مقدمه
جهان در آشوب است. نزاع بر سر جناحبندی و قطببندیهای استراتژیک کماکان جریان دارد. جنگهای مسلحانه و جنگهای اقتصادی، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، و تمامیتخواهی در تمام نقاط جهان از آسیا گرفته تا اروپا و امریکا بهوضوح قابل دید است و جریان دارد. نظم نوینی که بعد از جنگ سرد میان دولتهای جهان به میان آمد، فرسوده شده و کاراییاش را عملاً از دست داده است.
جهان با ابزارهای فشار و رفتن تا مرز جنگهای رویاروی و جبههای و راهاندازی جنگهای نیابتی در صدد تعریف جدیدی از جهان نو و شکلگیری نظم دیگر جهانی است. تجربه تاریخی جهان نشان میدهد که این آشوبها و جنگها، نزاعها و تنشهای دیپلماتیک، تحریمهای گسترده جهانی علیه یکدیگر و سایر خصومتها روزی پایان خواهد یافت. زیرا در حالی که جنگ و نزاع جریان دارد، فرهنگ گفتوگو و دیپلماسی فعال نیز کارش را انجام میدهد. هرچند رفتن بهسوی این نظم و قطببندیهای جدید جهانی با هزینههای بسیار کلان مالی و جانی همراه خواهد بود.
در این میان، افغانستان نیز تحت تاثیر این تنشها و تغییرات استراتژیک جهانی قرار گرفته است. توجه نکردن و نپرداختن به این مسایل جهانی و عدم تعریف واضح از جایگاه افغانستان در میان کشورهای همسایه، منطقه و جهان در درازمدت افغانستان را با چالشهای کلان دولتسازی و انزوای دوامدار منطقهای و جهانی مواجه خواهد ساخت.
کارشناسان، متخصصان و فعالان عرصه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، بینالمللی و امنیتی، چه در داخل و چه در خارج کشور، باید متحدانه تلاش ورزند تا جایگاه افغانستان پساطالبان را در این تحولات و پس از ختم تنشهای جاری، با رویکرد ایجاد نظام دموکراتیک – سکولار، حقوق بشری و حقوق زنان، عدالتمحور و شهروندی و تعامل سازنده با جامعه جهانی و کشورهای منطقه، بهدور از دشمنتراشیها، تثبیت و حفظ کنند.
دو کنفرانس و دو دیدگاه در شهر ویانا
شهر ویانا، پایتخت کشور اتریش، به تاریخ ۱۹-۱۸ فبروری میزبان پنجمین دور کنفرانس تحت عنوان «روند ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک» بود. در این کنفرانس، نقشه راه برای آینده افغانستان دموکراتیک پساطالبان از سوی موسسان و اشتراککنندهگان تدوین و تصویب شد.
اصول اساسی و اهداف عمدهای که در نقشه راه روند ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک نگاشته شده است، به شرح زیر است:
اصول روند ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک:
۱. حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و وحدت ملی افغانستان
۲. ایجاد یک نظم مبتنی بر قانون اساسی و انتخابات
۳. ایجاد و تامین امنیت انسانی، توسعه پایدار و ثبات سرتاسری
۴. تامین عدالت و دوری از تبعیض، خشونت و افراطگرایی
۵. ترویج فرهنگ همدیگرپذیری، بهدور از گرایشات قومی، زبانی، مذهبی، جنسیتی و سیاسی
اهداف روند ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک:
۱. تقویت و گسترش هماهنگی و انسجام میان نیروهای مخالف طالبان
۲. تقویت زمینهها برای تامین عدالت اجتماعی و لغو هرگونه تبعیض ساختاری و سیستماتیک، و استبداد در کشور
۳. زمینهسازی برای بحث در مورد قانون اساسی، از جمله نوعیت نظام سیاسی آینده
۴. بسیج عمومی گروههای مخالف و مقاومت ضدطالبان در داخل و خارج کشور
۵. احیای جایگاه شایسته افغانستان در جامعه بینالمللی
۶. پاکسازی کشور از وجود گروههای تروریستی، افراطگرایی و مراکز آموزشی آنها
۷. پایانبخشی به فرهنگ معافیت قضایی و انفاذ قانون بهصورت یکسان و یکدست.
