تنشهای ژئوپلیتیکی در خاور میانه، بهویژه میان ایران، ایالات متحده و اسراییل، همواره تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) داشته است. این کشورها شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی هستند که بهشدت به نیروی کار مهاجر وابستهاند. بر اساس آمار سازمانهای بینالمللی مانند بانک جهانی و سازمان بینالمللی کار (ILO)، در مجموع حدود ۳۵ میلیون کارگر مهاجر در کشورهای خلیج فارس زندهگی و کار میکنند. در برخی از این کشورها، سهم مهاجران از کل جمعیت بسیار بالا است.
بخش عمده این کارگران از کشورهای جنوب و جنوبشرق آسیا میآیند. بهطور تقریبی، بیش از ۹ میلیون هندی، حدود ۵ میلیون بنگلادشی، بیش از ۴.۹ میلیون پاکستانی، ۳.۳ میلیون مصری و ۲.۴ میلیون فیلیپینی در این منطقه مشغول به کار هستند. این کارگران در بخشهای مختلفی فعالیت دارند؛ از جمله ساختوساز، خدمات خانگی، حملونقل و در سالهای اخیر بهگونه فزاینده در حوزههای تخصصی مانند فناوری اطلاعات، مدیریت و تجارت نیز استخدام شدهاند.
تعداد کارگران خارجی در عربستان سعودی بیش از ۱۰ میلیون نفر و در امارات متحده عربی حدود ۸ میلیون نفر است. همچنان تخمین زده میشود که حدود نیم میلیون افغان در کشورهای خلیج فارس زندهگی میکنند که نزدیک به ۳۰۰ هزار تن آنان در امارات متحده عربی حضور دارند. افزون بر این، کارگران خارجی ۸۸ درصد نفوس قطر، ۶۸ درصد نفوس کویت، ۵۴ درصد نفوس بحرین و ۴۵ درصد نفوس عمان را تشکیل میدهند.
در سال ۲۰۲۴، بیش از ۲۰ میلیون نفر از جنوب و جنوبشرق آسیا در شش کشور خلیج فارس مشغول کار بودند که این رقم ۶۵ درصد بیشتر از سال ۲۰۱۰ بوده است. بخشی از این مهاجران، علاوه بر کارهای ساختمانی و خدماتی، در مشاغل تخصصیتری نیز فعالیت دارند که شامل برنامهنویسی کمپیوتر، مدیریت و تجارت میشود.
یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، کاهش حوالههای مالی (Remittances) به کشورهای مبدا است. حوالههای ارزی سهم قابل ملاحظهای در تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای دریافتکننده دارند و برای بسیاری از کشورهای فرستنده مهاجر، یکی از منابع اساسی عواید خارجی و عامل مهم ثبات اقتصادی بهشمار میروند.
در کشورهایی مانند نیپال، بنگلادش و فیلیپین، حوالههای ارزی نقش مهمی در کاهش فقر، بهبود سطح زندهگی خانوادهها و تامین نیازهای اساسی مانند آموزش و صحت دارند. در برخی موارد، این حوالهها حدود ۴۰ درصد تاثیر کاهش فقر را تشکیل میدهند. در نتیجه، هرگونه کاهش در اشتغال و درآمد کارگران مهاجر بهطور مستقیم بر میزان حوالههای ارزی اثر میگذارد و فشار اقتصادی شدیدی را بر کشورهای وابسته به این منابع وارد میکند. کاهش جریان پول ارسالی از کشورهای خلیج میتواند معیشت میلیونها خانواده را در کشورهای مبدا با بحران روبهرو سازد و سبب افزایش فقر، بیکاری و بیثباتی اقتصادی شود.
در مورد افغانستان نیز مهاجرت نیروی کار به کشورهای خلیج فارس اهمیت زیادی دارد. تخمین زده میشود که حوالههای ارسالی افغانها از خارج حدود ۲ درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان را تشکیل میدهد. همچنان حدود ۱۶ درصد خانوادههای افغان بهنوعی به درآمد اعضای خود در خارج وابستهاند. در کشورهای خلیج، جمعیت افغانها نسبت به سایر ملیتها کمتر است، اما حضور آنان قابل توجه است. برای نمونه، در امارات متحده عربی حدود ۳۰۰ هزار افغان زندهگی میکنند، در عربستان سعودی ۱۳۲ هزار نفر، در قطر ۷ هزار نفر، در کویت ۱۵ هزار نفر و در بحرین و عمان نیز جمعیتهای کوچکتری از کارگران افغان حضور دارند که عمدتاً در بخشهای خدماتی و ساختمانی مشغولاند.
افزایش حملات ایران به کشورهای خلیج، باعث افزایش ناامنی در منطقه شده است؛ بهگونهای که برخی مناطق مانند راسالخیمه شاهد کاهش جمعیت و خروج بخشی از کارگران خارجی بودهاند. این وضعیت بهصورت مستقیم باعث کاهش قابل ملاحظه حوالههای ارزی و جریان پول ارسالی کارگران مهاجر شده است.
جنگ، حقوق و فرصتهای کاری کارگران خارجی در کشورهای خلیج فارس را کاهش داده و همزمان هزینههای زندهگی آنان را بهگونهای بیسابقه افزایش داده است. این وضعیت فشار اقتصادی شدیدی را نیز بر کشورهایی وارد کرده که وابستهگی زیادی به حوالههای ارزی کارگران مهاجر دارند. حوالههای ارزی (Remittances) سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشورها داشته و ورود ارز خارجی برای کشورهای فرستنده مهاجر، منبع مهم عواید و عامل مهمی برای ثبات اقتصادی بهشمار میرود که در نهایت به بهبود رفاه اجتماعی و اقتصادی کمک میکند.






