شماری از مالکان کافهها و رستورانتهای مخصوص زنان از کاهش رونق کسبوکارشان شکایت دارند. آنان میگویند که دختران و زنان دیگر مانند گذشته به کافهها و رستورانتها مراجعه نمیکنند. به گفته آنان، پیش از این حدود ۳۰۰ رستورانت با سرمایهگذاری و مدیریت زنان در سراسر افغانستان فعالیت داشت، اما اکنون این رقم به حدود ۱۵۰ رستورانت کاهش یافته است. به گفته این رستورانتداران، کاهش مشتریان سبب شده درآمد آنان حتا هزینههای اولیه مانند کرایه، برق، مالیات و سایر مصارف را نیز تامین نکند. آنان هشدار میدهند که اگر این وضعیت ادامه یابد، ناچار خواهند شد فعالیت کافهها و رستورانتهای خود را متوقف کنند. در همین حال، شماری از دختران میگویند که بهدلیل کاهش توان اقتصادی، از دست دادن شغل و درآمد، و همچنان ترس از برخورد نیروهای طالبان، ترجیح میدهند کمتر به کافهها و رستورانتها بروند.
سحر (مستعار)، مالک یکی از کافههای شهر کابل، از کمرنگ شدن رونق کافهها ابراز نگرانی میکند. او میگوید با افزایش محدودیتهای طالبان، شمار مشتریان، بهویژه دختران و زنان که بخش عمده مراجعهکنندهگان کافهاش را تشکیل میدادند، به شدت کاهش یافته است.
این بانو میگوید: «با وجود همه مشکلات، قبلاً رفتوآمد مشتریان خوب بود. ما بخش ویژه بانوان هم داریم و بعضی روزها آنقدر شلوغ میشد که با کمبود جا روبهرو بودیم. اما حالا به ندرت کسی به کافه میآید و بیشتر مشتریها هم اگر بیایند، چیزی بیشتر از یک چای سفارش نمیدهند. هر بار که موج بازداشت دختران از سوی طالبان آغاز میشود، تا چند روز هیچ دختری به کافه نمیآید. پسرها هم معمولاً علاقه چندانی به کافهنشینی ندارند و حضورشان بسیار محدود است.»
سحر هشدار میدهد که ادامه این وضعیت میتواند به مسدود شدن کافهاش منجر شود و میافزاید: «بیشتر مشتریان ما دختران بودند، اما حالا دیگر نمیآیند؛ برخی بهدلیل مشکلات اقتصادی و برخی هم از ترس طالبان. در حالی که هزینههای کرایه، برق، مالیه و سایر مخارج همچنان بر دوش ماست. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ناچار خواهیم شد کافه را ببندیم کنیم.»
رویا (مستعار)، مالک یکی از رستورانتهای مخصوص دختران و زنان، نیز از کاهش چشمگیر رونق کسبوکارش شکایت دارد. او میگوید که وخامت وضعیت اقتصادی مردم و محدودیتهای اعمالشده از سوی طالبان بر زنان، بیشترین آسیب را به فعالیت رستورانتها و کافهها وارد کرده است.
این مالک رستورانت میگوید: «وضعیت اقتصادی مردم بهشدت وخیم شده و بسیاری دیگر توانایی رفتن به رستورانتها و کافهها را ندارند. از سوی دیگر، محدودیتهایی که طالبان بر زنان وضع کردهاند، فعالیت این بخش را با چالشهای جدی روبهرو ساخته است.»
رویا میافزاید: «بیشتر رستورانتداران زن با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. هزینههای سنگین کرایه، برق، مالیات، جواز فعالیت و سایر مصارف، ادامه کار را برای بسیاری از آنان دشوار کرده است. به همین دلیل، شمار زیادی از رستورانتهایی که زنان در آنها سرمایهگذاری کرده بودند، ناچار به تعطیلی شدهاند.»
این رستورانتدار میگوید: «پیش از این، در سراسر افغانستان حدود ۳۰۰ رستورانت با سرمایهگذاری و مدیریت زنان فعالیت داشت، اما متأسفانه اکنون این رقم به حدود ۱۵۰ رستورانت فعال کاهش یافته است.»
