آنیسور رحمان
منبع
مترجم: ماندانا حیدریان هرمانسون
پس از سقوط تکاندهنده شیخ حسینه، بنگلهدیش وارد دوره جدیدی با یک دولت غیرحزبی به ریاست تاجر مورد حمایت امریکا و برنده جایزه نوبل، بانکدار محمد یونس شد. رژیمِ حسینه در قیامی گسترده به رهبری دانشجویان سقوط کرد. پس از پایان حکومت او، کشور شاهد تخریب گسترده مجسمهها، اکادمیها، موزیمها و کتابخانهها بود. این ویرانی شامل تخریب مجسمههای بانگابندو شیخ مجیبالرحمان، رییسجمهور پیشین و بنیانگذار بنگلهدیش، رابیندرانات تاگور، برنده جایزه نوبل و شاعر بنگالی، شیلپاچاریا زینالعابدین، هنرمند پیشگام، رقیه بیگم، نویسندهی فمینیستِ پیشگام و قهرمانان جنگ آزادیبخش این کشور در سال ۱۹۷۱ میشود. معترضان پس از سرنگونی دولت بانکها، باغوحشها، مغازهها و خانهها را غارت کردند.


مجرمان همچنین به بسیاری از دختران و زنان تجاوز کردند. آنها با سوزاندن هتلها باعث کشته شدن بسیاری از جمله خارجیها شدند. معابد هندوها را تخریب کردند و بسیاری از خانوادههای اقلیتهای قومی، به ویژه هندوها را کشتند و از خانه بیرون کردند. خانوادههای مسلمان سکولار نیز مورد حمله قرار گرفتند. صدها کودک، زن و مرد کشته شدند. استودیوهای موسیقی، تئاترها، آثار هنری و آلات موسیقی را به آتش کشیدند. مزارها (زیارتگاهها) را مانند آنچه داعش در عراق و سوریه انجام داد، ویران کردند. علاوه بر این، آنها حتی مرکز فرهنگی بینالمللی اندرا گاندی و آکادمی ملی کودکان را نیز تخریب کردند.

آنها وسایل نقلیه، مدارس و بیمارستانها را نابود کردند. علاوه بر انجام دادن تمام این کارها، آنها زندانها را نیز تخریب کردند و به فرار بسیاری از زندانیان کمک کردند. آنها چی کسانی هستند؟ آیا آنان مانند متعصبان اسلامگرا حامل میراث طالبان، داعش یا القاعده هستند؟ آنچه در این کشور سکولار با اکثریت مسلمان رخ میدهد، نگرانکننده است. آیا مانند حوادثی نیست که در دهه ۲۰۱۰ در افغانستان، لیبی، عراق و سوریه رخ داد؟ آنچه امروز در بنگلهدیش شاهدش هستیم، به سختی با کلمات قابل توصیف است. علیرغم ظهور بنگلهدیش به عنوان کشور سکولار، مترقی و سوسیالیست از طریق جنگ آزادیبخش در سال ۱۹۷۱ به رهبری بانگابندو شیخ مجیب الرحمان، اصول اساسی کشور توسط رژیمهای متوالی، اعم از نظامی و غیرنظامی، طی پنج دهه گذشته فرسوده شده است.
رژیم شیخ حسینه پیشرفت قابل توجهی داشت، اما همچنین به دلیل ناتوانی در کنترل فساد و «اقتدارگرا بودن» مورد انتقاد قرار داشت. او تلاش کرد سکولاریسم را با نیروهای اسلامگرا در کشوری که ۹۱ درصد از جمعیت ۱۷۰ میلیونی آن مسلمان هستند، در تعادل نگه دارد. براساس تجزیه و تحلیل مرکز تحقیقاتی پیو مستقر در واشنگتن در این زمینه، بیش از ۸۰ درصد از جمعیت مسلمانان مایل به اجرای قوانین شریعت در بنگلهدیش هستند؛ مانند آنچه در افغانستان، مراکش، نیجر، پاکستان و عراق میگذرد.



حسینه با آگاهی از این موضوع، به جای یافتن راههایی دیگر برای مهار تعصب فزاینده، مصالحه با گروههای اسلامگرا را برای حفظ کنترل و اداره کشور با نظام سرمایهداری لیبرال و نیمه مترقی، در اولویت قرار داد. علیرغم تصویر سکولارِ حزب او، اتحادیه عوامی، رهبری بسیاری از خواستههای گروههای اسلامگرا را که با بیانیه حزب و اصول اولین قانون اساسی کشور در تضاد بود، پذیرفت. در دهه ۱۹۸۰ یک حاکم نظامی، اسلام را بدون توجه به قانون اساسی کشور که در سال ۱۹۷۲ بر چهار اصل دموکراسی، سوسیالیسم، ملیت و سکولاریسم بنا شده بود، به عنوان دین تحمیل کرد. سکولاریسم و سوسیالیسم این کشور در اواخر دهه ۱۹۷۰ پس از ترور رهبران بنیانگذار آن رو به وخامت نهاد و بنگلهدیش هنوز به طور کامل بهبود نیافته است.
اکنون شرایط از لحاظ فرهنگ سکولار و مترقی به بدترین نقطه خود رسیده است. پس از سقوط دولت شیخ حسینه، خانوادههای هندو در حدود ۳۰ منطقه از ۶۴ منطقه مورد حمله قرار گرفتند. بسیاری در تلاش هستند تا فرار کنند. خارجیها و دیپلماتها در حال ترک پستهای خود هستند. در میانه این کوتهفکری، کنترل از دست مقامات خارج شده است. در برخی موارد، سربازان صرفاً به عنوان تماشاچی و کارمندان نظامی حتا در حال تخریب مجسمه بنیانگذار کشور دیده شدهاند.




بلافاصله پس از سقوط رژیم شیخ حسینه، فرمانده ارتش با رهبران حزب ممنوعه اسلامگرای جماعت اسلامی و احزاب دیگر دیدار کرد. محمد یونس، رهبر دولت غیرحزبی و تحت حمایت ارتش بنگلهدیش هم با گروههای اسلامگرا و ملیگرا در بنگلهدیش و هم با کشورهای غربی رابطه دوستانهای داشته است. با این حال، با گروه سیاسی حامی انقلاب ۱۹۷۱ ارتباط دوستانهای نداشته است. بسیاری او را متهم به خونخواری میکنند؛ بانکداری مورد علاقه غرب و مدافع خصوصیسازی که فقرا را استثمار میکند. این در نهایت میتواند مانع بازگشت کشور به ریشههای خود به عنوان یک دولت مرفه با فرهنگ سکولار و دموکراسی شود. شرایط کنونی نشان میدهد که رژیم «اسلامگرا» و مورد حمایت نظامیانِ یونس میتواند نسخهای باشد از حکومت حامد کرزی در افغانستان. اگر این حدس و گمان نادرست از آب درآید، مایه آرامش خاطر همهگان خواهد شد.


منبع عکسها: upplittmagasin






