در روزهای نخست قدرتگیری طالبان در افغانستان، برخی از کشورهای منطقه شوق زیادی برای این تحول جدید نشان دادند و تصور میکردند که درخت حمایتشان از طالبان به بار نشسته است. آنها معتقد بودند که با خروج نیروهای ناتو از افغانستان و سقوط دولت قانونی و مشروع این کشور، به اهداف استراتژیک خود دست یافتهاند. برخی مقامات منطقهای این گروه را جنبش اصیل برای منطقه خواندند و دیگری از تظاهر به روابط دوستانه با طالبان در هوتل سرینا کابل ابایی نداشتند. برخی دیگر در فعالسازی سفارتخانههای خود در کابل تحت کنترل طالبان و پذیرش نمایندهگان این گروه در نمایندهگیهای سیاسی و کنسولی افغانستان، رقابت میکردند. اما با گذشت هر روز، این شوق اولیه به تدریج به یأس و ناامیدی تبدیل شد؛ زیرا کشورها مجبور شدند هزینههای سنگینی بابت تهدیدات امنیتی ناشی از حضور و فعالیت گروههای تروریستی که تحت چتر طالبان قرار داشتند، بپردازند.
افزایش توانمندی و فعالیت گروههای تروریستی از مبدا افغانستان، کشورهای منطقه را وادار کرد تا به جستوجوی راههایی برای مقابله با تروریسم و پیامدهای آن، از جمله گسترش مهاجرتهای غیرقانونی و قاچاق مواد مخدر بپردازند. یکی از این راهکارها، رو آوردن به حصارکشی در مرزهای افغانستان با کشورهای همسایه است. در این نوشته، سعی میشود به این سوال اساسی پاسخ داده شود که آیا دیوارکشی میتواند تهدید تروریسم را از جغرافیای کشورهای منطقه دور نگه دارد؟
مساله اصلی چیست؟
با توجه به شرایط کنونی و محیط امنیتی جدیدی که در منطقه و جهان شکل گرفته، تمرکز بر افراد بهعنوان عاملان اصلی تروریسم و انحصار آن در یک جغرافیا به معنای محدودسازی تروریسم، یک دیدگاه و رویکرد بسیار سنتی و غیرموثر است. روایت جهادگرایی رادیکال در افغانستان و برخی جوامع اسلامی طی نیم قرن گذشته با شدت تمام ترویج شده است، بهطوری که اکنون این روایت به یک باور جدی در میان لایههای مختلف بسیاری از جوامع اسلامی تبدیل شده است. شرایط کنونی جهان، از جمله دسترسی گسترده به فناوری و سهولت در سفر افراد، موجب شده که ترویج و تکثیر روایتهای رادیکال بهطرز غیرقابل تصوری آسان شود.
گروههای رادیکال جهادی برخلاف دهههای گذشته، دیگر نیازی به جابهجایی افراد برای تحقق اهداف خود از جوامع مختلف به یک مکان دیگر ندارند. آنها اکنون روایت خود را از طریق شبکههای مجازی، رسانهها و زیرساختهای فناوری تبلیغ میکنند. بهعنوان مثال، داعش برای تأسیس شاخه خود در افغانستان، افراد را از سوریه و عراق نفرستاد، بلکه با تبلیغ روایت خود توانست افراد محلی را در افغانستان جذب کرده و فعالیتهای خود را آغاز کند. به همین ترتیب، اعضای فعال و نیروهای القاعده در افغانستان، شبهقاره هند، خاورمیانه و افریقا عمدتاً افراد محلی هستند که جذب این روایتها شدهاند.
بنابراین، دیوارکشی در مرزهای افغانستان در برابر نفوذ گروههای تروریستی مؤثر نخواهد بود. شاید این اقدام در زمینه جلوگیری از قاچاق مواد مخدر و مهاجران تا حدودی مؤثر باشد، اما در مقابله با تروریسم، تأثیر چندانی نخواهد داشت. یکی از نمونههای ناکام دیوارکشی برای مبارزه با تروریسم، اقدام پاکستان در امتداد خط دیورند است.