اما بهتاریخ ۲۸-۲۷ فبروری ۲۰۲۵، مجمع فدرالخواهان و فدراسیون جهانی صلح در شهر ویانا کنفرانسی را تحت عنوان «فدرالیسم بهعنوان راهی بهسوی عدالت اجتماعی، صلح و ثبات در افغانستان» برگزار کردند.
در این کنفرانس، از مسوده و پیشنویس قانون اساسی فدرال برای افغانستان نیز رونمایی شد.
این دو روند و سایر احزاب و جریانهای سیاسی دیگر با همین اصول و اهداف مشابه برای افغانستان دموکراتیک میجنگند و مبارزه میکنند. برنامههای منظم تدوین شده است و همه راه حل بحران افغانستان را داشتن نظام مشروع، قانونمند، همهشمول و پاسخگو میدانند.
اما آنچه قابل توجه است، نشست مجمع فدرالخواهان افغانستان میباشد. نزدیک به نیم قرن است که برخی از جریانها و احزاب سیاسی مترقی، پیشرو، دموکرات و سکولار از ایجاد نظام غیرمتمرکز در افغانستان سخن میگویند و در برنامههای سیاسی و حزبیشان نظام سیاسی کشور را غیرمتمرکز پیشنهاد میکنند. آنها از جغرافیا و باشندهگان افغانستان درک واقعی و شناخت دقیق دارند. تنوع دینی، مذهبی، قومی و زبانی، و چندفرهنگی بودن افغانستان باعث میشود تا برای حفظ این تنوع و تامین عدالت، نظام سیاسی غیرمتمرکز از سوی شهروندان پذیرفته شود.
تمرکز بیش از حد قدرت، توأم با دیدگاه اسلام سیاسی، سبب شد که دموگرافی و بافتهای اجتماعی سنتی افغانستان، با بیرون شدن شهروندان مسیحی، یهودی و بخشی از هندوباوران و سیکها از کشور، به هم بخورد و از این قشرهای آسیبپذیر جامعه قربانیهای بیشمار بگیرد. تبعید، ترک وطن آبایی و مادری، قتل، تاراج اموال منازل، غصب جایدادها و ممنوعیت اجرای مراسم دینی از رخدادهای تلخی بود که برای آنها اتفاق افتاد. افغانستان کشور چندقومی با تنوع زبانی، فرهنگی و مذهبی است. تجربه حکومتهای متمرکز در دهههای گذشته نشان داده است که این مدل نتوانسته مشکلات بنیادین کشور، مانند بیثباتی سیاسی، نارضایتی اقوام، تمرکز بیش از حد قدرت و فساد اداری را حل کند. در پرنسیپ، یکی از گزینههای جایگزین برای مدیریت بهتر کشور، نظام فدرالی است که میتواند با تقسیم قدرت، مشارکت عادلانه اقوام و تمام شهروندان را در مناطق مختلف تضمین کند.
اصول و مبانی نظام فدرالی
نظام فدرالی براساس اصول زیر طراحی میشود:
- حفظ تمامیت ارضی کشور: فدرالیسم به معنای تجزیه کشور نیست، بلکه تقسیم قدرت در چارچوب یک دولت واحد است.
- تمرکززدایی از قدرت: اختیارات اجرایی، اقتصادی و امنیتی بین حکومت مرکزی و دولتهای محلی تقسیم میشود.
- حفظ وحدت ملی و حقوق همه اقوام: هر ولایت یا منطقه فدرال بهطور مساوی از منابع ملی بهرهمند میشود و مشارکت عادلانه در تصمیمگیریها خواهد داشت.
- پایبندی به ارزشهای انسانی و قانون اساسی: چارچوب نظام فدرالی باید در راستای ارزشهای انسانی و شهروندی، و منافع ملی باشد.
