با وجود گسترش خدمات درمانی، شماری از مردم افغانستان هنوز هم برای درمان ناباروری، اختلالات روانی و برخی بیماریها، از جمله سرطان، به زیارتهای ولایت غزنی مراجعه میکنند. آنان میگویند که هزینههای بلند درمان، بیاعتمادی به طب مدرن و باورهای مذهبی، از عوامل اصلی روی آوردنشان به این مکانها است. این شهروندان ادعا میکنند که در شماری از موارد، پس از حضور در این مکانها، تغییراتی در وضعیت بیمارانشان مشاهده کردهاند. آنان تاکید میکنند که مراجعه به زیارتها با هدف درمان، حتا اگر به بهبودی کامل منجر نشود، دستکم پیامد منفی برای آنان نداشته است. از دید آنان، این شیوه در مقایسه با درمان پزشکی هزینه کمتری دارد و برای بیماران آرامش روحی فراهم میکند. به باور این شهروندان، زیارتها تنها یک مکان مذهبی نیست، بلکه محلی برای جستوجوی امید و درمان نیز به شمار میرود.
در همین حال، شماری دیگر از شهروندان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که پیش از مراجعه به زیارتها، راههای مختلف درمانی را امتحان کردهاند، اما پس از نتیجه نگرفتن، به این مکانها روی آوردهاند. آنان تاکید میکنند که این تصمیم بیشتر از روی ناچاری و امید به بهبود وضعیت بیمارانشان گرفته شده است.
همهروزه در گوشهوکنار شهر غزنی، آرامگاههای مختلف، بهویژه آرامگاه شمسالعارفین معروف به «شمس بابا»، میزبان دهها شهروندی است که برای درمان بیماریهای چون سرطان، اختلالات روانی، ناباروری و مشکلات دیگر به این مکانها مراجعه میکنند.
آرامگاه شمس بابا تنها زیارتگاه غزنی نیست که شماری از مردم برای برآورده شدن حاجات و درمان بیماریهای خود به آنها مراجعه میکنند. آرامگاههای سلطان محمود، خواجه بلغار، سید حسن، سید جعفر، بهلول دانا، ابوریحان بیرونی و دهها مقبره دیگر نیز در این ولایت از جمله مکانهاییاند که باورمندان خاص خود را دارند.
حکیمه، یکی از باشندهگان کابل، میگوید که بهتازهگی برادرش را که دچار اختلال روانی است، برای درمان به زیارت شمس در غزنی برده است. او میافزاید که پیش از این، بارها درباره اثرگذاری این زیارت از مردم شنیده بود و به همین دلیل تصمیم گرفته است برادرش را به این مکان ببرد. به گفته حکیمه، آنان تا کنون برادرش را نزد رواندرمان یا پزشک متخصص نبردهاند؛ زیرا باور دارند که مراجعه به رواندرمانان نتیجهای ندارد.
حکیمه میگوید: «برادرم وقتی خانمش از او طلاق گرفت، آهستهآهسته وضعیت روانیاش خراب شد. او را به زیارت سخی و زیارتهای ابوالفضل بردیم تا درمان شود و حتا بندی هم به کمرش بستیم، اما نتیجه نگرفتیم. حالا مردم زیارت شمس در غزنی را زیاد تعریف کردند؛ به همین دلیل برادرم را به اینجا آوردهایم تا درمان شود.»
سمیعالله، یکی از باشندهگان بغلان، میگوید که پس از نتیجه نگرفتن از روند درمان پزشکی، مادرش را که به بیماری سرطان مبتلا است، به زیارتهای غزنی برده است. او میافزاید که با وجود ادامه درمان پزشکی، امیدوار است توسل به این مکانها به بهبود وضعیت مادرش کمک کند.
سمیعالله میگوید: «مادرم را بارها درمان کردیم، حتا برای درمان به هند بردیم، اما هنوز سرطان از وجودش برطرف نشده است. او را به زیارت غزنی آوردیم تا شاید بهبود یابد؛ زیرا بارها شنیدهایم که مردم برای درمان بیماریهای مختلف به اینجا مراجعه کردهاند. به همین دلیل، مادرمان را آوردیم و اگر بهبود یافت، نذرش را ادا میکنیم. این زیارت آخرین گزینهای بود که برای درمان او انتخاب کردیم.»