جمهوری اسلامی پاکستان در سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفت در طول خط دیورند که حدود ۲۶۴۰ کیلومتر است، حصار بکشد. این پروژه با هزینهای بیش از ۵۰۰ میلیون دالر به اتمام رسید، اما این تجربه نشان داد که حتا در دوران حکومت دولت جمهوری اسلامی افغانستان، و نه اکنون تحت حاکمیت طالبان، حصارکشی نتوانست مانع عبور گروههای تروریستی شود. این ناکامی بیشتر با بازگشت طالبان به قدرت نمایان شد. گروههای تروریستی مانند «تحریک طالبان پاکستان(TTP)» همچنان از این دیوار عبور کرده و تهدیدات امنیتی در پاکستان ایجاد میکنند. در ضمن، روایت رادیکال که در داخل جامعه پاکستان، بهویژه در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان ریشه دوانده، با چنین دیوارهایی از بین نرفته است.
در ابتدا، ایران نیز نسبت به قدرتگیری طالبان در افغانستان موضعی خوشبینانه داشت. برخی مقامات ایرانی، این گروه را بهعنوان یک جریان اصیل اسلامی معرفی کردند و حتا خواستار تعامل بیشتر با حاکمیت جدید در افغانستان شدند. با این حال، دیری نگذشت که تهران نیز با تهدیدات فزاینده امنیتی، قاچاق مواد مخدر و مهاجرتهای غیرقانونی از افغانستان روبهرو شد. این شرایط، ایران را به اتخاذ تدابیر سختگیرانه، از جمله دیوارکشی در مرزهای شرقی، وادار کرد.
با این حال، حتا با احداث دیوار، روایتهای افراطی و تهدیدهای ایدیولوژیکی که از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی بهطور گسترده در منطقه پخش میشوند، به راحتی در میان اقشار مختلف جامعه ایران نفوذ میکنند. تهدیدات امنیتی از سوی افغانستان و گروههای تروریستی وابسته به طالبان، همچنان بهعنوان یک نگرانی عمده برای تهران مطرح است و دیوارکشی بهتنهایی نمیتواند مانع از نفوذ ایدیولوژیهای افراطی شود.
در آسیای مرکزی نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. کشورهای این منطقه، از جمله اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی، با وجود تعامل با طالبان، هر روز بیش از پیش نسبت به تهدیدات تروریستی که از افغانستان نشأت میگیرد، هشیارتر میشوند. اخیرا کشورها عضو این سازمان از پیشنهاد تاجیکستان مبنی بر اعمار دیوار در مرز خود با افغانستان حمایت کرده و آن را راه حلی برای مبارزه با تروریسم خواندهاند. از سوی دیگر، این کشورها خود نیز بهطور بالقوه در معرض افراطگرایی مذهبی هستند. اگرچه تاکنون گروههای تروریستی عمدهای در جغرافیای آسیای مرکزی فعالیت جدی نداشته، اما صدها تن از شهروندان این کشورها در صفوف گروههای تروریستی بینالمللی، بهویژه داعش و القاعده، حضور دارند. به همین دلیل، کشورهای آسیای مرکزی نیز به احداث دیوار و حصارکشی در مرزهای مشترک با افغانستان روی آوردهاند.
اما، با توجه به اینکه ایدیولوژیهای افراطی از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی به راحتی به این کشورها نیز منتقل میشوند، دیوارکشی به تنهایی نمیتواند از نفوذ این افکار جلوگیری کند. این تهدید به یک مساله اجتماعی و فرهنگی بدل شده که مقابله با آن به اقدامات گستردهتر و جامعتری نیاز دارد.
