پس از تسلط طالبان بر افغانستان، شماری از زنان تحصیلکرده این کشور را به مقصد سایر کشورها ترک کردهاند. با هر فرمان یا محدودیت تازهای که از سوی هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، وضع میشود، شمار زنانی که تصمیم به مهاجرت میگیرند یا واقعاً کشور را ترک میکنند، افزایش مییابد. همزمان، شماری از جامعهشناسان از افزایش مهاجرت زنان تحصیلکرده ابراز نگرانی کرده و آن را نتیجه محدودیتهای گسترده اجتماعی و سیاسی طالبان میدانند. به گفته آنان، این زنان کشور را ترک میکنند تا محدودیتهای فعلی را پشت سر گذاشته و فرصتهای تحصیلی و شغلی بهتری پیدا کنند.
از دید جامعهشناسان، محروم کردن زنان از حقوق اساسی، آموزش و اشتغال نهتنها زندهگی فردی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه توسعه علمی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان را نیز با چالش مواجه میسازد. آنان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که هشتم مارچ، روز جهانی همبستهگی زنان، فرصتی است تا جامعه جهانی به وضعیت زنان تحصیلکرده افغانستان توجه بیشتری نشان دهد و از فرار استعدادهای آنان جلوگیری کند. این جامعهشناسان از طالبان نیز میخواهند که توان و ظرفیت زنان تحصیلکرده افغانستان را نادیده نگیرند.
راشد صدیقی، یکی از جامعهشناسان، میگوید که مهاجرت زنان تحصیلکرده در افغانستان یک روند نگرانکننده است. او میافزاید که اگر این روند ادامه پیدا کند، میتواند جامعه افغانستان را به سمت بحران و وضعیت نامطلوب سوق دهد. به باور صدیقی، برای جلوگیری از این وضعیت باید فرصتها و زمینههای رشد و اشتغال زنان در داخل کشور فراهم شود.
آقای صدیقی با اشاره به تجربه سالهای گذشته در تاریخ افغانستان میگوید: «پس از سقوط نظام جمهوریت، شمار زیادی از جمعیت تحصیلکرده کشور، بهویژه زنان تحصیلکرده، افغانستان را ترک کردند. نبود فرصتها و محدود شدن زمینهها در کشور، بسیاری از آنان را وادار به مهاجرت اجباری کرد. متأسفانه این روند تأثیرات گستردهای بر بخشهای اجتماعی، افراد، خانوادهها و آینده جامعه داشته است. جامعه که نیازمند تغییرات و تحولات مثبت است، با از دست دادن این افراد با پیامدهای بسیار ناگواری مواجه میشود.» از دید او، تجربه تاریخ افغانستان نشان داده است که حتا اگر اوضاع کشور دوباره به حالت مطلوب برگردد، احتمال بازگشت بسیاری از این زنان اندک است و این وضعیت میتواند جامعه را به سمت عقبگرد سوق دهد.
ضیا نیکزاد، یکی دیگر از جامعهشناسان، میگوید که وضع محدودیتهای طالبان بر زنان تحصیلکرده در افغانستان آنان را ناگزیر به مهاجرت کرده است. او میافزاید که مهاجرت این قشر فعال جامعه میتواند روند رشد کشور را کند ساخته و جامعه را به سمت رکود سوق دهد. به باور او، زنان در شرایط کنونی افغانستان آیندهای برای خود نمیبینند و به همین دلیل برای یافتن فرصتهای تازه دست به مهاجرت میزنند.
آقای نیکزاد میافزاید: «تا زمانی که محدودیتها و محرومیتهای اجتماعی و سیاسی وجود نداشته باشد، هیچ فردی دوست ندارد فرهنگ، مردم و وطن خود را رها کند. همانگونه که شما در جریان هستید، پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان شرایط اجتماعی سختی برای زنان ایجاد شد. آنان نمیتوانند به آموزش و تحصیل خود ادامه دهند یا در فعالیتهای اقتصادی آزادانه سهم بگیرند و اگر هم فعالیتی داشته باشند، با محدودیتهای فراوان روبهرو هستند. از همین رو، چون آیندهای برای خود در اینجا نمیبینند، به مهاجرت روی میآورند.»