- تقسیم منابع اقتصادی بهصورت عادلانه: هر منطقه باید سهم خود را از منابع طبیعی و اقتصادی دریافت کند و حق مدیریت داخلی خود را داشته باشد.
مزایای نظام فدرالی
- مشارکت عادلانه اقوام و گروهها در حکومت: اقوام مختلف، بهجای تمرکز قدرت در پایتخت، در مناطق خود قدرت اجرایی خواهند داشت.
- تمرکززدایی از ادارات و کاهش فساد: با انتقال اختیارات از مرکز به ولایتها، روند اداری شفافتر شده و فساد کاهش مییابد.
- رشد اقتصادی منطقهای و توزیع عادلانه منابع: هر ایالت منابع خود را مدیریت کرده و سهم عادلانهای از درامدهای ملی خواهد داشت.
- حل اختلافات قومی و زبانی: هر منطقه میتواند زبان محلی و مادری خود را در کنار زبانهای رسمی کشور خود حفظ کند.
- افزایش امنیت و ثبات: هر ایالت میتواند در تامین امنیت داخلی خود نقش فعالتری ایفا کند.
تقسیمات سنتی و جغرافیایی افغانستان
در افغانستان، علاوه بر تقسیمات نظامی و اداری رسمی در زمان جمهوریت، یک تقسیمبندی سنتی و جغرافیایی – فرهنگی نیز وجود دارد که براساس قومیت، زبان، فرهنگ و موقعیت جغرافیایی شکل گرفته است. این تقسیمبندی سنتی و تاریخی از گذشته تا کنون در بین مردم رایج بوده و مناطق کشور را به چند بخش بزرگ تقسیم میکند. این تقسیمات هنوز هم در گفتار روزمره مردم با استفاده از کلمات «لوی» و «زون» جاری است که تاثیر زیادی بر حفظ هویت، سیاست و اقتصاد مردم دارد. چندین ولایت با اشتراکات فرهنگی، زبانی و قومی در این «لویها» و «زونها» موقعیت دارند. بهگونه مثال: لوی کندهار، لوی پکتیا، لوی ننگرهار، مناطق مرکزی (هزارهجات)، شمال (ترکستان)، شمالشرق، هرات باستان و جنوبغرب.
در زمان جمهوریت (۲۰۲۱-۲۰۰۱) افغانستان به ۸ زون نظامی و امنیتی تقسیم شده بود که هر زون شامل چند ولایت و تحت فرماندهی یک قولاردو قرار داشت:
زون مرکز (کابل) – قولاردوی ۱۱۱
زون شرق – قولاردوی ۲۰۱ سیلاب
زون جنوبشرق – قولاردوی ۲۰۳ تندر
زون جنوب – قولاردوی ۲۰۵ اتل
زون جنوبغرب – قولاردوی ۲۱۵ میوند
زون غرب – قولاردوی ۲۰۷ ظفر
زون شمال – قولاردوی ۲۰۹ شاهین
و زون شمالشرق – قولاردوی ۲۱۷ پامیر.
برای گذار از تقسیمات جغرافیایی سنتی به نظام فدرالی دموکراتیک، اگر بهجای «لوی» کلمه «ایالت» را استفاده کنیم، ایالت کندهار، ایالت پکتیا، ایالت ننگرهار، ایالت مرکزی (هزارهجات)، ایالت شمال (ترکستان)، ایالت شمالشرق، ایالت هرات و ایالت جنوبغرب میشود. قوانین و ساختارهای محلی هر ایالت در همسویی و هماهنگی با دولت مرکزی خواهد بود.
تجربه نشان داده که سقوط دولتها و نظامهای سیاسی در افغانستان بهدلیل عدم قانونمند بودن و قانونمند شدن این «لویها» و خودمختاریهای فراقانونی و بیش از حد آنها در ساحات تحت نفوذ و کنترلشان بوده است.
