گفته میشود که طالبان بهتازهگی بار دیگر فشارها بر حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان، را تشدید کردهاند؛ با این تفاوت که این بار سخن از وضع محدودیت نیست، بلکه حرف از تبعید اجباری او بالا گرفته است؛ نکتهای که وی و طالبان رسماً تایید یا رد نکردهاند و بخشی از افکار عامه هم بر درستی آن تشکیک ورزیده است. واقعیت این است که ادبیات کرزی در برابر طالبان غالباً نرم و نوازشگرانه بوده است و برای همین، اگر حالا میان طرفین حفرههای پرناشدنی هم ایجاد شود، در نظر دیگران نه واقعی که زرگری و تصنعی جلوه میکند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که قدرت و بهرهمندی از آن به میزانی لذیذ است که نه کرزی پروای طالبان را میکند و نه هم این گروه پروای او را. تجربه نشان داده که دارندهگان قدرت چندان هم در بند قوم و قبیله و طایفه گیر نمیمانند و هرکسی را که مزاحم تشخیص دهند، بهسادهگی از سر راهشان پس میزنند که تاریخ افغانستان نمونههای فراوانی از نزاعهای خونین شخصی بر سر قدرت را در دل خود دارد. برای نمونه، همین کرزی دروازه ارگ را بهروی محمداشرف غنی گشود؛ این نکتهای است که رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه دولت کرزی، در کتاب خاطراتش به آن اشاره کرده است. همینطور، بقیه سیاسیون افغانستان هرکدام در مصاحبههایشان بر صحت نکته فوق اعتراف کردهاند؛ اما بعدتر کار به جایی رسید که کرزی رفتن غنی از قدرت را آرزو میکرد؛ این نکتهای است که محمدعمر داوودزی، مقام پیشین دولتهای هر دو، در کتاب خاطراتش تایید میکند. داوودزی ادعا میکند که کرزی بنا داشت با برگزاری لویه جرگه، غنی را از ارگ اخراج و او را به جایش بگمارد؛ اما وی بنا به دلایلی از آن طرح حمایت نکرده است. نمونه فوق نشان میدهد که ایده نیل به قدرت و حفظ آن، قایل به دوست و دشمن دایمی نیست و دارندهگان آن، بسته به تحولات زمانه، هردم چهره عوض میکنند و دوستان را بهجای دشمنان و دشمنان را بهجای دوستان مینشانند.
درست است که کرزی بهگونهای حرف نمیزند که دل طالبان برنجد، ولی نباید فراموش کرد که طرفین نمایندهگان دو تفکر آشتیناپذیرند: اولی از دموکراسی و دومی از ضد آن (امارت اسلامی) نمایندهگی میکند. کرزی مدت سیزده سال بهنام دموکراسی بر مردم حکومت کرده است و اگر با این مصطلح سیاسی میانه خوب هم نداشته باشد، باز هم ناگزیر به دفاع از مظاهر آن (انتخابات، حقوق بشر، حقوق زن، عدالت اجتماعی، ضرورت احترام به تکثر قومی ـ زبانی و…) است. کرزی خوب یا بد نماینده همین تفکر خوانده میشود و به همین نام در دو نوبت رای شهروندان را ازآن خود کرده است. اینکه در دفاع از ارزشهای فوق، سست عمل کرده است، بحث دیگر است. برعکس، طالبان خود را نماینده تفکری میدانند که با ارزشهای بالا سخت زاویه دارد و از تحکیم رژیمی حمایت میکند که مظاهر دموکراسی را تضعیف یا هم نابود کند. تا این جای کار، اختلاف میان کرزی و طالبان برقرار است، ولی بحث بر سر عمق و کیفیت آن است.
میماند قصه تبعید کرزی. در این خصوص به چند نکته اشاره میشود که اگر داستان تبعید را زرگری نشان ندهد، حداقل واقعیبودنش را مخدوش مینمایاند:
۱- در چهار سالی که گذشت بارها شنیدهایم که طالبان بر گفتارورفتار کرزی محدودیت وضع کردهاند؛ به این معنا که ایشان ضمن آنکه از ابراز نظر سیاسی در رسانهها احتراز کند، باید از خیر سفر به بیرون از افغانستان و دیدار با دیپلماتهای خارجی نیز بگذرد. حتا غالب سیاسیون و رسانهها، هرازگاهی در تعریف وضعیت کرزی در کابل، از اصطلاح «حصر خانهگی» استفاده میکردند. هدف طالبان این بود که کرزی با رفتن به خارج از افغانستان، مبادا به صف بقیه نیروهای مخالف بپیوندد و برای تضعیف یا فروپاشاندن وضع موجود در کشور سعی به خرج دهد. ترجیح طالبان این بود که کرزی در کابل بماند تا گفتارورفتارش بهدرستی رصد شود و از ناحیه او گزندی به این گروه نرسد. حالا اقدام به تبعید اجباری کرزی با آنچه در بالا بیان شد، متناقض مینماید.