این جامعهشناس تأکید میکند که مهاجرت زنان تحصیلکرده تنها بر زندهگی خود آنان تأثیر نمیگذارد، بلکه بر زنانی که در افغانستان باقی میمانند نیز اثر منفی میگذارد و شرایط زندهگی برای آنان دشوارتر میشود. او میافزاید: «مهاجرت زنان تحصیلکرده میتواند پیامدهای منفی برای جامعهای مانند افغانستان داشته باشد، زیرا کشور یک قشر نخبه و تحصیلکرده را از دست میدهد و از نگاه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به عقب رانده میشود. زنان تحصیلکرده در واقع الگوهای مهمی برای دیگر زنان هستند. وقتی این الگوها کشور را ترک میکنند، بر زنانی که در افغانستان باقی میمانند تأثیر میگذارد و امید، آرزو و انگیزه آنان کاهش مییابد. در نهایت ممکن است برخی از زنان از ادامه تحصیل نیز منصرف شوند. جامعه افغانستان به حمایت و الگوهای موفق نیاز دارد، اما وقتی این الگوها مهاجرت میکنند، شرایط اجتماعی برای زنانی که میمانند دشوارتر میشود.»
در همین حال، شماری از زنانی که افغانستان را ترک کردهاند میگویند تا زمانی که طالبان بر این کشور حاکم باشند، هیچ نوع پیشرفت و آینده روشنی برای زنان دیده نمیشود. آنان میافزایند که محدودیتهای گسترده بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان سبب شده است که بسیاری از زنان تحصیلکرده راه مهاجرت را انتخاب کنند.
سیما یوسف (مستعار)، یکی از خبرنگارانی که مدرک کارشناسی ارشد در رشته خبرنگاری دارد، میگوید که پس از تسلط طالبان بر افغانستان ناگزیر شد برای داشتن آیندهای بهتر کشور را ترک کند. او میافزاید که هنوز به کشور میزبان نرسیده است، اما باور دارد که در آنجا فرصتهای بیشتری برای رشد و پیشرفت خواهد داشت تا اینکه در افغانستان با محدودیتها زندگی کند. به گفته او، با وجود دشواریهای مهاجرت، زندهگی در کشوری دیگر را نسبت به ماندن در افغانستان زیر حاکمیت طالبان ترجیح میدهد.
بانو یوسف میگوید: «پس از تسلط طالبان، بیشتر مهاجرتها اجباری بوده است. برخی از افراد بهدلیل نگرانیهای امنیتی و احساس خطر کشور را ترک کردند. شماری دیگر بهدلیل فقر، مشکلات اقتصادی و برای پیدا کردن لقمه نانی به کشورهای همسایه مهاجرت کردند. برخی نیز بهدلیل اینکه زمینه آموزش برای دخترانشان فراهم نبود، افغانستان را ترک کردند و عدهای دیگر هم به این دلیل که با طالبان همسو و همفکر نبودند، وضعیت موجود را نپذیرفتند و مهاجرت را انتخاب کردند. من نیز دلایل مشخص خود را داشتم. به عنوان یک دختر افغان، دیگر زمینه آموزش و کار برایم وجود نداشت و تهدیدهای غیرمستقیمی را نیز احساس میکردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم افغانستان را ترک کنم.»
براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲.۵ میلیون پناهنده در سراسر جهان به اسکان مجدد نیاز دارند که در میان آنان، شهروندان افغانستان در صدر قرار دارند.
پس از سقوط حکومت پیشین به دست طالبان، موج بزرگی از کادرهای علمی و مسلکی، بهویژه از میان زنان، کشور را ترک کردند.






