در آستانه پنجمین سالروز سلطه طالبان، شماری از زنان و دختران افغانستان میگویند که محدودیتها و محرومیتهای اعمالشده از سوی این گروه بر آموزش، کار و حضور اجتماعی آنان، در سایه کاهش فشار و توجه جامعه جهانی، بهتدریج در حال عادیشدن است. آنان میافزایند وضعیتی که در آغاز غیرقابلقبول و موقتی تصور میشد، اکنون به بخشی از زندهگی روزمره زنان تبدیل شده است. به گفته آنان، ادامه این روند میتواند حذف زنان از جامعه را به واقعیتی پذیرفتهشده در افغانستان تبدیل کند.
این زنان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که زنان و دختران افغانستان بیش از همدردی و تحسین، به فرصت آموزش، کار و حضور آزادانه در جامعه نیاز دارند. آنان تاکید میکنند که جامعه جهانی نباید تنها از مقاومت و تابآوری زنان ستایش کند، بلکه باید برای تامین حقوق اساسی آنان اقدامهای عملی انجام دهد. این زنان از جامعه جهانی میخواهند که در برابر محدودیتهای طالبان سکوت نکند و برای جلوگیری از عادیشدن محرومیت زنان، فشار سیاسی و اقدامهای عملی بر این گروه را افزایش دهد.
پنج سال پس از سلطه طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ و فروپاشی دولت پیشین، زنان از نخستین گروههایی بودهاند که با محدودیتهای گسترده و نظاممند روبهرو شدهاند. طالبان با صدور فرمانها و دستورهای پیهم، دسترسی زنان و دختران به آموزش، کار، فعالیتهای اجتماعی و حضور در عرصه عمومی را محدود یا ممنوع کردهاند. این محدودیتها بخش بزرگی از زندهگی اجتماعی زنان را تحت تاثیر قرار داده و از سوی شماری از نهادها و فعالان حقوق بشری، مصداق تبعیض نظاممند جنسیتی و «آپارتاید جنسیتی» دانسته شده است.
شکیلا، (مستعار) یکی از دخترانی که در پنج سال گذشته زیر حاکمیت طالبان زندهگی کرده است، میگوید محدودیتهای این گروه در سایه کمرنگشدن توجه جامعه جهانی، بهتدریج در جامعه عادی شده است. او میافزاید محدودیتهایی که در ماههای نخست سلطه طالبان موقتی و غیرقابلدوام به نظر میرسید، اکنون به بخشی از زندهگی روزمره زنان و دختران تبدیل شده است.
شکیلا میگوید: «در سالهای نخست، بسیاری از فرمانها و محدودیتهای طالبان با واکنش مردم و جامعه جهانی روبهرو میشد، اما حالا بسیاری از مردم میگویند که در برابر این وضعیت چه کاری از دست ما ساخته است. کمکم این محدودیتها به بخشی از زندهگی زنان تبدیل شده و بسیاری ناچار شدهاند آن را بپذیرند. برای من، عادیشدن این وضعیت بسیار دردناک است.»
این بانو میافزاید که ادامه تعامل برخی کشورها با طالبان و بهرسمیتشناسی این گروه از سوی روسیه، نگرانیها درباره تداوم محدودیتهای زنان را افزایش داده است. به باور شکیلا، جامعه جهانی باید محدودیتهای گسترده علیه زنان را جدی بگیرد و برای پاسخگوکردن طالبان و حمایت از حقوق زنان افغانستان اقدام موثر انجام دهد.
زرلشت، یکی دیگر از دختران، میگوید نگران است محدودیتهای وضعشده از سوی طالبان به بخشی پذیرفتهشده از زندهگی زنان و دختران در افغانستان تبدیل شود؛ بهگونهای که نسل جدید این محدودیتها را وضعیت عادی تصور کند و فرصت تغییر آن را نداشته باشد. او میافزاید که جامعه جهانی نیز در سالهای اخیر توجه خود را از افغانستان کاهش داده و تمرکز آن بیشتر بر جنگها و بحرانهای دیگر معطوف شده است.
