شماری از جوانان شاغل در کابل میگویند که در سالهای اخیر با افسردهگی شدید شغلی روبهرو شدهاند. آنان میافزایند که فشارهای کاری، ساعات طولانی کار و نگرانی از آینده شغلی، روحیه و سلامت روانیشان را تحت تأثیر منفی قرار داده است. به گفته این جوانان، خستهگی مداوم و استرس محیط کار باعث کاهش انگیزه و رضایت شغلی آنان شده و حتا بر زندهگی شخصی و روابط اجتماعیشان نیز اثر گذاشته است. به باور این افراد، وقتی میان تلاش و درآمد تعادل وجود نداشته باشد، کار به تدریج به منبعی از استرس و ناامیدی تبدیل میشود. آنان تأکید میکنند که توجه به شرایط کاری و ایجاد فرصتهای بهتر شغلی میتواند از گسترش افسردهگی شغلی در میان جوانان جلوگیری کند. برخی دیگر از این جوانان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که کار خلاف رشته تحصیلی، نبود برنامههای ارتقای ظرفیت، فرصتهای آموزشی و یادگیری مسلکی از دیگر عوامل مهم بروز افسردهگی شغلی در میان آنان است.
احمد، یکی از جوانان شاغل، میگوید که در ماههای پسین با افسردهگی شغلی روبهرو شده است. به گفته او، رفتار دوگانه در محیط کار، نبود برنامههای ارتقای ظرفیت، تفاوت زیاد در معاشها و فشار کاری بالا سبب شده تا انگیزهاش نسبت به کار کاهش یابد. احمد باور دارد که صمیمیت و همکاری میان کارمندان میتواند استرس محیط کار را کاهش دهد؛ اما او میگوید چنین فضایی را در محل کارش تجربه نکرده است.
احمد میگوید: «یک روز عادی کاری من با استرس و فشار همراه است که گاهی بسیار شدید میشود. چیزی که بیشتر باعث دلزدهگی من از محیط کار و دچار شدنم به افسردهگی شغلی شده، رفتار دوگانه از سوی مدیران و برخی کارمندان است. فشار کاری زیاد است و در چنین شرایطی صمیمیت و همکاری میتواند استرس را کمتر کند. ما در محیط کار به حمایت روانی نیاز داریم، اما تا کنون چنین حمایتی دریافت نکردهایم؛ در حالی که در شرایط افغانستان این موضوع باید در هر محیط کاری مورد توجه قرار گیرد.»
محمدزمان، یکی دیگر از جوانان شاغل، میگوید که او نیز با افسردهگی شغلی شدیدی روبهرو است و هر روز بهجای احساس پیشرفت، با بیانگیزهگی و تکراری بودن محیط کار مواجه میشود. او میافزاید که بهدلیل بیکاری گسترده و نبود فرصتهای شغلی، ناگزیر است با محیط کاری که از دید او «سمی» است کنار بیاید.
این جوان میافزاید: «این روزها افسردهگی شغلی را خیلی زیاد احساس میکنیم. محیط کار تکراری است، دفتر تکراری است و وقتی فرصت ارتقا یا پروموشن وجود نداشته باشد، کار بسیار دشوار میشود. وقتی آدم در جایی باشد که امکان تغییر شغل یا پیشرفت نداشته باشد، خیلی زود خسته و بیانگیزه میشود. ما در کشوری زندهگی میکنیم که فرصتهای کاری محدود است و چه در دولت، چه در رسانهها و چه در بخش خصوصی، وضعیت تقریباً یکسان است.»
محمد زمان میگوید: «در رسانهای که من کار میکنم نیز افسردهگی شغلی بسیار زیاد است. اگر همین رسانه در کشور دیگری فعالیت میکرد، امتیازات و شرایط کاری آن متفاوت میبود. اساساً افغانستان کشوری است که حتا برخی نهادهای خارجی هم که در آن فعالیت میکنند، خدماتشان را متناسب با همین سطح شرایط ارایه میکنند.»