در همین حال، شماری از پزشکان میگویند که هرچند عرضه خدمات صحی نسبت به گذشته بهبود یافته است، اما هنوز هم شماری از مردم بهدلیل آگاهی پایین، مشکلات اقتصادی و باورهای سنتی، بهجای مراجعه به پزشک، به ملاها و زیارتها مراجعه میکنند.
این پزشکان هشدار میدهند که تاخیر در مراجعه به مراکز درمانی، بهویژه برای بیماران مبتلا به سرطان و اختلالات روانی، میتواند روند تشخیص و درمان را دشوارتر کند و در برخی موارد پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد.
سمیرا شهیر رحیمی، یکی از پزشکان، میگوید که مراجعه بیماران مبتلا به سرطان و بیماریهای دیگر به ملاها و زیارتها، بهدلیل فقر، آگاهی پایین و باورهای سنتی، همچنان ادامه دارد. او میافزاید که تاخیر در آغاز درمان پزشکی، بهویژه در بیماری سرطان، میتواند فرصت درمان موثر را از بیماران بگیرد.
سمیرا شهیر رحیمی میگوید: «متاسفانه در افغانستان بهدلیل فقر، سطح پایین آگاهی و باورهای فرهنگی، شماری از بیماران بهجای مراجعه به داکتر، به ملاها و زیارتها مراجعه میکنند. خانوادهها تلاش میکنند از راه دم و دعا، نهتنها سرطان، بلکه بیماریهای دیگر را نیز درمان کنند. هرچند این باورها ممکن است از نگاه روانی به بیمار آرامش بدهد، اما در برابر بیماریهایی مانند سرطان، جایگزین درمان طبی شده نمیتواند؛ زیرا حجرات سرطانی به رشد خود ادامه میدهند و میتوانند بخشهای دیگر بدن را نیز درگیر کنند.»
رحیمی میافزاید: «وقتی یک بیمار سرطانی بهجای مراجعه به پزشک، مدتها به ملا یا زیارت مراجعه میکند، زمان مهم درمان از دست میرود و بیماری به مرحله پیشرفته میرسد. همین حالا بیماری را میبینم که در مراحل ابتدایی به ملا برده شده بود و به او گفته بودند ۱۵ روز پیهم بیاید تا با دم و دعا و دواهای یونانی درمان شود و نیازی به داکتر ندارد. حالا وضعیت او بسیار وخیم شده و به کیموتراپی و رادیوتراپی نیاز دارد؛ در حالی که اگر به موقع مراجعه میکرد، امکان درمان بهتر وجود داشت.»
مراجعه به زیارتها برای درمان بیماریها و حل مشکلات شخصی، از باورهای سنتی شماری از مردم افغانستان است که از گذشتههای دور تا کنون ادامه یافته است. در فرهنگ عامه، برخی زیارتگاهها مکانهایی برای دعا، نذر و توسل دانسته میشوند و شماری از مردم در کنار مراجعه به مراکز درمانی یا پیش از آن، برای بهبود بیماران خود به این مکانها مراجعه میکنند.
غزنی از جمله ولایتهایی است که بهدلیل داشتن زیارتگاهها و آرامگاههای تاریخی متعدد، همواره میزبان مراجعهکنندهگانی از ولایتهای مختلف بوده است. شماری از باورمندان، این مکانها را محلی برای برآورده شدن حاجات و درمان بیماریها میدانند و برای مشکلاتی مانند ناباروری، اختلالات روانی و بیماریهای دیگر به آنها مراجعه میکنند.
در این زیارتها، برخی مراجعهکنندهگان دستمال، چادر یا تکههایی از پارچه را به محلهای مشخص میبندند و شماری نیز بیماران خود را در کنار علمهای موجود در این مکانها میخوابانند. آنان باور دارند که این کار میتواند به بهبود وضعیت بیمارانشان کمک کند. همچنان، نگهبانان و متولیان این زیارتها به مراجعهکنندهگان راهنماییها و توصیههایی ارایه میکنند.
در سالهای اخیر، مشکلات اقتصادی، هزینههای بلند درمان، کمبود دسترسی به خدمات تخصصی صحی در شماری از مناطق و دشواری انتقال بیماران به مراکز مجهز درمانی، از عواملی عنوان میشود که برخی خانوادهها را به استفاده از روشهای سنتی و مراجعه به زیارتها سوق داده است.






