همزمان با روز جهانی آموزگار، شماری از آموزگاران مکتبهای دولتی در کابل از پایینبودن معاششان شکایت دارند. آنان میگویند که کاهش معاش و افزایش هزینههای زندهگی، وضعیت معیشتی آنان را دشوار کرده و شماری از آموزگاران را به ترک وظیفه یا رویآوردن به کار دوم واداشته است. این آموزگاران میافزایند که پایینبودن معاش، فشارهای اقتصادی و روانی آنان را افزایش داده و بر تمرکزشان هنگام تدریس نیز تاثیر گذاشته است.
این آموزگاران در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که ساعتهای طولانی کار، حجم سنگین مسوولیتها و تاخیر در پرداخت معاش نیز از دیگر مشکلات آنان است. به گفته آنان، کمبود کتاب، وسایل کمکآموزشی و فرسودهبودن شماری از کتابهای درسی، روند آموزش را دشوار کرده است. آموزگاران تاکید میکنند که حضور ۶۰ تا ۷۰ دانشآموز در برخی صنفها، فرصت رسیدهگی به نیازهای درسی و ارزیابی همه دانشآموزان را محدود کرده است. آنان میگویند که بیانگیزهگی و بیعلاقهگی شماری از دانشآموزان نیز بر دشواریهای کار آنان افزوده است.
سهیلا، (مستعار) یکی از آموزگارانی که از شش سال به اینسو در یکی از مکتبهای دولتی تدریس میکند، میگوید که معاش آموزگاران با هزینههای زندهگی آنان همخوانی ندارد. او میافزاید که آموزگارانی که مسیر خانه تا مکتبشان دور است، بخشی از معاششان را برای کرایه موتر مصرف میکنند و در کنار آن، هزینههای خانه، درمان، کرایه خانه، آب و برق و سایر نیازهای روزمره را نیز میپردازند.
این آموزگار میگوید: «یکبار هم که شده، مسوولان معاش آموزگاران را با مصارف زندهگی مقایسه کنند و ببینند که یک آموزگار با این معاش چگونه میتواند هزینههای روزمره خود را پرداخت کند. آموزگاری که هر روز برای رفتوآمد کرایه موتر میدهد و در کنار آن هزینه خانه، مریضی، لباس، کرایه خانه، آب و برق و دیگر مصارف را دارد، با معاش فعلی با مشکلات زیادی روبهرو است.»
سهیلا خواهان بهبود وضعیت معیشتی آموزگاران است و میگوید که دستکم معاشهایی که پیش از این کاهش یافته است، باید دوباره به حالت قبلی برگردد. او همچنین خواهان تعیین شمار دانشآموزان در هر صنف بهصورت معیاری و فراهمکردن کتابهای درسی و مواد آموزشی برای مکتبها است.
اسرا، (مستعار) یکی دیگر از آموزگارانی که از هشت سال به اینسو سرگرم آموزش است، میگوید پایینبودن معاش، تمرکز آموزگاران در جریان تدریس را کاهش داده است. او میافزاید که فشار اقتصادی ناشی از معاش پایین، در کنار کمبود امکانات آموزشی و افزایش مسوولیتهای کاری، روند تدریس را برای آموزگاران دشوارتر کرده است. به گفته او، این وضعیت میتواند بر کیفیت آموزش دانشآموزان نیز تاثیر بگذارد.
این آموزگار زن میگوید: «وقتی وضعیت اقتصادی خوب نباشد، فشار زندهگی بیشتر میشود و آموزگار نمیتواند با تمرکز کامل به تدریس بپردازد. در کنار مشکلات اقتصادی، کمبود کتاب، وسایل کمکآموزشی و امکانات لازم نیز باعث میشود بسیاری از روشهای عملی تدریس را نتوانیم آنگونه که لازم است در صنف تطبیق کنیم.»
از دید این آموزگار زن حضور شمار زیادی از دانشآموزان در یک صنف، رسیدهگی به نیازهای متفاوت آنان و مشارکتدادن همه در فعالیتهای درسی را دشوار میکند. به گفته اسرا، فرصتهایی برای آموزش آموزگاران وجود دارد، اما برای ارتقای ظرفیت منظم و آموزش عملی روشهای نوین تدریس، زمان و برنامههای بیشتری نیاز است.