آیا دیوار کشی میتواند مانع صدور تروریسم شود؟
در بررسی تأثیرات دیوارکشی بهعنوان یک راهکار امنیتی برای جلوگیری از صدور تروریسم، باید به این نکته توجه کنیم که تروریسم، بهویژه تروریسم مذهبی و رادیکالیسم جهادی، مفهومی پیچیده و جهانی است که بیشتر از آنکه به جغرافیاهای فزیکی وابسته باشد، به ایدیولوژیها، شبکههای ارتباطی و ابزارهای مدرن دیجیتال متکی است. بنابراین، دیوارکشی نمیتواند بهطور مؤثر به مقابله با تروریسم در سطح منطقهای یا جهانی بپردازد. همانطور که اشاره شد، تروریسم و افراطیت مذهبی یک روایت است که میتواند در جوامعی که زمینههای مساعدی برای رشد آن وجود دارد، ریشه بدواند. متاسفانه، روایت افراطی مذهبی که سالها توسط افراد و نهادهای مذهبی در جوامع اسلامی ترویج شده، اکنون بیش از هر زمان دیگر باعث بروز شرایط مساعد برای افزایش افراطیت و تروریسم مذهبی در این جوامع شده است. کشورهای آسیای مرکزی با وجود داشتن ساختارهای امنیتی محکم، همچنان در معرض خطر رشد افراطیت مذهبی هستند. حضور صدها نفر از شهروندان آسیای میانه در صفوف داعش در خاورمیانه و افغانستان، یا بازداشت افراد این کشورها به اتهام ارتباط با گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده در کشورهای غربی، نشاندهنده آسیبپذیری جدی این جوامع در برابر نفوذ گروههای تروریستی است. این تهدیدات داخلی در جوامع آسیای میانه وجود دارند و دیوارکشی نمیتواند مانع گسترش آنها شود.
تغییر در شیوههای انتشار تروریسم
یکی از جنبههای اصلی که دیوارکشی نمیتواند به آن پاسخ دهد، روشهای جدید تبلیغ و گسترش تروریسم در عصر دیجیتال است. گروههای تروریستی مانند داعش و طالبان در سالهای اخیر نشان دادهاند که با استفاده از شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال، قادر به جذب نیرو و گسترش افکار خود در سرتاسر جهان هستند. خلاف دهههای گذشته که گروههای تروریستی بهطور سنتی از طریق حرکت فزیکی و مهاجرت به کشورهای هدف اقدام میکردند، امروز تروریسم بیشتر از طریق فضای مجازی و تبلیغات آنلاین گسترش مییابد. افراد بهطور مستقیم از طریق انترنت جذب گروههای تروریستی میشوند، بدون آنکه نیازی به عبور از مرزها یا دیوارهای فزیکی باشد. این بدین معناست که دیوارکشی نهتنها نمیتواند از انتشار این ایدیولوژیها جلوگیری کند، بلکه میتواند یک توهم امنیتی ایجاد کرده و تهدیدات واقعی را نادیده بگیرد.
ریشههای اجتماعی و فرهنگی تروریسم
تروریسم و افراطگرایی مذهبی نهتنها پدیدههایی جهانیاند، بلکه ریشههایی عمیق در زمینههای موجود پذیریش افکار رادیکال مذهبی خصوصا با توجه به چندین دهه حضور فعال گروهها و افراد جهادگرا در منطقه، جنبههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع مختلف دارند. این پدیدهها غالباً به بیسوادی، سوءاستفاده از اعتقادات مردمی با تبلیغ نادرست از دین، فقر، بیعدالتی، فساد و بیثباتی سیاسی در کشورهایی مانند افغانستان، پاکستان و برخی کشورهای آسیای مرکزی به وجود میآیند. این شرایط، فضای مساعدی را برای پذیرش ایدیولوژیهای افراطی فراهم میکند و افراد آسیبپذیر را به سمت پیوستن به گروههای تروریستی سوق میدهد.
در چنین شرایطی، ایجاد دیوار فزیکی و مرزهای بسته نمیتواند راهحلی پایدار برای جلوگیری از نفوذ این افکار باشد. حتا اگر مرزها مسدود شوند، همچنان خطر گسترش ایدیولوژیهای افراطی بهویژه در جوامع آسیبدیده وجود دارد. گروههای تروریستی با بهرهگیری از شکافهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به راحتی میتوانند نیروهای جدید جذب کرده و تبلیغات خود را در میان مردم گسترش دهند. این گروهها از فناوریهای نوین، رسانهها و شبکههای اجتماعی برای تبلیغ افکار خود بهرهبرداری میکنند، بهویژه در مناطقی که ضعفهای حکومتی و فساد وجود دارد.