ادریس، یکی از جوانانی که در یک بانک کار میکند، میگوید که کار با پول استرس زیادی دارد و کوچکترین خطا میتواند مسیر شغلی او را تحت تأثیر قرار دهد، موضوعی که در طولانیمدت سبب بروز افسردهگی شغلی برای او شده است. او رقابتهای ناسالم و عدم توجه به تلاشها و فرصتهای ارتقا را از دلایل کاهش انگیزه خود در محیط کار میداند.
ادریس میگوید: «فعلاً مجبورم در هر شرایطی که هست، در یک محیط تنشزا کار کنم. سر و کار ما با پول است و کوچکترین اشتباه میتواند مسیر شغلی را مشخص کند، بنابراین فشار و استرس زیادی داریم. علاوه بر این، محیط بانک رقابتی است؛ اگرچه همکاران در ظاهر کمک میکنند، اما تمایل ندارند که کسی از آنان پیش بیفتد. همچنین تلاشها و زحمات ما بهطور کامل دیده نمیشود و فرصت ارتقا نیز کم است. اگر روزی بتوانم، اولین تغییرم این خواهد بود که از این محیط تنشزا بیرون رفته و کار خودم را داشته باشم.»
در همین حال، شماری از کارفرمایان و افرادی که تجربه کاری بیشتری دارند، به جوانانی که تازه وارد بازار کار میشوند توصیه میکنند که در محیط کار با همکاران خود رفتار صمیمانه داشته باشند و میان کار و زندهگی شخصیشان تعادل برقرار کنند تا دچار افسردهگی شغلی نشوند.
این کارفرمایان و کارمندان با تجربه میافزایند که آنان نیز در روزهای نخست کاری با چنین چالشها و تجربههایی روبهرو بودهاند، اما آن را با درمیان گذاشتن با مدیر بخش یا همکار شان توانستهاند حل کنند.
راشد امین، یکی از کارفرمایان، میگوید که هرچند فشار کاری او زیاد است و گاهی ناگزیر است روزها و شبهای زیادی را بیوقفه کار کند، اما دچار افسردهگی شغلی نشده است. او به جوانان توصیه میکند که در کنار کار، روابط خود با خانواده را حفظ کرده و زمانی را نیز برای تفریح و استراحت در نظر بگیرند.
راشد میگوید: «کار من فشار زیادی دارد و گاهی حتا فرصت رخصتی هم کم پیدا میکنم؛ اما تلاش میکنم در کنار کار زمانی را برای تفریح اختصاص بدهم. چون کار همیشه هست، اما ما باید برای خود نیز وقت بگذاریم. هرقدر کارهایم بهتر پیش برود و درآمد خوبی داشته باشم، به همان اندازه خستهگی کار را کمتر احساس میکنم.»
زبیر که ۱۸ سال تجربه کاری در دفاتر خصوصی دارد، به جوانانی که تازه وارد بازار کار میشوند توصیه میکند با همکاران خود روابط خوبی برقرار کنند، برای ارتقای ظرفیت و مهارتهایشان تلاش کنند و میان کار، روابط شخصی و زندهگی خانوادهگی تعادل ایجاد کنند.
این کارمند همچنان از نهادهای دولتی و خصوصی میخواهد که برای کارمندان خود مشاوران روانی و برنامههای توسعه حرفهای در نظر بگیرند تا اگر کارمندان با مشکل یا فشار روانی روبهرو میشوند، بتوانند بهسادهگی آن را برطرف کنند. او میگوید: «فشار کاری، نوع وظیفه، میزان معاش و شرایط محیط کار همه میتواند در ایجاد افسردهگی شغلی نقش داشته باشد. اشتیاق به کار، روابط خوب با همکاران و مدیران، و ایجاد تعادل میان کار و زندهگی خانوادهگی از عواملی است که میتواند از بروز افسردهگی جلوگیری کند. در محیط کاری ما شرایط نسبتاً خوب است؛ چون کارها یکنواخت نیست، روابط میان همکاران خوب است و معاش نیز مناسب است، زیرا این یک دفتر معیاری و استاندارد است.»