رخسار (مستعار) میگوید که تا پیش از این دستکم هفتهای یکبار به کافه میرفت، اما اکنون دیگر چنین امکانی برایش وجود ندارد. او میگوید: «قبلاً خودم شاغل بودم و درآمد داشتم، به همین دلیل هفتهای یکبار به کافه میرفتم. اما حالا نه توان مالیاش را دارم و نه شور و انگیزه. ترس از طالبان هم سبب شده دیگر جرأت رفتن نداشته باشم.»
این بانو میافزاید: «قبلاً با دوستانم به کافه میرفتیم، ساعتها با هم گفتوگو میکردیم، عکس میگرفتیم و خستهگیهای روزمرهمان را فراموش میکردیم. اما حالا فضای ترس و نگرانی از برخورد نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان آنقدر زیاد شده که ترجیح میدهیم در خانه بمانیم. دوستانم هم دیگر مانند گذشته به کافه نمیروند.»
شهلا (مستعار)، دختری که پیش از این بخشی از اوقات فراغتش را در کافهها سپری میکرد و در کنار دوستانش به گفتوگو و گاهی مطالعه کتاب میپرداخت، میگوید کاهش مشتریان کافهها دلایل مختلفی دارد.
این بانو میگوید: «یکی از مهمترین دلایل، وضعیت نامناسب اقتصادی است. بسیاری از مردم دیگر توانایی پرداخت هزینههای کافهرفتن را ندارند. از سوی دیگر، محدودیتهای موجود و شرایط اجتماعی سبب شده رفتوآمد مردم و برگزاری دورهمیها نسبت به گذشته بهمراتب کمتر شود.»
شهلا میافزاید: «فشارهای روانی و افسردهگی ناشی از شرایط کنونی نیز تأثیر عمیقی بر روحیه مردم گذاشته است. بسیاری دیگر مانند گذشته انگیزهای برای بیرون رفتن، تفریح، جشن گرفتن یا حتی برگزاری دورهمیهای کوچک ندارند. همین عوامل سبب شده کافهها نیز در مقایسه با گذشته با کاهش چشمگیر مشتریان روبهرو شوند.»
در همین حال، قادر (مستعار)، کارشناس مسایل اقتصادی، میگوید که کافهرفتن در شرایط کنونی از یک نیاز اجتماعی به یک هزینه تجملی تبدیل شده و دیگر نه از نظر اقتصادی در اولویت خانوادهها قرار دارد و نه از نظر اجتماعی.
این کارشناس میگوید: «در گذشته کافهها محل گردهمایی جوانان برای استراحت، آرامش روحی و رفع خستهگی روزانه بود. خانوادهها، نامزدها و دوستان در اوقات فراغت در کافهها دور هم جمع میشدند، اما اکنون کافهرفتن به یک هزینه غیرضروری تبدیل شده است. از یکسو، کاهش قدرت خرید مردم سبب شده این موضوع در اولویت نباشد و از سوی دیگر، محدودیتهای موجود سبب شده جوانان دیگر آرامش و فضایی را که پیشتر در کافهها جستوجو میکردند، در آنجا پیدا نکنند. همچنان خانوادهها نیز با تفکیک بخش زنان و مردان، انگیزه گذشته برای حضور در کافهها را از دست دادهاند.»
این کارشناس مسایل اقتصادی میافزاید: «کاهش قدرت خرید مردم، افزایش هزینههای برق، مالیاتهای سنگین و کرایههای بلند، از مهمترین عواملی است که کسبوکار کافهها را با رکود روبهرو کرده است. در کنار این موارد، رکود عمومی اقتصاد، مهاجرت بخش قابل توجهی از قشر جوان و مدرن که فرهنگ کافهنشینی را شکل داده بودند و نیز محدودیتها، از عوامل اصلی کمرنگ شدن رونق کافهها به شمار میروند.»
این در حالی است که پس از تسلط طالبان بر افغانستان، زنان و دختران با محدودیتهای گستردهای روبهرو شدهاند. طالبان کار زنان را در ادارههای دولتی و بخش عمدهای از نهادهای خصوصی ممنوع کرده و دروازههای مکاتب، دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی را نیز به روی دختران بستهاند.
افزون بر این، محدودیتهای گسترده بر رفتوآمد، حضور در مکانهای عمومی و نوع پوشش، از دیگر چالشهایی است که زنان و دختران در افغانستان با آن دستوپنجه نرم میکنند.






