شکار پرندهگان کمیاب افغانستان توسط شکارچیان عرب، نگرانیهای گستردهای را درباره نابودی حیاتوحش و گونههای نادر برانگیخته است. گروهی از عربها در چند روز گذشته در ولایتهای قندهار و زابل دیده شدهاند. این شکارچیان عربزبان در صفحههای اجتماعی خود، از جمله اسنپچت، ویدیوهای سفرشان به افغانستان را منتشر کرده و تصاویر پرندهگانی را که شکار کردهاند نیز به نمایش گذاشتهاند. سفر و شکار آنان با اجازه رسمی و به دعوت طالبان انجام شده است. این در حالی است که طالبان خواهان شرکت در اجلاس سالانه «کاب» از سوی سازمان ملل است، اما هیچ اقدام موثری برای حفاظت از محیط زیست و حیاتوحش کشور انجام نداده و شکار بیرحمانه پرندهگان کمیاب نیز به دعوت همین گروه صورت میگیرد.
شماری از شکارچیان عربزبان در چند روز گذشته، در سفرشان به افغانستان تصاویر و ویدیوهایی از جریان سفر خود به مناطق جنوبی کشور منتشر کردهاند. آنان پرندهگانی را که شکار کردهاند نیز به نمایش گذاشته و عکسهایی از چندین نوع پرنده را در اسنپچت خود نشر کردهاند. همچنین بخشهایی از هرات و سفرشان به سمت مناطق مرزی را به تصویر کشیده و حتا عکسهایی را که همراه با پرندهگان در داخل هواپیما گرفتهاند نیز منتشر کردهاند.
در همین حال، منابع محلی در جنوب افغانستان میگویند گروهی از شکارچیان عرب با نامه رسمی طالبان، در روزهای اخیر در دشتها و کوههای ولایتهای قندهار و زابل به شکار پرندهگان وحشی پرداختهاند. به گفته منابع، شمار این شکارچیان به ۱۰ تن میرسد و آنان با چندین موتر در ولسوالیهای دامان، ارغستان و میوند در قندهار، و نیز ولسوالی شهرصفا در زابل دیده شدهاند. منابع تایید میکنند که این شکارچیان عرب جواز شکار از اداره حفاظت محیط زیست و برگه رسمی گردشگری وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان را با خود داشتهاند.
منابع ادعا میکنند که این شکارچیان تنها جگر پرندهگان شکارشده را با خود میبرند و باقی گوشت را در طبیعت رها میکنند. همچنین در تصویری که این گروه از شکارچیان در شبکههای اجتماعی نشر کردهاند، دیده میشود که چندین پرنده را شکار کرده و جگر آنها را در ظرفی جداگانه جمعآوری کردهاند.
وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان در سال ۱۴۰۱ اعلام کرده بود که با گردشگران خارجی قراردادهایی به ارزش ۴۲ میلیون دالر برای شکار پرندهگان امضا کرده است. حیات مهاجر فراهی، معین پیشین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، در آن زمان گفته بود: «قراردادهای نزدیک به ۴۲ میلیون دالر امضا شده است و در همه آنها اقدامات قانونی رعایت شده است؛ شکار هر گونه پرنده مجاز نیست.» خبرگزاری باختر، زیر کنترل طالبان، نیز در همان زمان گزارش داده بود که این قراردادهای میلیون دالری با گردشگران خارجی، بهویژه عربها، امکان شکار قانونی برخی پرندهها را فراهم میکنند.
براساس گزارشها، مقامهای ارشد طالبان بهطور رسمی به گردشگران خارجی-که بیشتر آنها شیوخ و اعضای خاندانهای سلطنتی قطر هستند- اجازه شکار پرندههای کمیاب در افغانستان داده است. در آن زمان اعلام شده بود که طبق این قراردادها، شکارچیان تنها مجاز به شکار پرندهای کمیاب به نام هوبره یا طوقدار هستند؛ پرندهای که هر سال از آسیای میانه مهاجرت کرده و برای یافتن آب و هوا و محل تولید مثل به مناطق غرب و جنوب آسیا میآید. گفته میشود که گوشت این پرنده نزد شیوخ عرب بهعنوان داروی تقویت قوای جنسی ارزشمند است.
همچنین پرندهگان شکاری مانند باز، شاهین و غاز نیز جزو پرندههای مورد علاقه آنها محسوب میشوند. هر سال شکارچیان عرب به ولایتهای فراه، هرات، نیمروز و هلمند سفر میکنند تا پرندههای کمیاب را بهطور غیرقانونی شکار کنند.