بنابراین، مقابله با تروریسم نیازمند رویکردهای بنیادین و بلندمدت است که شامل ایجاد ثبات سیاسی، تقویت نهادهای دولتی، بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و ارتقای عدالت اجتماعی باشد. برای ریشهکن کردن افراطگرایی، باید به دنبال تغییرات ساختاری در این جوامع باشیم تا از جذابیت گروههای تروریستی کاسته شود و شرایط اجتماعی به سمت صلح و ثبات هدایت گردد.
دیوارکشی بهعنوان یک راهکار موقتی و سطحی
دیوارکشی در مرزها میتواند بهعنوان یک راهکار موقتی و سطحی در مقابله با تروریسم و تهدیدات امنیتی مطرح شود. اگر چه این اقدام در زمینههایی چون مقابله با قاچاق مواد مخدر و مهاجرت غیرقانونی مؤثر است، اما در مقابله با تروریسم و افراطگرایی، بهویژه تهدیدات فراملیتی، نیاز به رویکردهای جامع و پایدارتری داریم. دیوارکشی تنها یک واکنش فوری است که قادر به حل ریشههای پیچیده و جهانی تروریسم نیست.
تروریسم پدیدهای پیچیده است که از شبکهها و ایدیولوژیهای افراطی بهره میبرد و از ابزارهای دیجیتال برای گسترش خود استفاده میکند. برای مقابله با این تهدیدات، باید اقداماتی شامل تقویت همکاریهای بینالمللی، مبارزه با ایدیولوژیهای افراطی و حل بحرانهای اجتماعی و اقتصادی انجام شود. دیوارکشی ممکن است تهدیدات امنیتی را بهطور موقت کاهش دهد، اما نمیتواند گسترش تروریسم مذهبی و افراطی را متوقف کند.
برای مقابله موثر با تروریسم، باید رویکردهایی جامع در نظر گرفته شود که علاوه بر تقویت امنیت، به ابعاد اجتماعی و اقتصادی نیز توجه داشته باشد. این شامل همکاریهای بینالمللی، مبارزه با تأمین مالی تروریسم و ایجاد فرصتهای اقتصادی و اجتماعی است. دیوارکشی نمیتواند مشکلی به این پیچیدهگی را حل کند و برای مقابله با تروریسم، به استراتژیهای بلندمدت و پایدار نیاز داریم.
نتیجهگیری
تروریسم پدیدهای جهانی و پیچیده است که در شرایط کنونی از شبکهها، ایدیولوژیها و ابزارهای دیجیتال بهره میبرد. در این شرایط، دیوارکشی نمیتواند مانع از گسترش تروریسم شود. این اقدام تنها یک راهکار سطحی است که قادر به از بین بردن ریشههای اجتماعی و فرهنگی تروریسم نخواهد بود. برای مقابله مؤثر با تهدیدات تروریستی، باید به دنبال راهکارهای جامع و جهانی باشیم که شامل مبارزه با افراطگرایی، تقویت نظامهای قضایی و امنیتی و همکاریهای بینالمللی برای مقابله با تهدیدات مشترک باشد. در حالی که دیوارکشی ممکن است بهطور موقت تهدیدات امنیتی را کاهش دهد، اما نمیتواند بهطور کلی مشکل تروریسم را حل کند.
شناخت تاریخ فعالیت گروههای تروریستی و اهداف آنها، که معطوف به برپایی نظام اسلامی خاص خود در سراسر جهان است، نشان میدهد که دیوارکشی تنها یکی از اقدامات ابتدایی برای مقابله با تروریسم محسوب میشود. این راهکار ممکن است در زمینههایی همچون جلوگیری از قاچاق سلاح، قاچاق مواد مخدر و مهاجرتهای غیرقانونی موثر باشد، اما نمیتواند مانع گسترش تروریسم مذهبی و افراطگرایی شود.
بنابراین، کشورهای منطقه و جهان باید اقدامات موثری در راستای پایان دادن به رژیم طالبان و برقراری یک دولت قانونی و مشروع در افغانستان انجام دهند. انتظار از طالبان برای مبارزه با تروریسم و مواد مخدر، به اندازه درخواست از گرگ برای محافظت از گوسفندان، سطحی و مضحک است.






