در گزارش امروز «از ورای دود و آتش» خواهر دردمندی را با خود داریم که برادرش را از دست داده و جریان حادثه را چنین بازگو میکند: «زمانیکه نیروهای روسی شکست را قبول کردند با آنهم حکومت کمونیستی بالای مردم ظلم روا میداشت و جنگهای شدید بین احزاب جهادی و نیروهای دولتی جریان داشت. اما بعد از مدتی خونریزی و خشونت، بالاخره نیروهای دولت کمونیستی، شکست را بعد از باداران روسیشان قبول نمودند و حکومت را برای احزاب جهادی واگذار کردند. مجاهدین زمام امور را در دست گرفتند و هنوز از حکمرانیشان مدت زیادی نگذشته بود که بهخاطر قدرتطلبی، کابل را به میدان جنگ مبدل ساختند. تقریبا تمامی شهر کابل به ویرانه تبدیل شده بود و مردم بیچاره از یک طرف شهر بهطرف دیگر آن نیاز به عبور از چندین مرز داشتند که آنهم عاری از خطر نبود. درگیریها روزبهروز به نقطه اوج خود میرسید و کسی نبود که به فریاد مردم گوش دهد. جز راکت و مرمی چیزی دیگری مونس و یار مردم نبود. در یکی از روزها برادرم که ۲۸ بهار زندگیاش را سپری نموده بود و دارای سه فرزند بود، از بخت بد در یک حادثه راکتی در اثر درگیری بین احزاب بهشهادت رسید. او فامیل ما را با دنیایی از غم تنها رها کرد. اولادهایش را هر وقت میبینم دلم داغ میشود و به عاملان شهادت او نفرین ابدی میفرستم و از خداوند میخواهم که ایشان را به جزای اعمالشان برساند. در خاتمه از دولت میخواهم که برای اولادهای شهدا کمک نماید و قاتلان را به سزای اعمال ناشایستهشان برساند.»
خواننده گان محترم :- جهت بهتر شدن این بخش ما به نظریات ، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیده ی قدر مینگریم با شریک ساختن چنین گزارشهای شما درنشانی ذیل منتظر میباشیم.
Info_afg@solidarity for justice.org.af