در همین حال، شماری از روانپزشکان میگویند که افسردهگی شغلی میتواند با نشانههای مختلفی در میان کارمندان ظاهر شود و در صورت بیتوجهی، سلامت روان افراد را به خطر بیندازد.
نرگس تلاش، یکی از روانپزشکان، میگوید: «ناوقت رسیدن به محل کار، کاهش تمرکز، بیعلاقگی به وظیفه و خستهگی مداوم از جمله علایم افسردهگی شغلی است. یکی از بهترین راههایی که جوانان شاغل میتوانند با آن این مشکل را کنترل کنند، مدیریت درست زمان است. داشتن خواب منظم، کاهش فشار و ساعات کاری، تفریح، آرامش ذهنی، یوگا و انجام ورزشهایی که به آن علاقه دارند، میتواند به حفظ سلامت روان کمک کند.»
بانو تلاش همچنان میافزاید که کارمندان نباید زندهگی شخصی خود را فدای کار کنند: «برخی افراد وقتی مشغول کار میشوند، از خانواده و زندهگی شخصی فاصله میگیرند و همه چیز را فدای کار میکنند؛ در حالی که این موضوع میتواند سلامت روان آنان را در معرض خطر قرار دهد. بهتر است افراد در کنار کار، زمانی را نیز با خانواده سپری کنند.» به گفته او، یادگیری مهارتهای تازه مانند آموزش زبان و تقویت اعتمادبهنفس نیز میتواند به بهبود سلامت ذهنی و کاهش فشارهای روانی کارمندان کمک کند.
رضوانه رحیمی، یکی دیگر از روانپزشکان، میگوید: «اگر افرادی که دچار افسردهگی شغلی هستند مورد توجه قرار نگیرند، این وضعیت میتواند به مشکلات جدی سلامت روانی از جمله افسردهگی بالینی، اضطراب شدید و حتی افسردهگی کامل منجر شود. همچنین افزایش اشتباهات کاری، کاهش خلاقیت و ترک شغل از پیامدهای شایع این وضعیت است.»
افسردهگی شغلی (Occupational Depression)، نوعی اختلال خلقی ناشی از عاملهای مرتبط با محیط کار است و با نشانههایی مانند بیانگیزهگی مداوم، احساس بیارزشی، کاهش تمرکز، خستهگی مزمن و افت عملکرد حرفهای، همراه است.
گزارشهای گوناگون از وضعیت شغلی جوانان در افغانستان نشان میدهد که افسردهگی شغلی میان جوانان به یکی از چالشهای جدی اجتماعی تبدیل شده است؛ پدیدهای که ریشه در بیکاری، ناامنی شغلی، نبود فرصتهای رشد، فشارهای اقتصادی و ناهماهنگی میان تحصیل و بازار کار دارد.
براساس نتایج یک مطالعه جدید، چالشهای سلامت روان در میان جمعیت شاغل در سراسر جهان رو به افزایش است. این تحقیق نشان میدهد که کارکنان در مشاغل مختلف نسبت به گذشته سطوح بالاتری از استرس را تجربه میکنند، مرخصی استعلاجی بیشتری میگیرند و انتظار دارند حمایت بیشتری از سوی کارفرمایان خود دریافت کنند.
نظرسنجیهایی که توسط موسسات AXA و IPSOS در ۱۶ کشور مختلف میان افراد ۱۸ تا ۷۵ سال انجام شده است، تصویر نگرانکنندهای از وضعیت رو به وخامت سلامت روان، بهویژه در محیطهای کاری، ارایه میکند.







