمر قدرت طالبان کمتر میشود و حساسیتهای درونگروهی آنان بیشتر میشود.»
این در حالی است که مقامهای طالبان در اظهارات رسمی همواره فارسی و پشتو را دو زبان رسمی کشور خوانده و تأکید کردهاند که رژیم آنان مخالف قومگرایی و فرهنگستیزی شهروندان کشور است. اقدامات طالبان اما در نزدیک به سه سال گذشته در تناقض با این اظهارات مقامهای رسمی آنان بوده است. حذف واژههای فارسی از تابلوهای دانشگاهها، شفاخانهها، ادارههای دولتی و تغییر آن به زبان پشتو یکی از نمونههای بارز است که تناقض رفتار و گفتار طالبان را نشان میدهد. از سوی دیگر، در موارد زیادی تابلوهای نهادهای دولتی تنها با زبانهای پشتو و انگلیسی مزین است و زبان فارسی از آنها بهگونه کامل حذف شده است. افزون بر این، فرامین، سخنرانیها و مکاتبات ملا هبتالله آخوندزاده و دیگر مقامهای بلندپایه طالبان تنها به زبان پشتو نشر میشود.
همچنان نمونههای زیادی از ستیز مقامهای محلی طالبان با زبان فارسی و گویندهگان آن گزارش شده است. در یکی از موارد روزنامه 8صبح به اسنادی دست یافته که نشان میدهد کمالالدین منیب، رییس طالبان برای دانشگاه دولتی تخار دستور داده تا مکاتبات این نهاد تحصیلی از فارسی به پشتو بدل شود و هیچ کسی حق ندارد از واژههای فارسی مانند دانشگاه، دانشکده و دانشجو استفاده کند.






