شماری از باشندهگان شهر کابل از بیکاری و فقر روزافزون شکایت دارند. آنان بازگشت مهاجران، کاهش کمکهای بشردوستانه، فرار سرمایه به خارج از کشور و محدودیتهای شغلی را از مهمترین عوامل تشدید این دو بحران میدانند. پایتختنشینان همچنین خاطرنشان میکنند که عدم سرمایهگذاری در زیرساختها، تمرکز صرف بر یک بخش خاص و بیتوجهی به سایر مشاغل نیز از عوامل محدودکننده بازار کار است.
این باشندهگان کابل از محدودیتهای بازار کار بهشدت نگرانند. آنان میگویند با افزایش روند بازگشت مهاجران، فقر و بیکاری تشدید شده است. به گفته این باشندهگان، در حالی که نیروی کار افزایش یافته، فرصتهای شغلی محدود شده است.
هدایتالله صدیقی (مستعار)، یکی از باشندهگان ناحیه یازدهم شهر کابل، میگوید با بازگشت شمار زیادی از مهاجران به کشور، بازار کار بهشدت محدود شده است؛ زیرا نیروی کار بیش از ظرفیت جذب بازار است. او همچنین عدم شفافیت در نهادها و سپرده نشدن کار به اهل کار را از عوامل اصلی فقر و بیکاری میداند. صدیقی میافزاید که کمبود فرصتهای شغلی و دریافت پاسخهای منفی مکرر باعث افت انگیزه و ایجاد تاثیرات روانی منفی در افراد شده است.
این باشنده کابل میافزاید: «یکی از مسایلی که معمولاً در استخدام افراد در نهادها رعایت نمیشود، شایستهسالاری است. اکثر نهادها امتحان یا مصاحبه کاری را تنها بهصورت نمادین برگزار میکنند و براساس شناخت یا واسطه کارمند را استخدام میکنند. وقتی فرد چندین بار از نهادهای مختلف جواب منفی دریافت کند، طبیعی است که این موضوع تأثیر منفی عمیقی بر او میگذارد.»
سما نوری (مستعار)، یکی از باشندهگان ناحیه سوم شهر کابل، میگوید: «وضعیت بازار کار به شدت وخیم است و با بازگشت مهاجران وضعیت بدتر شده است. نه کسانی که در داخل افغانستان زندهگی میکنند کار دارند و نه برگشتکنندهگان. وقتی یک شخص بیکار شود، ممکن است تا ۷ یا ۸ ماه نتواند کاری پیدا کند.»
این بانو میافزاید: «یکی دیگر از عوامل بیکاری این است که نیروی کار در یک بخش خاص زیاد شده ولی بازار کار برای آن محدود است؛ چون به تمام رشتهها و بخشها به طور متوازن توجه نشده است. وقتی مردم ببینند که یک بخش درآمد خوبی دارد، همه روی همان بخش متمرکز میشوند. حالا ببینید همه به سمت رشتههای پزشکی یا مهندسی میروند و به سایر رشتهها و هنرها توجه کافی نمیشود.»
هما رنگین (مستعار)، بانوی دیگری که سخنان سما را تایید میکند، محدودیتهای وضعشده از سوی طالبان را نیز یکی از عوامل افزایش فقر و بیکاری میداند. این بانو که سه سال پیش از دانشکده خبرنگاری دانشگاه کابل فارغ شده است، میگوید که تا کنون موفق نشده در رشته تحصیلیاش کاری پیدا کند و در حال حاضر با خیاطی روزگار میگذراند.
بانو رنگین میافزاید: «من واقعاً نتوانستم در سه سال گذشته برای خود کاری مناسب پیدا کنم. این بیکاری و شرایط دشوار تاثیر زیادی بر روح و روانم گذاشته است. بعضی وقتها بسیار ناامید میشوم و با خود میگویم من خبرنگاری خواندم تا صدای دختران و زنان افغان باشم، آرزو داشتم در مسلک خود کار کنم و خبرنگاری را به مفهوم واقعی آن به مردم برسانم؛ اما با این وضعیت فکر میکنم درس و تحصیلاتم بیثمر بوده است. حالا برای گذراندن شب و روزم خیاطی میکنم؛ پوش، کمپل، بکس و دیگر وسایل میدوزم.»
این دانشآموخته خبرنگاری یکی دیگر از عوامل بیکاری زنان و دختران را تبعیض در خانوادهها میداند و میافزاید که در بسیاری از خانوادهها به دختران و پسران به یک چشم نگاه نمیشود و فرصتهای آموزشی و تحصیلی به دختران داده نمیشود. بانو رنگین تصریح میکند: «هرچقدر میزان توانایی، مهارت و تحصیل یک زن بیشتر باشد، احتمال جذب شدن و اشتغال او در نهادها نیز افزایش مییابد.»
در همین حال، شماری از کارشناسان اقتصادی، کاهش کمکهای بشردوستانه، انزوای سیاسی افغانستان و فرار سرمایهها از کشور را از عوامل اصلی فقر و بیکاری بلندمدت عنوان میکنند.
میرشکیب میر، یکی از آگاهان اقتصادی، میگوید که انزوای سیاسی، رشد و توسعه اقتصادی را بهشدت تحت تاثیر قرار داده و سبب شده است فقر و بیکاری در جامعه همچنان پابرجا بماند.
او میافزاید: «انزوای سیاسی چشمانداز ثبات اقتصادی، توسعه تجارت خارجی، و حضور کشورهای تاثیرگذار و نهادهای مهم بینالمللی، از جمله کمکهای مالی و فنی آنها را در افغانستان تضعیف کرده است. این وضعیت مانع رشد اقتصادی میشود و در نتیجه، کاهش فقر و بیکاری نیز ناممکن خواهد بود.»
آذرخش حافظی، یکی دیگر از آگاهان اقتصادی، با اشاره به کاهش کمکهای بشردوستانه و پیامدهای آن بر فقر و بیکاری، میگوید که افغانستان در یک قرن گذشته همواره از کمکهای بیقیدوشرط جامعه بینالمللی بهرهمند بوده است. او میافزاید: «پیش از این، برنامهای به نام توسعه پایدار از سوی سازمان ملل در کشورهای در حال توسعه اجرا میشد که در افغانستان تحت عنوان میثاق شهروندی از طریق وزارت انکشاف دهات و چند وزارتخانه دیگر، نزدیک به هفتهزار پروژه را بهپیش میبرد. توقف این پروژهها، تاثیر مستقیمی بر فرصتهای شغلی و کاهش فقر داشت.»
این آگاه اقتصادی میگوید: «اکنون تمام این کمکها قطع شده و تنها کمکهای بشردوستانه، آنهم برای جلوگیری از گرسنهگی و فاجعه انسانی، ادامه دارد تا مردم از فقر غذایی تلف نشوند. هرچند این نوع کمکها بازده اقتصادی ندارند، اما میتوانند در کاهش فقر مزمن تا اندازهای موثر واقع شوند؛ با این حال، اگر همین کمکها نیز کاهش یابند یا بهطور کامل قطع شوند، رنج و مصیبت مردم دوچندان خواهد شد.»
این در حالی است که گروه بینالمللی بحران در گزارشی اعلام کرده است که با کاهش کمکهای بشردوستانه، افغانستان بیش از پیش در باتلاق فقر فرو میرود. بهدنبال تسلط طالبان، فرار سرمایه به خارج از کشور، کاهش چشمگیر کمکهای خارجی و اعمال محدودیتهای گسترده شغلی بر زنان و دختران، این بحران شدت یافته و دامنه آن هر روز گستردهتر میشود.