زرلشت میگوید: «ما در این پنج سال از راههای مختلف صدای خود را بلند کردهایم و تسلیم نشدهایم، اما جامعه جهانی میتوانست فشار بیشتری بر طالبان وارد کند که نکرد. ما تنها از جامعه جهانی شکایت نداریم؛ از مردان و تکتک افراد جامعه نیز انتقاد داریم که در برابر فرمانها و محدودیتهای طالبان سکوت کرده و به وضعیتی تن دادهاند که افغانستان با قوانین سختگیرانه و تبعیضآمیز اداره شود.»
این بانو میافزاید: «در سالهای گذشته، زنان برای بهدستآوردن حقوق خود و حضور در جامعه مبارزه کردند و بهتدریج این باور در جامعه شکل گرفته بود که زنان میتوانند در عرصههای مختلف نقش داشته باشند. زنان در بخشهای مهم جامعه و نهادهای دولتی حضور داشتند، اما اکنون یک زن حتا در بسیاری موارد نمیتواند درباره زندهگی خودش تصمیم بگیرد؛ چه رسد به اینکه در خانواده و جامعه نقش مؤثر داشته باشد.»
زرلشت تاکید میکند که واکنش جامعه جهانی نباید تنها به صدور بیانیه و ابراز نگرانی محدود شود. او میگوید: «ما به چیزی فراتر از بیانیه نیاز داریم. جامعه جهانی نباید فقط شاهد محدودیتها و سرکوب زنان باشد؛ باید برای تغییر این وضعیت و حمایت عملی از حقوق زنان افغانستان اقدام کند.»
کوثر هاشمی، یکی از دختران بازمانده از آموزش، میگوید در روزهای نخست سلطه طالبان، تصور زندهگی زیر حاکمیت این گروه برایش بسیار دشوار بود. او میافزاید که با گذشت زمان، زنان و دختران تا اندازهای به این شرایط عادت کردهاند؛ اما این عادتکردن به معنای پذیرفتن وضعیت نیست و ادامه این شرایط گاهی او را دچار ناامیدی میکند.
این دختر میگوید: «روزهای اول که طالبان آمدند، تصور اینکه من در چنین حکومتی زندهگی کنم، برایم بسیار سخت بود. از ترس، از نوع پوشش و از محدودیتهایی که ممکن بود بر ما وضع شود، نگرانی زیادی داشتم. فکر میکردم اگر اجازه تحصیل نداشته باشم، راههای بیرونشدن از کشور بسته شود و مثل یک آدم بیسواد در گوشه خانه بنشینم، چهطور زندهگی خواهم کرد. با گذشت زمان شاید به این شرایط عادت کردهایم، اما این به معنای خوبشدن وضعیت نیست. گاهی وقتی به شرایط فکر میکنم، واقعاً افسرده و ناامید میشوم.»
در همین حال، شماری از فعالان حقوق بشر میگویند سیاستهای طالبان در پنج سال گذشته، دامنه محدودیتها بر زنان و دختران را بهگونه بیسابقهای گسترش داده است. آنان میافزایند ادامه این وضعیت، زنان را از آموزش، کار و مشارکت در بخشهای مختلف جامعه دور کرده و پیامدهای آن میتواند برای نسلهای آینده نیز سنگین باشد. از دید آنان، کاهش فشارهای بینالمللی بر طالبان در برابر این محدودیتها، زمینه ادامه و تشدید سیاستهای این گروه را فراهم کرده است.
ترنم سعیدی، فعال حقوق زن، میگوید طالبان در پنج سال گذشته با وضع محدودیتهای گسترده، زنان را از آموزش، کار و بخش بزرگی از فعالیتهای اجتماعی کنار زدهاند. او میافزاید دامنه این محدودیتها از حضور اجتماعی زنان فراتر رفته و به رفتوآمد، ازدواج و برخی امور خصوصی زندهگی آنان نیز رسیده است. به گفته سعیدی، این سیاستها فرصت استفاده از دانش و توانایی زنانی را که در ۲۰ سال گذشته در عرصههای مختلف فعالیت کرده بودند، از آنان گرفته است.
سعیدی تاکید میکند که پیامد این محدودیتها تنها متوجه زنان نیست، بلکه حذف زنان از عرصههای اجتماعی و اقتصادی بر آینده کل جامعه افغانستان نیز اثر گذاشته است. او همچنین میگوید کاهش فشار سیاسی جامعه جهانی بر طالبان، زمینه تداوم این سیاستها را فراهم کرده است.






