شماری از شهروندان کشور میگویند که طبقه متوسط در شهرهای افغانستان، بهویژه کابل، در آستانه نابودی کامل قرار دارد. به گفته آنان، کابل که پیش از تسلط طالبان به مرکز تجمع نخبهگان در عرصههای گوناگون تبدیل شده بود، دیگر شهر رویایی و مقصد انتخابی فرهنگیان، مهندسان، بازرگانان، هنرمندان و سایر اهل فن و تخصص نیست. این شهروندان تاکید میکنند که کابل و سایر کلان شهرهای کشور، در پی فروپاشی طبقه متوسط، هویت مدرن و شهری خود را نیز از دست دادهاند و به جامعهای دوقطبی بدل شدهاند. به گفته آنان، شهرها اکنون میان داراهای طالبی و نادارهای خاموش تقسیم شدهاند، در حالیکه طبقه متوسط یا به حاشیه رانده شده یا بار مهاجرت بسته و کشور را ترک کرده است. در همین حال، شماری از کارشناسان هشدار میدهند که بدون حضور طبقه متوسط، شهرهای افغانستان از درون فرومیپاشند. به باور آنان، طبقه متوسط ستون فقرات کشور است و بدون این طبقه اقتصاد، تجارت و مفاهیم و ارزشهای حقوق بشری معنا پیدا نمیکند. از نظر آنان، مشاغل ثابت و پایدار که ستون فقرات طبقه متوسط را تشکیل میدهند یا نابود شدهاند یا تحت کنترل طالبان درآمدهاند.
در نزدیک به چهار سال گذشته، هزاران تن بهدلیل نبود فرصتهای شغلی، ترس از آینده مبهم تحت حاکمیت طالبان، انتقامجویی این گروه، خاموشسازی صداهای منتقد و محرومیت زنان و دختران از حق آموزش، کار و مشارکت در سیاست و قدرت، افغانستان را ترک کردهاند.
عبید، یکی از فرهنگیان افغانستان که اکنون در یکی از کشورهای اروپایی زندهگی میکند، میگوید که مردم، بهویژه نخبهگان در عرصههای مختلف، بهدلیل ترس از انتقامجویی طالبان و زیستن در شرایط تحقیرآمیز زیر سلطه این گروه، ناگزیر به ترک کشور شدهاند. به گفته او، کابل دیگر مانند گذشته محل تجمع نخبهگان فرهنگی، هنری و تجاری نیست و بسیاری از مردم امید خود را از دست دادهاند. به گفته او، شهری که طبقه متوسط نداشته باشد، هویت مدرن و شهری خود را از دست میدهد.
این در حالی است که طالبان تمامی کافهها، رستورانها و نهادهای فرهنگیای را که محل حضور مشترک زنان و مردان بودند، تعطیل کردهاند. همچنین، زنان و خانوادهها از رفتن به این مکانها بهدلیل ممنوعیت اختلاط جنسیتی منع شدهاند. بسیاری از شهروندان نیز بهدلیل ترس از بازداشت، زندانی شدن و کاهش درآمد، از حضور در کافهها و شرکت در برنامههای فرهنگی، هنری و تخصصی خودداری میکنند. همچنان طالبان صنوف مختلف شهری را تضعیف کردند، در حال حاضر بسیاری از خرده شرکتها و نهادهای اقتصادی کوچک بهدلیل اعمال ممنوعیتهای طالبان بسته شدهاند.
حیدر، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که نزدیک به چهار سال است این شهر از حضور طبقه متوسط تهی شده است. به گفته او، طبقهای که زمانی موتور محرک اقتصاد شهر بود و با ایجاد فرصتهای شغلی، فضای پویایی برای رشد و توسعه فراهم میکرد، اکنون اعضای آن با فقر دستوپنجه نرم میکنند. او میافزاید که دیگر از آن کابل نخبهمحور که محل شکوفایی رویاها و استعدادها بود، خبری نیست. حیدر تصریح میکند که نخبهگان بسیاری یا کشور را ترک کردهاند یا اگر ماندهاند، در فقر و تنگدستی روزگار میگذرانند و در سایه ترس، خاموش و منزوی شدهاند.
