در افغانستان هزاران دختر نوجوان در حالی روزهای خود را در خانه سپری میکنند که پیش از تعطیلشدن آموزش، برای رفتن به مکتب، دانشگاه و ساختن آینده مستقل برنامه داشتند. شماری از آنان پس از پایان صنف ششم دیگر اجازه ادامه آموزش رسمی را نیافتهاند و با گذشت سالها، فاصله آنان از محیط آموزشی بیشتر شده است.
یونیسف (United Nations Children’s Fund) در آگست ۲۰۲۶، اعلام کرد که بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از زمان محدودشدن آموزش دختران بالاتر از صنف ششم در ۲۰۲۱، از آموزش متوسطه محروم شدهاند. بیش از پنج سال میشود که افغانستان همچنان تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان در آن عملاً ممنوع است.
برای دخترانی که از مکتب باز ماندهاند، خانه تنها محل زندهگی نیست؛ برای بسیاری از آنان به محل کتابخوانی و انتظار برای بازگشت به صنف نیز تبدیل شده است. مریم (مستعار)، دختر ۱۶ ساله، میگوید پس از پایان صنف ششم تصور نمیکرد که دیگر نتواند به مکتب برگردد. او میگوید: «وقتی مکتب بسته شد، فکر میکردیم چند ماه بعد دوباره باز میشود. اما ماهها گذشت و سالها شد. من هنوز کتابهایم را نگه داشتهام. بعضی وقتها آنها را باز میکنم و درس میخوانم، اما جای مکتب و معلم را نمیگیرد.»
مریم میگوید که پیش از توقف آموزش، میخواست در آینده وارد دانشگاه شود و یک مسلک مشخص داشته باشد؛ اما اکنون بخش زیادی از وقتش را در خانه سپری میکند.
دورماندن طولانی از آموزش تنها به ازدستدادن یک سال تحصیلی محدود نمیشود. دخترانی که برای چند سال از محیط آموزشی دور میمانند، با خطر ازدستدادن بخشی از مهارتهای درسی و کاهش فرصتهای آموزشی و حرفهای روبهرویند.
یونیسف در گزارشی درباره وضعیت آموزش افغانستان گفته است که در ۲۰۲۴، بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن ابتدایی از مکتب بیرون مانده بودند که حدود ۶۰ درصد آنان دختران بودند. زینب، دختر دیگری که از مکتب باز مانده است، میگوید که بزرگترین نگرانیاش این است که با گذشت زمان، فرصت ادامه تحصیل برایش دشوارتر شود. او میگوید: «وقتی دوستانم را میبینم که درس میخوانند یا درباره دانشگاه و رشتههایشان صحبت میکنند، احساس میکنم من از آنها عقب ماندهام. هنوز علاقه دارم درس بخوانم، اما نمیدانم چه زمانی دوباره این فرصت برایم فراهم میشود.»
برخی دختران برای آنکه از درس و مطالعه فاصله نگیرند، در خانه کتاب میخوانند یا از برنامههای آموزشی آنلاین و دورههای غیررسمی استفاده میکنند. اما دسترسی به انترنت، هزینه دورهها، کمبود تجهیزات و نبود برنامههای آموزشی پایدار از جمله مشکلاتی است که استفاده از آموزش آنلاین را برای همه دختران ممکن نمیکند.
بهار (نام مستعار)، یک دختر ۱۵ ساله، میگوید: «من کوشش میکنم در خانه درس بخوانم. کتاب میخوانم و گاهی از انترنت درس پیدا میکنم، اما وقتی چند ساعت برق نباشد یا انترنت ضعیف باشد، نمیتوانم درست درس بخوانم.»
یونیسف نیز از آموزشهای جامعهمحور و برنامههای بدیل آموزشی بهعنوان یکی از راههای ادامه یادگیری کودکان در افغانستان یاد کرده است. در ۲۰۲۵، حدود ۴۴۲ هزار کودک از برنامههای آموزش جامعهمحور بهرهمند شدند که ۶۶ درصد آنان دختر بودند.
ساره (مستعار)، دختر دیگری، که چند سال است از مکتب دور مانده است، میگوید تلاش میکند از طریق کتاب و آموزشهای آنلاین مهارتهایش را حفظ کند. او میگوید: «من نمیخواهم چند سال بعد احساس کنم همه چیز را فراموش کردهام. هر روز کوشش میکنم چیزی یاد بگیرم؛ انگلیسی، کمپیوتر یا کتاب بخوانم. اما این با رفتن به مکتب فرق دارد.»
به گفته ساره، چیزی که بیشتر از همه کمبودش احساس میشود، ارتباط با معلم و همصنفان است.
محرومیت از آموزش تنها آینده تحصیلی دختران را تحت تاثیر قرار نمیدهد. یونیسف هشدار داده که ادامه محدودیتها میتواند افغانستان را در سالهای آینده با کمبود متخصصان زن، از جمله آموزگاران و کارکنان صحی، روبهرو کند.
براساس تحلیل یونیسف، در صورت ادامه محدودیتها، افغانستان تا ۲۰۳۰، ممکن است با ازدستدادن حدود ۲۰ هزار آموزگار زن و ۵۴۰۰ کارمند صحی زن روبهرو شود. شمار آموزگاران زن در آموزش ابتدایی نیز از نزدیک به ۷۳ هزار نفر در ۲۰۲۲ به حدود ۶۶ هزار نفر در ۲۰۲۴ کاهش یافته است.
سمیه، یک مادر، میگوید نگرانی او تنها درباره امروز دخترش نیست. او میگوید: «دخترم میخواهد داکتر شود. نمیدانم وقتی چند سال از درس دور باشد، چگونه میتواند به آرزویش برسد. ما میخواهیم او درس بخواند و آینده خودش را بسازد برای دخترانی که از مکتب باز ماندهاند، گذشت هر سال تنها گذشت زمان نیست؛ سالهایی است که میتوانستند در صنف باشند، امتحان بدهند، مهارت بیاموزند و برای ورود به دانشگاه و بازار کار آماده شوند.»
یونیسف در آگست ۲۰۲۶، گفت که بیش از ۲.۶ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم شدهاند و هشدار داد که دختران خارج از مکتب با خطرات بیشتری از جمله کار کودکان، ازدواج زودهنگام، سوءاستفاده و خشونت مبتنی بر جنسیت مواجهند.
با وجود این شرایط، شماری از دختران هنوز کتابهایشان را کنار نگذاشتهاند. برخی در خانه مطالعه میکنند، برخی به آموزش آنلاین رو میآورند و شماری دیگر هم در حلقههای کتابخوانی و برنامههای آموزشی غیررسمی شرکت میکنند.
اما برای بسیاری از آنان، خواسته اصلی ساده است: بازگشت به صنف، داشتن معلم، دیدن همصنفان و ادامه مسیری که پیش از بستهشدن درهای مکتب برایشان آغاز شده بود. مریم میگوید: «من هنوز میخواهم درس بخوانم. هنوز برای آیندهام آرزو دارم. فقط نمیخواهم سالهای بیشتری منتظر بمانم.»