عوامل موفقیت گذار به فدرالیسم
برای اینکه از ساختارهای غیررسمی فدرالی «زونها» و «لویها» به فدرال دموکراتیک -سکولار و قانونمند گذار موفقانه صورت گیرد، باید عواملی چون فعال بودن مردم و جنبشهای اجتماعی در میدان و رسانهها، توافق سیاسی بین نخبهگان و گروههای اجتماعی، ایجاد نهادهای دموکراتیک – سکولار با رویکرد مبتنی بر تساوی حقوق زن و مرد و سازوکارهای شفاف تقسیم قدرت، حمایت عمومی و مشارکت مردم در فرایند تصمیمگیری، یکپارچهگی اقتصادی میان مناطق مختلف برای جلوگیری از نابرابریهای شدید، تضمین حقوق شهروندی گروههای مختلف برای جلوگیری از تنشهای داخلی و انتخاب سیستم انتخاباتی شفاف و پاسخگو، که در قانون اساسی کشور نیز پیشبینی میشود، را در نظر گرفت.
پیشنهادات
- نظام فدرالی در افغانستان را باید فدرالیستها نهادینه بسازند. فدرالیستها، سکولار، عدالتخواه، قانونپذیر و متعهد به حقوق اساسی شهروندانند. تحقق و رسیدن به نظام فدرالی در افغانستان نیازمند حضور فعال رهبران و شهروندان آگاه، خردمند و قانونپذیر میباشد. این گروه باید اولاً خود کرامت انسانی، حقوق اساسی شهروندان و تنوع قومی، دینی، مذهبی، فرهنگی و زبانی، و اعتدال و برابری را در افغانستان بهرسمیت بشناسند و از هر نوع کجبحثی و انحراف از مسیر و اصول اساسی فدرالخواهی که سبب ترویج تبعیض، تعصب، خشونت، قانونگریزی، قانونشکنی و تجزیهطلبی میشود، اجتناب کنند.
- بهجای عقدهگشایی، برتریطلبی و استفاده ابزاری از نظام فدرالیسم علیه دیگران بهدلیل انتقامگیری و هتک حرمت، روایت قانونمند شدن «زونها» و «لویها» مطرح شود. گذار از ساختارهای «زونها» و «لویها» به ساختارهای قانونمند ایالتی و فدرالی یک امر مطلوب و بهجا برای همه شهروندان افغانستان خواهد بود.
- مجمع فدرالخواهان افغانستان باید خواهان تحقق عدالت انتقالی در افغانستان باشند. تامین عدالت و رسیدهگی به مطالبات همه قربانیان جنگ بهشمول شهروندان اصیل این سرزمین چون هندوباوران، سیکها، یهودیها و عیسویهایی که در تبعید و خارج از افغانستان زندهگی میکنند و بهدلیل اسلام سیاسی و افراطیت دینی ترک وطن کردهاند.
- روند ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک و مجمع فدرالخواهان، اعتقاد به گفتوگو، تقویت و گسترش هماهنگی و انسجام با سایر جریانهای فعال سیاسی دارند. این دو روند باید برای گذار از ساختار سنتی و غیررسمی فدرالی در افغانستان به یک ساختار فدرال قانونمند، عدالتمحور، دموکراتیک و سکولار گفتوگو کنند. پیششرط این گفتوگوها، پذیرفتن واقعیت تقسیمات جغرافیای سنتی افغانستان و آنچه مردم خود را به آن منصوب میدانند، میباشد.
- روند ویانا برای افغانستان دموکراتیک و مجمع فدرالخواهان افغانستان باید ابتکار عمل را به دست گرفته و روی برگزاری یک نشست مشترک برای آغاز گفتوگو در مورد ساختار نظام سیاسی دموکراتیک – سکولار افغانستان پساطالبان به نتیجه برسند.
- مسوولیت و وظیفه تمام شهروندان، شخصیتهای مستقل، جریانهای سیاسی، نهادهای مدنی و رسانههای فعال است تا به افغانستان دموکراتیک و سکولار پساطالبان با دقت و جدیت تمام برخورد کنند و راهحلهای واقعبینانه را با توجه به شرایط منطقهای و جهانی برای مردم افغانستان پیشکش کنند.






