در برخی خانوادهها، تصمیم درباره ازدواج دختران بیشتر از سوی دیگران اتخاذ میشود، بهجای آنکه به خود آنان فرصت انتخاب داده شود. دخترانی که هنوز در سن آموزشند یا برای آینده خود برنامه دارند، گاهی با تصمیم خانوادههایشان وارد زندهگی مشترک میشوند؛ تصمیمی که برای برخی، بهمعنای پایان آموزش و آغاز مسوولیتهایی است که برای پذیرش آن آمادهگی ندارند. ازدواجهای اجباری و زیر سن، زندهگی شماری از دختران را تحت تاثیر قرار داده است. فشار خانواده، مشکلات اقتصادی، باورهای سنتی و نگرانی از آینده میتواند دختران را در برابر تصمیم به ازدواج آسیبپذیر کند.
«از من نپرسیدند که میخواهم یا نه»
مریم دختری است که میگوید خانوادهاش زمانی درباره ازدواج او تصمیم گرفتند که هنوز برای ادامه آموزش برنامه داشت. او میگوید: «وقتی برای اولین بار گفتند قرار است ازدواج کنم، فکر کردم شوخی میکنند. من هنوز میخواستم درس بخوانم و آینده دیگری برای خودم تصور کرده بودم. اما هیچکس از من نپرسید که آیا این ازدواج را میخواهم یا نه.»
مریم میگوید که مخالفت با تصمیم خانواده برایش آسان نبوده است. به گفته او، فشار خانواده و ترس از واکنش اطرافیان باعث شد نتواند بهسادهگی مخالفتش را بیان کند.
ازدواج در سن پایین میتواند دختران را با مسوولیتهایی روبهرو کند که برای پذیرش آن آمادهگی ندارند. ترک آموزش، دورشدن از دوستان و محیط اجتماعی و وابستهگی اقتصادی از پیامدهای ازدواجهای اجباری و زیر سن است که دختران تجربه میکنند.
سارا (مستعار)، دختر دیگری، میگوید که پس از ازدواج مجبور شد درسهایش را متوقف کند. او میگوید: «بیشتر از همه برای درسخواندنم ناراحت بودم. میخواستم ادامه بدهم و یک حرفه داشته باشم، اما بعد از ازدواج شرایط زندهگی تغییر کرد. دیگر مثل گذشته وقت و فرصت درسخواندن نداشتم.»
فشار اقتصادی و تصمیم برای ازدواج
برخی خانوادهها مشکلات اقتصادی را یکی از دلایل تصمیمگیری زودهنگام درباره ازدواج دختران عنوان میکنند. در خانوادههایی که با مشکلات مالی روبهرویند، ازدواج ممکن است بهعنوان راهی برای کاهش مسوولیت اقتصادی خانواده دیده شود. بااینحال، فعالان حقوق زنان میگویند مشکلات اقتصادی نباید به بهای از دسترفتن فرصتهای آموزشی و حق انتخاب دختران تمام شود.
«نه گفتن برای بسیاری از دختران آسان نیست»
فرشته، فعال اجتماعی، میگوید که در برخی خانوادهها تصمیم ازدواج بیشتر از آنکه براساس خواست دختر باشد، تحت تاثیر تصمیم بزرگترهای خانواده ـ که غالباً مردانند ـ گرفته میشود. او میگوید: «گاهی دختر حتا نمیداند چگونه مخالفت کند. اگر بگوید نمیخواهم ازدواج کنم، ممکن است با سرزنش یا فشار خانواده روبهرو شود. به همین دلیل، رضایت واقعی دختر باید جدی گرفته شود.»
به گفته فرشته، آگاهی خانوادهها درباره پیامدهای ازدواج زیر سن و فراهمکردن فرصت آموزش برای دختران میتواند در حل این مشکل نقش داشته باشد.
آموزش؛ نخستین چیزی که از دست میرود
برای بسیاری از دخترانی که پیش از تکمیل آموزش ازدواج میکنند، ادامه آموزش و تحصیل دشوار میشود. مسوولیتهای خانوادهگی، محدودیت رفتوآمد و نبود حمایت کافی میتواند بازگشت آنان به آموزش را دشوارتر کند. لیلا، دیگر دختر جوان، میگوید: «اگر میتوانستم درس بخوانم، شاید امروز شرایط زندهگیام متفاوت میبود. چیزی که بیشتر از همه حسرتش را میخورم، فرصتهایی است که از دست دادم.»
پیامد ازدواجهای اجباری و زیر سن تنها به زمان ازدواج محدود نمیشود؛ تغییر مسیر تحصیلی، محدودشدن فرصتهای کاری و اقتصادی و کاهش استقلال فردی میتواند سالها بر زندهگی دختران اثر بگذارد. در کنار آن، دخترانی که بدون آمادهگی وارد زندهگی مشترک میشوند، ممکن است برای روبهروشدن با مسوولیتهای خانوادهگی و تصمیمگیریهای مربوط به زندهگی مشترک با دشواریهای بیشتری مواجه شوند.
ازدواج زمانی میتواند آغاز یک زندهگی مشترک باشد که طرفین با آگاهی و رضایت متقابل تصمیم گرفته باشند. برای دخترانی که هنوز به سن مناسب تصمیمگیری نرسیدهاند یا تحت فشار خانواده قرار دارند، مرز میان «رضایت» و «اجبار» میتواند بسیار باریک باشد. روایت دخترانی که تجربه ازدواج اجباری یا زودهنگام داشتهاند، نشان میدهد که این موضوع تنها درباره یک مراسم یا یک تصمیم خانوادهگی نیست؛ بلکه درباره آینده، آموزش و حق انتخاب یک انسان است.
برای کاهش این پدیده، آگاهی خانوادهها، ادامه دسترسی دختران به آموزش، حمایت از خانوادههای آسیبپذیر و ایجاد راههای امن برای کمک به دخترانی که با ازدواج اجباری روبهرویند، اهمیت دارد.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که چه زمانی خانواده برای ازدواج دختر تصمیم میگیرد؛ پرسش این است که آیا خود دختر، از اختیار تصمیمگیری درباره آیندهاش برخوردار است؟







