پس از سقوط کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، جهان با چالشهای پیچیدهای در قبال تعامل با این گروه مواجه شده است. قدرتگیری طالبان به رغم اینکه توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده است، عرصهای برای دیپلماسی عملگرایانه برخی کشورهای غربی، بهویژه بریتانیا، ناروی و آلمان گشوده است. این تعاملات در حالی صورت میگیرد که طالبان همچنان به نقض گسترده حقوق بشر، محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی و سرکوب مخالفان سیاسی ادامه میدهند. با وجود این، برخی کشورهای غربی با این توجیه که اقدامات بشردوستانه انجام میدهند و اینکه زمینه ارایه خدمات کنسولی به مهاجران اهل افغانستان فراهم میآورند، با طالبان وارد یک نوع رابطه دیپلماتیک غیررسمی شدهاند که در ادبیات سیاسی پسا2021 به آن «تعامل» میگویند. این تعاملات هر چند بسیار محتاطانه است، اما خطر مشروعیتبخشی به رژیم نامشروع طالبان و تقویت عملکردهای تروریستی در منطقه و فراتر از آن را افزایش میدهد.
در روزهای اخیر، نشانههای آشکاری از عادیسازی روابط دیپلماتیک میان برخی کشورهای غربی و طالبان مشاهده شده است. در تاریخ ۲۶ قوس ۱۴۰۳ وزارت خارجه طالبان اعلام کرد که شیرمحمد عباس استانکزی، معین سیاسی این وزارت، با رابرت چترتن دیکسن، کاردار سفارت بریتانیا برای افغانستان، در کابل دیدار کرده است. این دیدار بر مسایل مختلفی از جمله بازگشایی خدمات کنسولی بریتانیا در افغانستان، خدمات کنسولی برای مهاجران افغانستان در اروپا و بریتانیا، روابطه دوجانبه و کمکهای بشردوستانه متمرکز بود. اقدام بریتانیا در انجام چنین دیدارهایی با طالبان، نهتنها پیامهای اشتباهی به جهان مخابره میکند، بلکه میتواند به مشروعیتبخشی ضمنی به طالبان بهعنوان یک حکومت مشروع ناخواسته کمک شود.
در یک رویداد دیگر، دولت آلمان به گروهی از مهاجران افغانستان در آن کشور اجازه داد تا در مسجدی در فرانکفورت مراسم فاتحه و تشییع جنازه غیابی برای خلیلالرحمان حقانی، وزیر مهاجرین طالبان که در یک حمله انتحاری کشته شد، برگزار کنند. این اقدام با واکنشهای شدید فعالان حقوق بشر و جامعه مدنی افغانستان در تبعید مواجه شده است. آنها این مواجهه دولت آلمان را نشانهای از نرمش غیرقابل قبول در برابر طالبان و حامیان این گروه میدانند. به همین دلیل، نامهای هم به دولت آلمان ارسال کرده و در آن خواستهاند که بر ناقضان حقوق بشر اعمال فشار کند. آلمان بهعنوان یکی از کشورهای کلیدی اتحادیه اروپا، همواره سیاستی مبنی بر کمکهای بشردوستانه و پرهیز از تعامل مستقیم با طالبان پیشه کرده، اما چنین رویدادهایی اعتبار این مواضع را زیر سوال میبرد. همینگونه در مواردی دولت ناروی تریبونهایی را در اختیار گروه طالبان قرار داده است تا از آن برای منافع گروه خود استفاده کنند.
تعامل کشورهای غربی با طالبان، فارغ از نیتهای اعلامشدهشان، پیامدهای نگرانکنندهای برای مردم افغانستان، منطقه و حتا امنیت جهانی دارد.
هر گونه دیدار رسمی یا غیررسمی نمایندهگان کشورهای غربی با طالبان، بهعنوان گامی در جهت مشروعیتبخشی به این گروه تلقی میشود. طالبان با بهرهگیری از این دیدارها، تلاش میکنند خود را بهعنوان یک حکومت قانونی و مسوول و همینگونه مایندهگان رسمی مردم افغانستان معرفی کنند تا از انزوای سیاسی خارج شوند. از جانب دیگر، تعامل دیپلماتیک و نرمش کشورهای غربی در برابر طالبان، این گروه را به ادامه سیاستهای سرکوبگرانه و حمایتهای آشکار و پنهان از گروههای تروریستی منطقه تشویق میکند. همینگونه کشورهایی مانند ناروی، بریتانیا و آلمان که از حامیان حقوق بشر هستند، وقتی با طالبان وارد تعامل میشوند، عملاً به تداوم نقض حقوق بشر توسط طالبان مشروعیت میبخشند و دست طالبان را در ادامه این سیاستها بازتر میکنند. در نهایت اینکه تعامل با طالبان، مردم افغانستان و مخالفان این گروه را در ناامیدی بیشتر فرو میبرد. آنها نسبت به پایان رژیم طالبان ناامیدتر میشوند و اینگونه بهخصوص برای مخالفان نظامی و سیاسی طالبان، ترکهایی در اراده آنها ممکن است ایجاد شود.
تعامل کشورهای غربی با طالبان، بهویژه اقدام اخیر بریتانیا در دیدار با مقامات طالبان و اجازه آلمان برای برگزاری مراسم یادبود از خلیلالرحمان حقانی، نمونههای خطرناکی از عادیسازی روابط با گروهی است که همچنان به نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم ادامه میدهد. این اقدامات، علاوه بر اینکه دست طالبان را در سرکوب مردم افغانستان بازتر میکند، تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان نیز محسوب میشود؛ زیرا گروههای تروریستی متوجه میشوند که اگر آنها با استفاده از تفنگ و زور به قدرت برسند، دولتها ـ حتا آنهایی که دعوای حمایت از حقوق بشر و دموکراسی دارند ـ ناگزیر به تعامل با آنها میشوند که ممکن در نهایت به مشروعیت بینالمللی آنها منجر شود. در آن صورت، چنین گروههایی به نداشتن مشروعیت داخلی بهایی نمیدهند.
بنابراین، جامعه جهانی باید بداند که هر گونه تعامل با طالبان، به زیان مردم افغانستان و کل جهان خواهد بود. کشورهای غربی به جای تعامل مستقیم با طالبان، باید بر فشارهای دیپلماتیک و تحریمهای هدفمند علیه این گروه تاکید کنند و حمایتهای بشردوستانه را از طریق نهادهای بینالمللی و بدون واسطهگری طالبان به مردم افغانستان برسانند. همینگونه آنها میتوانند در همکاری با سفیران افغانستان، زمینه ارایه خدمات کنسولی را بدون اینکه طالبان در آن دخل و تصرف داشته باشند، فراهم آورند. ادامه سیاستهای کنونی، هم افغانستان و هم منطقه را به آتش میکشد و زمینهساز گسترش افراطگرایی و ناامنی در جهان خواهد شد.