اسرا میگوید: «اگر در روز آموزگار تنها یک خواسته داشته باشم، این است که شرایط کاری ما بهتر شود و امکانات آموزشی مکاتب افزایش پیدا کند. برای آموزگاران برنامههای منظم و عملی ارتقای ظرفیت برگزار شود تا بتوانیم با روشهای جدیدتر کار کنیم. با وجود همه دشواریها، وقتی پیشرفت و موفقیت شاگردان خود را میبینم، همین موضوع باعث میشود که هنوز به کارم ادامه بدهم.»
سلیمه، (مستعار) یکی دیگر از آموزگاران، میگوید که با وجود فضای کاری آرام و همکاری میان همکاران، کاهش معاش و تاخیرهای مکرر در پرداخت آن، مشکلات اقتصادی زیادی برای آموزگاران ایجاد کرده است. او میافزاید که این تاخیرها فشار مالی و روانی بر آموزگاران وارد کرده و تامین هزینههای زندهگی را برای آنان دشوار ساخته است.
این آموزگار میگوید: «گاهی تا ۷۰ روز معاش خود را دریافت نمیکنیم و برای زمان پرداخت آن نیز برنامه مشخصی وجود ندارد. این وضعیت فشار مالی و روانی زیادی بر آموزگاران وارد کرده و زندهگی روزمره ما را با مشکل روبهرو ساخته است.»
شمس، (مستعار) یکی از آموزگاران مرد در یکی از مکتبهای دولتی، میگوید که پس از رویکارآمدن طالبان، مشکلات آموزگاران افزایش یافته و شماری از آنان به دلایل مختلف از وظیفه منفک شدهاند. او میافزاید که در برخی موارد، افراد دیگری به جای آموزگاران برکنارشده گماشته شدهاند و تاخیر در پرداخت معاش نیز مشکلات معیشتی آنان را بیشتر کرده است. به گفته شمس، پایینبودن معاش و تاخیر در پرداخت آن باعث شده است که آموزگاران حتا در تامین هزینههای روزمره و خرید قرضی از دکانها نیز با مشکل روبهرو شوند.
این آموزگار میگوید: «خواست ما این است که بدون تعصب به وضعیت آموزگاران رسیدهگی شود و معاش آنان بهموقع پرداخت شود. وقتی معاش آموزگار ماهها به تاخیر میافتد، حتا دکاندار هم دیگر به او قرض نمیدهد و میگوید اول قرض قبلیات را پرداخت کن. اگر به آموزگار رسیدهگی نشود، پیامد آن تنها متوجه معلم نیست؛ وقتی آموزگار با مشکل روبهرو باشد، یک جامعه نیز از پیامدهای آن آسیب میبیند.»
شکایت آموزگاران از پایینبودن معاش در حالی مطرح میشود که وزارت معارف طالبان در سالهای اخیر ساختار معاش آموزگاران را تغییر داده است. براساس گزارش منتشرشده از سوی روزنامه ۸صبح، معاش شماری از آموزگاران بر بنیاد سابقه کاری و بست آنان کاهش یافته و در برخی موارد بین ۸۰۰ تا یکهزار و ۳۰۰ افغانی از معاش آنان کاسته شده است.
در مقابل، گزارشهای منتشرشده درباره معاش کارمندان مدرسههای جهادی طالبان از تعیین معاشهای بالاتر برای برخی بستها در این مدارس خبر میدهد. براساس دستور هبتالله، معاش حافظ قرآن در مدارس جهادی ۲۰ هزار افغانی و معاش عالم دین در رتبه شیخالحدیث ۲۵ هزار افغانی تعیین شده بود.
این تفاوت در حالی مطرح میشود که آموزگاران مکتبهای دولتی از پایینبودن معاش، تاخیر در پرداخت آن و افزایش هزینههای زندهگی شکایت دارند و خواهان بهبود وضعیت معیشتی و شرایط کاری خود هستند.