در همین حال، کاظم همایون، آگاه محیطزیست، به روزنامه ۸صبح میگوید که شکارچیان عرب از زمان حکومت پیشین نیز بدون مجوز و به دعوت برخی مقامهای محلی به هرات، قندهار، هلمند، زابل، نیمروز، فراه و همچنین بدخشان و تخار میآمدند. او تاکید میکند که پرنده «هوبَره» یا دغدغ، که هدف شکار آنان است، در فهرست سرخ (IUCN) در رده «در معرض خطر جدی انقراض» قرار دارد و شکار آن در جهان ممنوع یا بسیار محدود است. به گفته همایون، عربها با بازهای شکاری تربیتشده، مانند شاهین بحری، هوبره را شکار میکنند و این کار برای آنان در واقع تفریحی سنتی و نمادی از جایگاه اجتماعی است. او میافزاید که گروهی از شکارچیانی که اینبار وارد افغانستان شده بودند، با مجوز اداره ملی حفاظت از محیطزیست زیر کنترل طالبان شکار کردهاند؛ مجوزی که گفته میشود بخشی از قراردادهای مالی چندمیلیوندالری است.
این آگاه محیطزیست میافزاید که افغانستان عضو کنوانسیونهای CMS و CITES است و هوبره در ضمیمه I کنوانسیون CITES تحت حفاظت کامل قرار دارد؛ بنابراین شکار و تجارت آن ممنوع است. همایون هشدار میدهد که در صورت اطلاع نهادهای بینالمللی مانند CMS یا IUCN، احتمال وضع تحریمها و فشارهای بیشتر علیه نهادهای تحت کنترل طالبان وجود دارد. به گفته او، باورهایی دربارهی استفادهی دارویی یا جنسی از گوشت هوبره مطرح است، اما شواهد کافی در این زمینه وجود ندارد و انگیزه اصلی عربها همان شکار با شاهین است. براساس گزارشهای IUCN، جمعیت جهانی هوبره طی دو دهه اخیر بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است.
آقای همایون میگوید که هوبره پرندهای مهاجر است و در بهار از شمال آسیا (مغولستان و قزاقستان) به جنوب افغانستان – بهویژه قندهار، زابل و هلمند – میآید و در خزان و زمستان به شمال یا مناطق گرمتر بازمیگردد. او میافزاید که عربها معمولاً در همین فصلها با هواپیماهای شخصی، اغلب بدون مجوزهای کامل، وارد افغانستان میشوند و با موترهای لوکس و تجهیزات پیشرفته هزاران قطعه از این پرنده را شکار میکنند؛ اقدامی که هم به اکوسیستم بیابانی آسیب میزند و هم قاچاق شاهینهای نادر را تشدید میکند.
این در حالی است که افغانستان در سال ۱۹۸۶ به کنوانسیون تجارت بینالمللی گونههای در معرض خطر (CITES) پیوسته است. هدف این کنوانسیون جلوگیری از شکار، تجارت و قاچاق گونههای نادر است. گونههای مشمول این کنوانسیون شامل هوبره، باز، شاهین، یوز پلنگ آسیایی، پلنگ برفی، گرگ و دهها پرنده مهاجر میشود.
افغانستان همچنین عضو رسمی کنوانسیون حفاظت از گونههای مهاجر (CMS / Bonn Convention) است که بر حفاظت حدود ۳۰ گونه پرنده مهاجر که از قلمرو افغانستان عبور میکنند تاکید دارد. از سوی دیگر، افغانستان به کنوانسیون تنوع زیستی (CBD / Rio Convention) نیز پیوسته است؛ کنوانسیونی که این کشور را موظف به تهیه «راپور ملی تنوع زیستی»، ایجاد مناطق حفاظتشده و جلوگیری از انقراض گونهها میکند.
اداره ملی حفاظت محیطزیست افغانستان زیر کنترل طالبان (NEPA) با ابراز نگرانی عمیق اعلام کرده که «با وجود اینکه افغانستان یکی از آسیبپذیرترین کشورها در برابر تغییرات اقلیمی است، متاسفانه دعوتنامه رسمی» برای شرکت در COP30 دریافت نکرده است. این در حالی است که سال گذشته طالبان هیاتی را به COP29 فرستاد، اما نه بهعنوان یک طرف مشارکتکننده در مذاکرات، بلکه بهعنوان «میهمان» کشور میزبان، آذربایجان.
نشست تغییر اقلیم سازمان ملل متحد (COP30) از ۱۰ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ در شهر بلم، برازیل برگزار شده و شرکتکنندهگان در آن درباره اقداماتی مانند محدود کردن افزایش دمای جهانی به ۱.۵ درجه سانتیگراد، کمک به جوامع آسیبپذیر برای سازگاری با اثرات تغییرات اقلیمی و رسیدن به سطح انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ گفتوگو میکنند. در کنار آنان، رهبران بخش خصوصی، جوانان، دانشمندان اقلیم و نهادهای جامعه مدنی نیز دیدگاههای خود را به اشتراک میگذارند تا اقدامهای اقلیمی جهانی، جمعی و فراگیر بیشتر تقویت شود.