در همین حال، آذرخش حافظی، آگاه مسایل اقتصادی، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید که طبقه متوسط ستون فقرات یک کشور است. او تاکید میکند که طبقه متوسط با برخورداری از قدرت خرید پایدار، موجب رونق بازار و تقویت تولید داخلی میشود و در مجموع، جریان گردش پول را در کشور تامین میکند.
این آگاه مسایل اقتصادی میافزاید که در سالهای گذشته، طبقه متوسط که از اقشار مرفه، نیمهمرفه و نیمهشهری تشکیل شده بود، بهدلیل نداشتن بنیانهای اقتصادی محکم، از قدرت کافی برخوردار نبود. بهدنبال سقوط حکومت پیشین، بسیاری از اعضای این طبقه منبع درآمد خود را از دست دادند، به جمعیت فقیران پیوستند یا ناچار به مهاجرت شدند.
آقای حافظی میگوید: «بدون طبقه متوسط، مفاهیمی چون حقوق شهروندی معنا پیدا نمیکند، اقتصاد رونق نمیگیرد و مردمسالاری و دموکراسی رشد نمیکنند.» او تاکید میکند که در حال حاضر افغانستان از وجود طبقه متوسط محروم است؛ یا با اقشار بسیار فقیر مواجه است، یا با ثروتمندانی بسیار متمول (مولتیمیلیاردر)، که این وضعیت شکاف طبقاتی را در سالهای اخیر بهشدت افزایش داده است.
این در حالی است که بانک جهانی و برنامه توسعه سازمان ملل متحد، در گزارشهای مختلف از فروپاشی طبقه متوسط خبر دادهاند. هردو نهاد تاکید کردند که پس از سقوط دولت پیشین، طبقه متوسط بهشدت آسیب دیده و بسیاری از اعضای آن به فقر سقوط کردهاند یا مهاجرت کردهاند. هر دو نهاد به خروج گسترده متخصصان، فرهنگیان، کارمندان دولتی، معلمان و پزشکان از کشور اشاره کردهاند؛ افرادی که پیشتر بدنه طبقه متوسط را تشکیل میدادند.
بانک جهانی هشدار داده که اقتصاد افغانستان به سمت اقتصاد معیشتی، غیررسمی و روزمزدی پیش میرود؛ ویژهگیای که اجازه بازسازی طبقه متوسط را نمیدهد. مشاغل ثابت و پایدار که ستون فقرات طبقه متوسط را تشکیل میدهند یا نابود شدهاند یا زیر سلطه سیاسی طالبان قرار گرفتهاند.
برنامه توسعهای سازمان ملل متحد (UNDP) در گزارشی اعلام کرده است که ۸۲ درصد جمعیت افغانستان یا زیر خط فقر زندهگی میکنند یا در معرض خطر فقر قرار دارند و طبقه متوسط این کشور تقریباً از میان رفته است.
همچنان گروه بینالمللی بحران (International Crisis Group) در گزارشی در سال ۲۰۲۲ نوشته است که طبقه متوسط افغانستان بهشدت آسیب دیده و بیشتر اعضای آن یا کشور را ترک کردهاند یا در داخل با فقر گرفتار شدهاند.
پیش از این، بانک جهانی گزارش داده بود که پس از سال ۲۰۰۱ و همزمان با افزایش کمکهای بینالمللی، سرمایهگذاری در بخش آموزش، توسعه زیرساختهای شهری و گسترش مشاغل خدماتی، طبقهای نوپا از اقشار متوسط در کابل و شماری از کلانشهرهای افغانستان شکل گرفته بود. به گفته این نهاد، این طبقه در فرآیند تحول اجتماعی و فرهنگی کشور نقش محوری داشته و در زمینههایی چون ترویج سواد، حمایت از حقوق زنان، مصرف کالاهای فرهنگی و مطالبهگری برای مشارکت سیاسی، سهم قابلتوجهی ایفا کرده است.