۲- فراموش نباید کرد که کرزی هنوز هم در ترازوی سیاست افغانستان وزن سنگینی دارد و دنیا هم بهخوبی این را میفهمد. در میان سیاسیون غیرطالب، او در نظر دنیا، یکی از قویترین چهرههاست که از عهده انجام خیلی از ماموریتها برمیآید. کرزی با زبان دنیا و دنیا با زبان او آشناست. بهزعم غالب کشورها، کرزی در افغانستان جایگاه و پایگاه مردمی نیز دارد و ساکنان بخشهایی از کشور در تنگناها، به صدایش لبیک میگویند. سیاسیون افغانستان هم به کرزی بهچشم یک «ریشسفید» نگاه میکنند و در جاهایی از او اطاعتپذیری نیز دارند. بهرغم محدودیتهای جاری در افغانستان، دیپلماتهای خارجی به دیدار او به کابل میروند و نظرش را پیرامون وضعیت کشور جویا میشوند؛ در حالی که همین دیپلماتها در خارج از افغانستان، از دیدار با سایر سیاسیون مخالف طالبان، ننگ میکنند. پس آدمی با این ظرفیت اگر به خارج از افغانستان تبعید شود، مایه آزار طالبان میشود. کرزی به آسانی میتواند نیروهای پراکنده مخالف طالبان را متحد سازد و با سفر به کشورهای غربی و شرقی، رویکرد دولتها را در قبال وضعیت حاکم بر افغانستان دگرگون سازد. طالبان به این ظرفیت کرزی بهدرستی پی بردهاند و برای همین، ترجیحشان بر ماندن او در کابل است، نه اینکه بخواهند با تبعید وی، تبر مخالفانشان را خوبتر دسته کنند.
۳- تبعید اجباری یک سیاستمدار هم امر پیش پا افتاده نیست و سازوکار حقوقی ویژهای میطلبد که طالبان ظاهراً نه رعایت میکنند و نه هم مشروعیت بهکارگیری آن را دارند. مرسوم این است که اگر سیاستمداری در کشوری جرمی مرتکب میشود، براساس حکم دادگاه، میتواند تبعید شود که کرزی مشمول این قاعده نیست. افزون بر آن، دولتهایی که سیاسیون مخالفشان را تبعید میکنند، غالباً بر کار آنها در کشورهای دیگر نظارت میکنند و از دولت میزبان میخواهند که مانع فعالیت آنها علیه کشور متبوعشان شود که این نیز نیازمند سازوکارهای حقوقی ویژه میان دولتهاست که طالبان به دلیل عدم مشروعیت بینالمللی نمیتوانند بهکار اندازند؛ مگر اینکه تبعید کرزی بهطریق دیگر انجام شود که در قاب و قالب سازوکارهای حقوقی نگنجد.
۴- اگر دقت کنیم حضور کرزی و دیگران در کابل از یک حیث برای طالبان نعمت است نه نقمت. بارها کسانی گفتهاند که کرزی با آنکه یک عمر علیه طالبان جنگیده است، ولی امنیتش در کابل تامین است و خطری او را تهدید نمیکند. حتا زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، باری همین نکته را بیان کرد و با استناد به آن، خواستار برگشت سایر سیاسیون کشور به آغوش طالبان شد. در این حالت، اگر کرزی تبعید شود، قصه ایجاد و کار «کمیسیون تماس با مخالفان» و فراخوان چهرههای سیاسی برای عودت به افغانستان، باد هوا میشود و هریک از آنها با استناد به سرنوشت کرزی از برگشت به کشور امتناع خواهند کرد.
۵- کرزی با آنکه چهار سال در سایه رژیم طالبان زیسته است، ولی در نقد عملکرد این گروه، همواره جانب احتیاط را نگه داشته است. سقف انتظارات کرزی از طالبان به بازگشایی دروازههای مکاتب دخترانه تکیه میزند و بالاتر از آن نمیایستد. او بنا به ملاحظاتی، نهتنها از بیان بقیه چالشهای سهمگین و سنگین در کشور چشمپوشی کرده است، بلکه در جاهایی از موفقیتهای طالبان نیز حرف زده که خیلی هم واکنشبرانگیز شده است. پس طالبان هم نمیخواهند چنین سیاستمدار غیرطالبانی را که رام، آرام، کمتوقع و طرفدار حفظ وضع موجود در کشور است، تبدیل به دشمن سرسختشان کنند.





